عاطفه اسدی
Відкрити в Telegram
548
Підписники
+124 години
+77 днів
+1530 день
Триває завантаження даних...
Схожі канали
Хмара тегів
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
серпень '26
серпень '26
+3
в 0 каналах
липень '26
+42
в 1 каналах
Get PRO
червень '26
+53
в 2 каналах
Get PRO
травень '26
+42
в 5 каналах
Get PRO
квітень '26
+13
в 1 каналах
Get PRO
березень '26
+5
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+27
в 2 каналах
Get PRO
січень '26
+22
в 1 каналах
Get PRO
грудень '25
+13
в 1 каналах
Get PRO
листопад '25
+16
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '25
+27
в 4 каналах
Get PRO
вересень '25
+16
в 2 каналах
Get PRO
серпень '25
+36
в 4 каналах
Get PRO
липень '25
+22
в 4 каналах
Get PRO
червень '25
+41
в 3 каналах
Get PRO
травень '25
+53
в 4 каналах
Get PRO
квітень '25
+57
в 6 каналах
Get PRO
березень '25
+37
в 4 каналах
Get PRO
лютий '25
+67
в 6 каналах
Get PRO
січень '25
+90
в 6 каналах
Get PRO
грудень '24
+95
в 5 каналах
Get PRO
листопад '24
+50
в 4 каналах
Get PRO
жовтень '24
+65
в 6 каналах
Get PRO
вересень '24
+109
в 5 каналах
Get PRO
серпень '240
в 2 каналах
Get PRO
липень '24
+31
в 3 каналах
| Дата | Залучення підписників | Згадування | Канали | |
| 02 серпня | +1 | |||
| 01 серпня | +2 |
Дописи каналу
گر اژدهاست بر رَه، عشقیست چون زمرّد
از برقِ این زمرّد، هین دفعِ اژدها کن
مولانا
@atefeasadi2
| 2 | البته که باید تنها ماند، مطلقاً تنها! این اصلی است که به همان دقتی که در مورد مرگ صادق است، در مورد زندگی نیز صدق میکند
رختکن بزرگ/ رومن گاری
@atefeasadi2 | 168 |
| 3 | میشد که یک عکس باشم توی فضای مجازی
میشد که یک گریه باشی، بعد از شب عشقبازی
میشد که یک مرد باشم در حال تعمیر کولر
میشد زنی خوب! باشی، از پختن شام راضی
میشد که یک توده باشم در حال تکثیر با رنج
میشد که در روده باشی، یک انگل بیهوازی!
میشد که سلطان پیری در کشوری دور باشم
میشد که در فقرِ مطلق، شبها عروسک بسازی
یک تکهی شیشه باشم در ازدواجی یهودی
یا فندکی کهنه باشی در دست سرباز نازی
میشد که محکوم باشم در صحن بیدادگاهی!
با اتهامی دروغین، بازیچهی دست قاضی
میشد زنی خسته باشی، دیوانه از دست فامیل
در شامشان سم بریزی در اوج مهماننوازی!
هر اتفاقی که افتاد، وقتی جهان رفت بر باد
میشد که ما بچه باشیم، خوشحال در حال بازی
میشد که من باشم و تو، میشد که تو باشی و من
در یک جهان موازی... در یک جهان موازی...
مهدی موسوی
📎لینک دسترسی در وبسایت:
https://sayeha.org/mehdi-mousavi-poem/
📚سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa | 149 |
| 4 | تنت به ناز طبیبان
@atefeasadi2 | 172 |
| 5 | هیشکی دلش نمیخواست از اینجا بره
هر کی رفت،
هر شب خواب برگشتن رو میبینه
@atefeasadi2 | 230 |
| 6 | ماه در متنِ شب قدم میزد
دست من روی بغض حسّاست
تن داغ تو را شنا کردم
تا رسیدم به «بندرعبّاست»
جزر(جذر) و مد بود و دور و نزدیکی
و به این جبر و جبر، خیره شدن
خسته از اسمهای گوناگون
گوشهی نقشهای جزیره شدن
شرجی شانههام «بوشهر» است
چشم تو ابتدای خیسیها
قلب من، مِهر آخرین سرباز
جلوی تیرِ انگلیسیها
وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد!
چاه کندند... چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!!
توی رگهام نفت جریان داشت
شعلهات گفت که بسوز و بساز
جنگ را از کنار دُور زدم
تا رسیدم به غربت «اهواز»
لبِ «کارون» به شوق رقصیدم
تا به آغوش تو کشیده شدم
تاولِ هشت سال بغضت بود
نخلهایی که سر بریده شدم
ابر بودم، به عرش تکیهشده
بعد باران شدم، زمین رفتم
خواستم با خودم قدم بزنم
تا که یکدفعه روی مین رفتم...
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2 | 265 |
| 7 | لذت دیدن کتاب کوچکم
در کتابفروشیهای برلین💛
@atefeasadi2 | 264 |
| 8 | لذت دیدن کتاب کوچکم در کتابفروشیهای برلین💛
@atefeasadi2 | 1 |
| 9 | شعر «سفرنامه ۱»
با صدای «مهدی موسوی»
@seyedmehdimoosavi2 | 263 |
| 10 | شیرین نفتد هر که زند تیشه که این رمز
شوری است که تنها به سر کوهکن افتد
ملکالشعرای بهار
@atefeasadi2 | 618 |
| 11 | ز دورم دوستدارانند و از نزدیک خونخواران
وفای خلق با من رستم و سهراب را مانَد
شهریار
@atefeasadi2 | 337 |
| 12 | «مانفرد» عنوان نمایشنامهای است از لرد بایرون، شاعر و نمایشنامهنویس بزرگ انگلیسی و از مهمترین چهرههای جنبش رمانتیسم. این کتاب که نمایشنامهای است با هدفِ خواندن و با ویژگی اجرایی بودن نوشته نشده، از نمونههای ادبیات گوتیک محسوب میشود و درواقع یک شعر بلند نمایشی است.
