uk
Feedback
‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

Закритий канал

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

Показати більше
2 954
Підписники
Немає даних24 години
-77 днів
-2830 днів
Архів дописів
به این سنادیو خوشگله ریکت میدید؟

تاحالا سناریویی نوشتید که بخواید برای بقیه به اشتراک بزارید؟ میتونید با بچه های پیکسی به استراک بزارید ، برام بفرستید @PixieeUnkbot

ریکت به این شناریو خوشگلا میدید؟

دوتا سناریو گزاشته شده از اینجا لطفا یه هردوتاش توجه کنید🫶🏻 و ریکت یادتون نره🍓

این سناریو یکم خاصه ، نمای استریت داره ولی لزبینا باید رول برنش

تاپ دختر ارشد رئیس یک شرکت و هلدینگ بین المللی که وارث تمام ثروت پدرشه و به خاطر جایگاهش خیلی بهش احترام میزارن ولی یک روز وقتی از خواب بیدار میشه ، متوجه میشه بدنش تغییر کرده ، اون حالا تبدیل به پسر جذاب و کاریزماتیکی شده . نه کسی باور می‌کنه، نه می‌تونه راحت به اطرافیانش بگه، چون کل جایگاه و قدرتش به‌عنوان وارث خانواده ممکنه فرو بریزه. حالا اون به عنوان پسر باید هویت جعلی برای خودش بسازه ( مثلا یکی از عموزاده های رئیس شرکت ) تا بتونه اطراف خانواده و شرکت بمونه باتم پرنسس یک خاندان اشراف مدرن عه که قراره برای آموختن اقتصاد و سیاست پیش خانواده تاپ آموزش ببینه از همون ابتدای دیدارشون کششی بین اونا ایجاد می‌شه که اجتناب ناپذیره ولی تاپ مجبوره مدام راز خودشو پنهان کنه باتم گاهی به شوخی ازش میپرسه چرا انقدر شبیه دخترایی یا حس میکنه چیزی پشت نگاهش پنهان شده توی لحظه‌های نزدیک، تاپ از یک طرف می‌ترسه حقیقت رو بگه چون ممکنه همه‌چیز خراب بشه و از طرف دیگه دچار تردید می‌شه چون نمی‌خواد با دروغ رابطه‌شون رو ادامه بده. یک روز تاپ وقتی روبه روی آینه بزرگ اتاقش وایساده بود با جمله ای که از باتم میشنوه تمام تردید هاش براش به اطمینان تبدیل میشه و تصمیم میگیره رازشو به اون دختر بگه ، شاید باتم میتونست کمکش کنه به حالت اول برگرده
- جالبه… هر وقت نگاهت می‌کنم حس می‌کنم یه دختر نجیب‌زاده قدیمی توی چشمات پنهونه. انگار یه داستانی پشتت خوابیده.
‌ ‌ ‌ t.me/PixieHalllow 〞#Straight ، Lesbian
‌፥ ♟ ˖ #Romance ,#Drama

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

اینو خیلی دوست دارم

تاپ، مردی بسیار پولدار، مغرور و قدرتمنده. سال‌هاست دنبال اشیاء باستانی و جادویی می‌گرده تا به آرزوی خودش یعنی "کنترل کامل بر سرنوشت" برسه. توی یکی از سفرهاش به مصر، یک شیء مرموز پیدا می‌کنه؛ یک گردنبند طلایی با چشم «هوروس» که گفته می‌شه قدرت کنترل ارواح شاهزادگان رو داره. او با اجرای یک آیین ممنوعه، موفق می‌شه پرنس جوانی از مصر باستان رو از دل مقبره‌ی فراموش‌شده‌اش به دنیای مدرن بکشه. شاهزاده، نمادی از شکوه و نجابت مصر کهن، گیج و عصبانی به این دنیا پرت می‌شه، اما قبل از اینکه بتونه واکنشی نشون بده، تاپ با استفاده از قدرت همون شی، اونو زندانی و اسیر خودش می‌کنه. تاپ، که خودش هیچ خونِ سلطنتی نداره، حالا شاهزاده‌ای رو در اختیار گرفته که روزی مردم به پاش زانو می‌زدن. شاهزاده (باتم) ناچاره برای زنده موندن، غرورش رو کنار بذاره و حتی با ظرافت و دلبری به تاپ نزدیک بشه. ولی در عمق وجودش هنوز اون نجابت و غرور سلطنتی باقی مونده و این تضاد، براش عذاب‌آوره تاپ از این نمایش سلطه لذت می‌بره، اما کم‌کم خودش هم جذب نجابت و زیبایی شاهزاده می‌شه. اینجاست که رابطه‌شون فقط "ارباب و اسیر" نمی‌مونه، بلکه چیزی پیچیده‌تر و خطرناک‌تر می‌شه. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ t.me/PixieeHallow 〞#Gay
‌፥ 🧊 ˖ #Romance ,#BDSM

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

ریکت اینو بیشتر میکنید؟

این پیمانکار خوشگله رو بخونید. ریکت بدید ، تا یه لزبین ناز هم بزارم

یکم سناریو هارو ببریم سمت روزمره تر

تاپ پیمانکاری معروف به این‌که هیچ‌وقت پروژه‌ای رو از دست نداده. جذاب، کاریزماتیک، و زبانی شیرین داره که می‌تونه هر کسی رو برای همکاری راضی کنه. برج‌های شیشه‌ای، پاساژهای مدرن، حتی جاده‌های بزرگ، همه یادگار اسمشه. اما اینبار چالشی متفاوت روبه روشه یک قطعه زمین قدیمی و وسیع در حاشیه‌ی شهر، که نسل‌هاست به خانواده‌ای تعلق داره. همه زمین رو می‌خوان، چون می‌تونه پروژه‌ی عظیمی رو رقم بزنه. اما وارث اون زمین کسی نیست جز باتم ، پسری خجالتی، کم‌حرف و گوشه‌گیر که بیشتر عمرشو در کتاب‌ها و خلوت خودش گذرونده. تاپ به خیال خودش مثل همیشه وارد میشه؛ با لبخند، پیشنهادهای طلایی و وعده‌ی پول‌های بزرگ. ولی چیزی که انتظار نداره، مقاومت آرام ولی سرسخت باتمه. هرچی تاپ بیشتر فشار میاره، بیشتر به گذشته‌ی باتم کشیده میشه یک شب بارونی وقتی برق میره تاپ مجبور میشه تو خونه قدیمی باتم بمونه ، برای اولین بار تاپ چیزی توی دلش حس میکنه ، نه سنگینی شکست ، بلکه تسلیم شدن دربرابر گرمایی که نمیدونه از کجا میاد از اون شب به بعد دیالوگ های بینشون رنگ دیگه ای میگیره و گاهی سکوت طولانی بینشون از هزارجمله بیشتر معنا داره تاپ به بهانه های کوچیک و بزرگ به دیدن باتم میومد تو دل این رابطه، تنشی هست، تاپ هنوز پیمانکاریه که می‌خواد زمینو داشته باشه، و باتم وارثی که می‌خواد حفظش کنه. اما لایه‌ای از کشش و علاقه بینشون ساخته میشه که همه چیزو پیچیده‌تر می‌کنه. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ t.me/PixieeHallow 〞#Gay ‌፥ 🌵 ˖ #Romance#Drama

‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ
+1
‌ ‌ ‌ PIXIE–天使 ‌ ﹛ #MySelf ﹜ ‌.𝖼𝗈𝗆 .ᐟ

قراره گروهی رول بریم ، اگه تاپ یا ورس تاپی جنلو چک کن و جوین شو https://t.me/xbvubn