˹ Med & Mind ˼
Відкрити в Telegram
Just a curious medical student 🩺🍓 A quiet corner for books, ideas and medicine 🐦⬛📚 .*•° 5/14 ----- منابع 🔗(https://t.me/manabe_man) ----- ارتباط 🔗ربات ناشناس( @msincrrrbot )
Показати більше421
Підписники
+224 години
-57 днів
+1430 днів
Архів дописів
من خودم به تازگی این مجموعه رو پیدا کردم و دارم pdf هر جلد رو کم کم جمع آوری می کنم و توی چنل منابع میزارم.
کتابهای روانشناسی که باید قبل از ورود به جامعه (حالا یا به عنوان دانشجو یا...) بخونید:
من بهشون میگم مجموعه "احاطه شدن"
آدم هایی که ایگنورم می کنن یواش یواش یکم کینه توی دلم می کارن. درسته که آدم کینه ای نیستم ولی این رفتارها رو خوب یادم می مونه.
با این افراد باید مثل خودشون رفتار کرد. اگر ایگنور کرد تو هم ایگنور کن، اصلا جو ی رفتار که اون رو نمیشناسی. من قبلا گفتم
"باید با دیگران جوری رفتار کنیم که یه دوستی سطحی بینمون بمونه تا اگر روزی بهم نیاز داشتیم بتونیم روی کمک هم حساب کنیم."ولی الان میگم فایده ای نداره. وقتی طرف حاضر نیست حتی بهت نگاه کنه و جواب سلامت رو بده، بعدا هم نمی تونی روی کمکش حساب کنی. مگر اینکه با گذشت زمان رفتارش رو اصلاح کنه.
منم دقیقا دارم همین وضعیت رو تحمل می کنم. شاید باورتون نشه من اصلا حتی با بعضی ها حرفم نزدم ولی انگار از من کینه دارن. مثلا طرف میاد با دوستم احوال پرسی می کنه و بعد من تا میام بهش سلام کنم من رو ایگنور می کنه و میره.
دقیقا همین چند روز اخیر که سعی داشتم به بعضی ها روی خوش نشون بدم ولی انگار فایده ای نداره. هر چقدر هم کامل باشی، بی نقص باشی بازم عده ای هستند که ازت متنفر اند. میدونی چرا؟ چون این مشکل تو نیست عزیزم. شما هرچقدر باهاشون مهربون رفتار کنی بازم ازت متنفر اند. وقتی کسی ازت بی دلیل تنفر داره در حالی که هیییچ کاری نکردی شک نکن از حسادته.
دبستانی بودم. هر روز صبح وقتی که داشتیم زنگ اول رو سپری می کردیم یه وانت میومد و بوفه مدرسه رو پر از بستنی می کرد. بچه ها از پنجره وانت رو تماشا می کردن و لحظه شماری می کردن تا زنگ تفریح بخوره. زنگ که می خورد همه به سرعت به سمت بوفه می دویدن و صف های طولانی تشکیل میدادند. طولی نمیکشید که حیاط مدرسه پر از جمعیت لیس زنندگان(؟!) میشد و تا چشم کار می کرد توی دست هر کسی یه بستنی بود. جالب بود، بالاخره خاطره بچگی بود ولی خیلی ها زیاده روی می کردند. هر روز و هر زنگ می خریدند که خیلی رومخ بود.چند روز اخیر بوفه دانشگاه هم فروش بستنی رو شروع کرده و جمعیت لیس زنندگان رو توی دانشگاه دیدم و خاطرات دبستان برام تداعی شد. بستنی خوردن لذت بخشه خصوصا با دوستان. ولی آیا ما هر تفریحی که دوست داریم رو باید در فضای عمومی و آکادمیک انجام بدیم؟ دیدن بچه ۹ ساله در حال لیس زدن بستنی عادی هست ولی دیدن یه جوان ۲۵ ساله در حال لیس زدن بستنی چطور؟! از دید من که در شان یه محیط آکادمیک و بالغانه نیست :))
نظریه (شاید؟) نامحبوب: بستنی خوردن توی دانشگاه خیلی کار بچگانه و چیپی هست. چرا؟
پ.ن: عکس جهت تصویر سازی از نحوه لیسیدن بعضی ها :))
ما مرحله به مرحله قوی تر میشیم، تصور کن الان کسی پایه دهم باشه و کنکور نزدیک ترین مرحله سخت مسیرش باشه. به محض اینکه از کنکور با دست پر و موفقیت آمیز بیرون بیاد برای سایر سختی های زندگی آماده میشه. عزیزم شما نباید الان بگی "چون من می ترسم که نتونم کنکور رو خوب هندل کنم پس من در آینده از سایر مراحل هم برنمیام."
