uk
Feedback
چـکـامـهـ زار 🌘📜

چـکـامـهـ زار 🌘📜

Відкрити в Telegram

سر انجام به ادبیات روی آوردم؛ پیوسته پناهگاه کسانی‌ست که نمی‌دانند سر پُر شور خود را کجا بر زمین بگذارند. 2024/12/2

Показати більше
452
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
+230 днів
Архів дописів
ایبار از جزا میگذرم

بُردمممم

شیروع

در حال ساخت چالش

در حال ساخت چالش

در حال ساخت چالش

در حال ساخت چالش

بیایید گیم

کانال مه قسم خورده که پنجصد تایی نشه💔

او تلاش می‌کرد که حالش خوب شود و انسان شادی باشد، قدم می‌زد، گریه می‌کرد، با دوستانش وقت می‌گذراند، کتاب می‌خواند، سفر می‌رفت، اما هرچقدر که تقلا می‌کرد، باز هم چیزی از سنگینی قلبش کم نمی‌شد. انگار خلأ ای در او بود که با هیچ چیز پر نمی‌شد.

جمعة(:
جمعة(:

sticker.webp0.65 KB

🤍
+1
🤍

إلى ربي Abdulaziz Alrashed.mp31.28 MB

عاشق شدن مانند پریدن از مکان بلندی است... عقل‌تان می‌گوید: «این کار را نکن، خواهی مُرد...». اما قلب‌تان می‌گوید: «نگران نباش، تو می‌توانی پرواز کنی». د. ادهم شرقاوی خلیل الرحمن خباب

یکی از قشنگ‌ترین نامه‌هایی ک کسی در وصف محبوب اش نوشته...
یکی از قشنگ‌ترین نامه‌هایی ک  کسی در وصف محبوب اش نوشته...

sticker.webp0.05 KB

خلاصه‌ی زندگی من شده بخور و نمیر بخواب و نمیر بخوان و نمیر بنویس و نمیر تمام. #دوشیزه_سادات

بحث ما بر سر حرام بودن موسیقی بود. او قبول نمی‌کرد که شنیدن موسیقی، یا حتی پخش کردن آن برای اینکه خودش و دیگران بشنوند، کار درستی نیست و حرام است. برای همین به او گفتم: «این‌همه موسیقی دوست داری و حتی آن را غذای روح خود می‌نامی؛ پس یک سؤال را از خودت بپرس: آیا دوست داری درست در همان لحظه‌ای که مشغول شنیدن موسیقی هستی، قبض روح شوی؟» چند لحظه سکوت کرد و در پاسخ، سرش را به نشانه‌ی «نه» تکان داد. به شماهایی که به موسیقی وابسته‌اید نیز می‌گویم: یک‌بار همین سؤال را صادقانه از نفس خود بپرسید؛ آیا دوست دارید در حالی که مشغول شنیدن یا پخش موسیقی هستید، مرگتان فرا برسد؟ در روایات آمده است که انسان بر همان حالتی که از دنیا می‌رود، محشور خواهد شد. پس بیایید کمی بیشتر مراقب اعمال و انتخاب‌های خود باشیم؛ زیرا هیچ‌کس نمی‌داند پایان زندگی‌اش چگونه خواهد بود و آیا حسن خاتمه نصیبش می‌شود یا نه. مرگ، زمان و مکان مشخصی ندارد. ممکن است آخرین لحظه‌ی زندگی ما درست در همان کاری باشد که اکنون آن را عادی و بی‌اهمیت می‌دانیم. پس پیش از آن‌که از خود بپرسیم «آیا این کار واقعاً حرام است؟»، گاهی بد نیست از خود بپرسیم: «اگر همین لحظه آخرین لحظه‌ی زندگی من باشد، آیا دوست دارم خداوند مرا در همین حال ببیند؟» مؤمن کسی نیست که خود را بی‌گناه بداند؛ مؤمن کسی است که همیشه از پایان کار خویش بیم دارد، مراقب قدم‌هایش است و برای حسن خاتمه تلاش می‌کند. شاید چیزی برای دیگری کوچک به نظر برسد، اما وقتی پای آخرت در میان باشد، هیچ‌چیز را نباید بدون آگاهی و دلیل، کوچک شمرد. پس بیایید پیش از آن‌که عادت‌هایمان ما را با خود ببرند، خودمان آن‌ها را بررسی کنیم؛ چه می‌شنویم، چه می‌بینیم، چه می‌گوییم و چه چیزی را برای دیگران نشر می‌کنیم. چون ممکن است چیزی که امروز تنها «یک عادت» می‌دانیم، فردا در برابر ما به عنوان یک انتخاب ثبت شده باشد. #دوشیزه_سادات

من گرفتار شبم در پی ماه آمده‌ام سیب را دست تو دیدم به گناه آمده‌ام سیب دندان زده از دست تو افتاد زمین باغبانم که فقط محضِ نگاه آمده‌ام چال اگر در دل آن صورت کنعانی هست بی برادر همه شب در پی چاه آمده‌ام شب و گیسوی تو تا باز به هم پیوستند من به شبگردی این شهرِ سیاه آمده‌ام این همه تند مَرو شعر مرا خسته مکن من که در هر غزلم سوی تو راه آمده‌ام