چـکـامـهـ زار 🌘📜
Відкрити в Telegram
سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانیست که نمیدانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2
Показати більше469
Підписники
+2224 години
+157 днів
+1630 днів
Архів дописів
نه درگیر حاشیهم،نه شلوغی، درسم را میخوانم، چایی ام را مینوشم کنار چندتا آدم درست،آرامم.
هر روز میکوشم از آنچه بودهام فراتر بروم،اندکی بهتر، اندکی آگاهتر و اندکی نزدیکتر به رویاهایم...!
بعضی دخترها قوی به دنیا نمیآیند،زندگی آنها را قوی میکند. آنقدر که میان جنگیدن برای رویاها تحمل دردها و پنهان کردن خستگیها، گاهی یادشان می رود که قرار بود فقط یک دختر باشند،نه یک جنگجوی خسته.
به زنده ماندن در این دیار چه پای سختی فشرده ام، چه مرگها آزموده ام، ولی شگفتا! نمُرده ام.
یک کلمه سنگین در عربی هست
به اسم “الکُرْبَة”
به معنای غمی که
نه می شود گفت،نه می شود پنهان کرد…
فقط می نشیند و نفس را تنگ می کُند.
پ.ن؛ حسی شبیه جمعه،آرام،سنگین و طولانی!
هر چی سن ات بالاتر میرود تازه میفهمی در برابر مشکلات دیگر، شکست عشقی پیش پا افتاده ترین مسئلهای است که میتوانی در زندگی ات بابتش ناراحت باشی.
هر چی سنت بالاتر میرود تازه میفهمی در برابر مشکلات دیگر، شکست عشقی پیش پا افتاده ترین مسئلهای است که میتوانی در زندگی ات بابتش ناراحت باشی.
Repost from N/a
و تو انگار از دل هنر و اندوه زاده شدهای، تأثیرگذار، ژرف و ماندگار. هم لطافت داری، هم عمقی که فراموش نمیشود.
