uk
Feedback
حوالی‌غرب'

حوالی‌غرب'

Відкрити в Telegram

«در پی راهی برای زنده ماندن.» -متن های که اسم نویسنده آخرش نیست رو خودم مینویسم. پس خواهشا،کپی نکنید و اگر‌ که دوست داشتید فور بزنید.

Показати більше
504
Підписники
+124 години
-27 днів
-5730 днів
Архів дописів
حوالی غرب

Repost from دژم؛
این "پست + تکست زیرش" رو به همراهِ این پیام فور کنید، نیم چنلتون رو بنویسید؛ به کمک هوش‌مصنوعی، تصویرِ جلدِ کتابی که چنلتون میتونه داشته باشه رو بسازم.
جوین‌نیستی‌فور‌نکن، چک میشه.

Repost from دژم؛
— نـمایش زیـبایی بود اما تو بـازیگر زیـباتری. تو می‌گـفتی "دوسـتت دارم"، مـن لبـخـند مـی‌زدم. تـو وانمود می‌کردی که می‌مانی، من باور می‌کردم. تـو قـول می‌دادی، من برایـش زندگـی می‌سـاختم. دست‌هایـت هرگز پـناه نبـودند، اما مـن پـناه بـردم. چشـمانت هرگز با دیدنم ندرخـشیدند، اما من شـب‌هایم را در پـسِ روشـنیِ‌ آنـها گم ‌کردم. باورم شد که عشق هیچ‌گاه در تاریکی گم نمی‌شود. کـه دسـت‌هـا وقـتـی مـی‌مـانـنـد، رهــا نـمـی‌کنـنـد. که "همـیشه" یعنی چیزی بیشتر از چند صبحِ گذرا. – اما در آخـر پرده افـتاد و قـصه به پایان رسید؛ بـی‌مقـدمـه، بـی‌دلیـل، بـی‌نـگـاه آخـر. تـنـها سـکوتی مـانـد و جـایِ‌خالی دستـانی که هرگز برای گرفـتن نبـودنـد. و مـن ناشـیانه؛ آن عـشقِ دروغـیـن را چـون نوری در شب‌های تیره پـذیرفـتم، ناآگـاه از آن‌که در پـس هر رنگِ زودگـذر، تلخیِ پایـدارِ بی‌وفایـی نهفـته اسـت. «تو هرگز عاشـق نبودی جانانم فقط راوی‌ماهری بـودی کـه قصـه‌ی عشـق را زیبا تعریف می‌کرد.» تـنها عاشـقِ این داستان فقط منی بود که احـمقانه بــه دیـواری تـکـیـه داد کـه از ابـتـدا تـرک داشـت.

Repost from دژم؛
Відеоповідомлення00:19

فورکنید فولدر بزارم 🧚🏼‍♀❤️‍🔥 جوین باشید چنل.

Repost from Rescue fight Club
💥این پیام رو فوروارد کنید چنلاتون و این چنل و این چنل جوین باشید تاشمارو داخل فولدر بزاریم تا جذب+50 بگیرین. جوین باشید که چک میشه.💥 L;1480.2200

فــور کنیــد
بگم قبل اینکه کسی به قتل برسونید چی بهش می‌گید

فــور کنیــد
به عنوان عیدی طبق وایب‌ چنل‌تون چیزی تقدیم‌تون کنم

🌿آقا؛بیاید چالشِ فور. اینو با همین پیامه فور کنید تا بیام چنلتون دوتا از خوشگل‌ترین نوشته‌هاتونو فور کنم.
حتما هر دوتا نوشته رو فور کنین.🪹
حتما محتوا داشته باشید.🪺
آمارتون هم مهم نیست.☁️

بهم گفت:«ترسو نباش،خودت رو جمع کن. من از آدم‌های ترسو خوشم نمی‌آد. سرتم بالا بگیر.»

این تکست رو فور کنید براتون نامه بنویسم.✨
_ممنون میشم جوین باشید
_صبور باشید

🪙ایـن پـیام رو فـور کـنیـد تـا چـنلـتونـو داخـلِ فـولـدر قـرار بـدم 𝟩𝟩+ جـذب داشـته بـاشیـد🚬.
جـوین بـودنتـون چک میـشه🖤

سر ارزشت که بجنگی آدم ها بیشتر نفهمن میشن و بیشتر میرن تو جبهه مقابله کردن و نفهمیدن. اما وقتی توی سکوت میری و یهو جای خالیت حس میشه اون وقت ارزشت رو میفهنن با جنگیدن سر اینکه آدما ببیننت هیچوقت خودت رو خسته نکن چون آدمی که بخواد تورو ببینه دور از همه، یه گوشه هم نشسته باشی باز متوجه بود و نبودت میشه.

اژدهای کوچک پرسید: سه تا آرزوی تو چیه؟ پاندای بزرگ کمی به فکر فرو رفت و گفت: ما باهم... سفر کنیم... زیر بارون.
پاندای بزرگ و اژدهای کوچک ؛ جیمز نوربری

من نمیدانم غم همانند احساسات دیگری که برای آدمی آفریده شده به طور یقین احساس است؟ یا نه از همان ابتدایی خلقت بخشی از وجود آدمی بوده است؟

چیزهایی اندکی در این دنیا وجود دارد که حس '‌ تنفر' از وجودم رو بهش نسبت بدم. ولی از داشتن احساسات نامفهوم به شکلی که دیدی واضح از آنها نداشته باشم متنفرم.

سکوت میکنم:)!🩶

من آدم رفتنم. آدم رفتن و هیچوقت نیومدن همیشه‌ام این بودم،ولی وقتی نمیرفتم یعنی از ته دلم جایی که بودم و کنار آدمای که بودم حس خوبی داشتم حتی اگه یکسری اشتباهات بود. ولی الان حتی برام‌ علاقه ام نسبت به آدم ها یک درصدم مهم نیست ببینم چیزی اذیتم میکنه میرم و هیچوقت نمیام..!

«گاهی هم غم‌گین ادامه میدهیم.»
«گاهی هم غم‌گین ادامه میدهیم.»

تو بهار منی:) آره درست شنیدی بهار منی، بعد از خزان، طوفان و شکستن ها به تو برمیگردم، ولی اشتباه نکن همیشه به تو برمیگردم، چه در شادی و چه درغم کسی که میخواهم تویی! اما در خزان و طوفان امید برگشتنم تویی همانند درختی در زمستان که منتظر بهار است:)🌱