حوالیغرب'
Відкрити в Telegram
«در پی راهی برای زنده ماندن.» -متن های که اسم نویسنده آخرش نیست رو خودم مینویسم. پس خواهشا،کپی نکنید و اگر که دوست داشتید فور بزنید.
Показати більше513
Підписники
-124 години
-327 днів
-9830 днів
Архів дописів
512
راستش من حتی یه وقتایی بیش از حد توضیح میدم و سعی میکنم آدم هایی که دوستشون دارم ازم ناراحت نمونن.اما در جواب تموم حرف هایی تو فقط گفتم: "باشه".چون دیگه نه اهمیتی داری واسم و نه مثل قبل برام باارزشی.
512
راستش من حتی یه وقتایی بیش از حد توضیح میدم و سعی میکنم آدم هایی که دوستشون دارم ازم ناراحت نمونن.اما در جواب تموم حرف هایی تو فقط گفتم: "باشه".چون دیگه نه اهمیتی داری واسم و نه مثل قبل برام باارزشی.
512
از یه جایی به بعد میفهمی که دیگه نباید اهمیت بدی،نگران بشی و بروز بدی که آدمها واست مهمن.
از یه جا به بعد احساسات رو توی قلبت دفن میکنی و انگار که چیزی نشده به زندگیت ادامه میدی.
512
غرق دریایی شدم که از اول سعی میکردم نزدیک ساحلش نشم و حالا که غرق شدم نه شنا بلدم و نه غریق نجاتی اینجاست!
512
توانایی نوشتنم رو از دست دادم.
هربار که میام چنل رو باز میکنم مثل قبل راجب خودم،زندگیم و اتفاقات اخیر چیزی بنویسم و یادداشتی از الانم به جا بمونه؛ چیزی جز نگرانی و غم برای گفتن ندارم.
تموم تلاشم رو میکنم دوباره همون آدمی باشم که امیدوار بود و هرگز امیدش رو از دستت نمیداد.اما صادقانه بخوام بگم خیلی وقته که دیگه امیدیی در من وجود نداره و حتی خجالت میکشم به آدم های دیگه هم بگم امیدوار باشید..!
512
Repost from 𝙞'𝙢 𝙎𝙤𝙧𝙧𝙮
اگه فهمیدی ناراحتم و گذاشتی ناراحت بمونم، دیگه فرقی با بقیه آدما نداری برام.
512
بلاخره یه جایی منم از دوست داشتنت دست میکشم و اون وقت حتی اگه تو تموم جادههایی دنیا رو هم بخاطرم پیاده بری اهمیتی نداره:)!
