•𝟷•
Відкрити в Telegram
فَهمیدَم کِه هَرچِقَدر بِزارَم مَعرِفَت باز تَهِش آدَم بَدَم مَن!..🖤
Показати більше397
Підписники
-624 години
-197 днів
-2630 днів
Архів дописів
397
شاید بعداً برایت تعریف خواهم کرد که آن شب ها چگونه گذشت اما هیچوقت صبح نشد.
دنیای موازی / ۱۵۰۰
397
امیدوارم؛
از همان شرابی که در جام دیگران ریختی بنوشی، همان خیالی را که برای دیگران بافتی، بپوشی و در همان دنیایی که برای دیگران ساختی، زندگی کنی.
397
تو شاید عاشقم هستی و مغروری، نمیگویی
تو مغروری که از دلتنگی و دوری نمی گویی
تو هم دلتنگی و هم بی قراری در خیالاتم
تو من را دوست داری، عاشق این احتمالاتم
نمی گویم که چشمانت فقط دنبال من باشد
ولی کاش میشد دست هایت مال من باشد
پس از دست تو، دست دیگری هرگز نمی گیرم
که مردم زنده از عشقند و من با عشق میمیرم
- علی قاضی نظام | شـــعر