شما اولین مسی. سخت رو طی کن، ایییینقدر قوی میشی که ناخودآگاه از پس سایر مراحل سخت هم برمیای. مثل یه بازی! تصور کن الان مرحله یکی بعد که مرحله سک رو گذروندی تجربیات و قدرت های جدید بدست میاری و برای مرحله دو آماده میشی و همینطور قوی تر میشی تا مراحل بعد 😉
همه ما میگیم. گاهی اینقدر برامون سخت میشه که نزدیکه جا بزنیم. چون ما انسان هستیم، حق داریم خسته بشیم، حق داریم فناناپذیر باشیم.
ولی می دونی چیه. بحث اینکه کی تحملش می کنه. همینه که ما رو از هم متمایز می کنه. آدمی که توی اینجور موقعیت ها زود جا می زنه و به این باور می رسه که "من واقعا نمیتونم، من ضعیفم و..." سریع از دور رقابت و توسط کلا انتحاب طبیعی حذف میشه.
می دونی انتخاب طبیعی چی میگه؟
میگه شرایط سخت تعیین می کنه کی تا تهش زنده می مونه. بعد همه چیز به اون میرسه، نسلش ادامه پیدا می کنه و اون ضعیفه کلا نابود میشه و از دنیا هم خودش و هم ژنش حذف میشه.ما گاهی توی ذهنمون افکار منفی میاد ولی ما تحملش می کنیم و به دستاوردی که قراره ازش بدست بیاریم چشم می دوزیم و وقتی که اون سختی تموم شد پشت سرمون رو نگاه می کنیم و میگیم: "من تونستم! چقدر عالی تمومش کردم و تونستم! می دونستم من برای همین کار ساخته شدم چون خیلی عالی انجامش دادم. هزار بار هم تاریخ به عقب برگرده بازم همین مسیر رو انتخاب می کنم چون من عاشق چالش و موفقیت هستم."
بعضی جاها از ادبیات مناسبی برای تفهیم مطالبش استفاده نکرده بود ولی به نظرم این فیلم واقعا قابل تامله. دانشی که دنیا رو تغییر داده فقط توسط عده کمی نسل به نسل مبادله میشه و بقیه فقط مصرف کننده حاصل این دانش هستند و به گفته این فیلم حتی تفاوتی با مردم گذشته ندارند. لازم نیست یک انسان مدرن همه دانش رو بدونه، فقط ای کاش حداقل در زمینه خاص خودش آگاهی کامل داشته باشه.
برای درصد بالای شیمی شما باید تعدادی از مسائل رو حل کنید. حالا سوالات شیمی کنکور به چه صورت هستند؟ از سال ۴۰۱ سوالات شمارشی شیمی خیلی زیاد شد. این سوالات به طرز بدی رومخ و وقت گیر هستند و گزینه های طولانی دارند. اگر یه بی دقتی کوچیک کنی و جای ۳ تا صحیح مثلا ۴ تا صحیح تصور کنی کل سوال رو از دست دادی اگرچه بقیه اش رو درست حدس زدی! شما برای درست جواب دادن به این سوالات باید به متن کتاب درسی خیلی مسلط باشی و اگر سر جلسه کنکور به یک گزینه شک داری باید بیخیالش بشی. بقیه سوالات غیر مسئله تعدادشون خیلی کمه و شاید کمتر از ۳۰٪ رو تشکیل بدن که درصد ضعیفی هست و ثابت می کنه که برای افزایش درصد باید مسئله حل کنید. حالا مسائل به چه صورت هستند؟ هم سخت داریم و هم آسون. سخت ها اونهایی اند که ایده جدید دارند یا عددش اینقدر بزرگه که محاسبه اش وقت گیره و جای یک سوال شما وقت چند سوال رو باید براش صرف کنی. آسون ها فقط ظاهرشون سخت به نظر می رسه، مثلا صورت مسئله طولانیه ولی وقتی خوب بخونید متوجه میشی که فقط جایگذاری در فرمول هست و حیفه که از دستش بدی. پس هر شب روتین مسئله بزارید. ۱۵-۲۰ تا خوبه، کتاب مسائل شیمی خیلی سبز هم خوبه. راهکار های افزایش سرعت محاسبه کردن رو هم تمرین کنید. مثلا مضرب های عدد ۶.۰۲، ۲۷۳، ۲۲.۴ و عدد جرمی مولکول های معروف و متداول رو حفظ باشید.