من ترجمهی «حسین قدسی»، منتشرشده با «نشر نی» را خواندم.
ماجرا از این قرار است که اشرافزادهای به نام مانفرد که در کوههای آلپ زندگی میکند، در تلاش است که چیزهایی در گذشتهاش را فراموش کند و از عذابوجدان رها شود. او برای این کار از ارواح و نیروهای فراطبیعی کمک میخواهد اما این تلاشها اغلب ناموفق هستند چون او با یک رنج درونی مواجه است.
مانفرد کاوشی است در یکی از مغرورترین و به عقیدهی من، جذابترین قهرمانهای ادبیات و فکر میکنم شخصیت اصلی خیلی به خود لرد بایرون شباهت دارد و با خواندن دربارهی زندگی شخصیاش میتوان بیشتر به این شباهت پی برد. برای مثال مسئلهی طرد شدن از جامعه، تبعید، روابطی که از نظر عوام، ممنوعه به حساب میآیند و اخلاق متضاد با عرف اجتماعی، همه ویژگیهای لرد بایرون هستند و به شکلی اسطورهای در شخصیت مانفرد بازتاب داده شدهاند. در کل، شخصیت بایرون، غم، غرور و رنج درهمآمیختهاش و تلخیهایی که تجربه کرده، او را برای من خیلی جذاب و دوستداشتنی میکنند.
از مانفرد که حرف میزنیم، نباید اشاره به دو کتاب مهم را فراموش کنیم. اول کتاب فرانکنشتاین اثر مری شلی، که بسیار وامدار فضا و مضمون مانفرد (تنهایی انسان مدرن) بوده است و دومی کتاب فاوست اثر گوته، که بایرون در نوشتن این نمایشنامه از آن تأثیر پذیرفته است و ما میبینیم که هم مانفرد و هم فاوست با دلایل و انگیزههای متفاوت، به شکلی تن به معامله با نیروهای اهریمنی و ارواح میدهند.
من کتاب را دوست داشتم، درواقع بیشتر ایده و مضمون آن را، چون فکر میکنم زیبایی شعرگونهی آن در ترجمهی فارسی نتوانسته بود بهخوبی منتقل بشود. و البته که این اتفاق در فرآیند «ترجمه» امری است گریزناپذیر.
خواندنش را پیشنهاد میکنم.
@atefeasadi2 | 355 |
| 13 | @atefeasadi2 | 261 |
| 14 | سویِ در این قوم که کمتر ز خرند
دانش چه بری؟! که از تو دانش نخرند
سالی یک بار آب جویت ندهند
روزی صد بار آبرویت ببرند
رشید وطواط😁
@atefeasadi2 | 305 |
| 15 | صد بار توبه کردم و
@atefeasadi2 | 319 |
| 16 | واسه کی سد بشم جلو طوفان؟!
همهی شهر، حزب باد شدن!
قول دادم که حرف بد نزنم
که نگم جاکشا زیاد شدن!!
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2 | 320 |
| 17 | دریافت جایزه Light into the dark
در ۲۰ ژوئن امسال، مهمان فستیوال ادبی Slunovrat در شهر اوپاوا، در جمهوری چک بودم و افتخار این را داشتم که جایزهی ویژهی این جشنواره را دریافت کنم.
از دستاندرکاران این جشنواره متشکرم، مخصوصا از Vasek Muller و Kristina Semberova که این دعوت را انجام داد؛ Magdalena Sodomkova که از ابتدا تا انتهای این سفر کنارم بود و گفتگوهای بسیار خوبی داشتیم؛ Marketa Johnova مترجم انگلیسی به چکی و از Zuzana Kříhová که اشعارم را به زبان چکی برگردانده بود.
من همیشه اگر کتابی منتشر کنم، جشنوارهای دعوت بشوم و یا جایزهای برای ادبیاتم دریافت کنم همه را مدیون معلم اول و آخرم، مهدی موسوی میدانم. او که شعر را، و زندگی شاعرانه و شرافتمندانه را به من و بسیاری از همنسلانم آموخت و میآموزد، و تا ابد قدردان زحماتش برای ادبیات هستم.
در این سفر یک خوشحالی بزرگ دیگر هم داشتم، اینکه مادرم همراهم بود، به دعوت کارگردان جشنواره روی سن کنارم ایستاد و این فرصت را به من داد تا برای اولین بار بهطور عمومی از بودنش و نقش پررنگش در زندگیام تشکر کنم و عذرخواه دردسرها و غصههایی باشم که در این راه متحمل شده است.
حالا که دوباره به ایران بازگشته است، دیوانهوار دلتنگش هستم و این خاطرهی خوب با او بودن در جشنواره را در ذهنم مرور میکنم؛ به امید روزی زود که همه برای همیشه در کنار هم باشیم.
باعشق
فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari | 327 |
| 18 | دریافت جایزهی Light into the dark
@fateme_ekhtesari | 221 |
| 19 | غمناک نباید بود!
حافظ
@atefeasadi2 | 379 |
| 20 | دیشب، رونمایی کتاب قشنگمون «نوشتن شب است» در مؤسسهی ادبیات آلمان، لایپزیگ
@atefeasadi2 | 332 |
