uk
Feedback
‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

‌ ‌ ‌ 𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐

Закритий канал

  ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦  ` ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .

Показати більше
2 954
Підписники
Немає даних24 години
-77 днів
-2830 днів
Архів дописів
تاپ و رفقاش یه قدرت عجیب داشتن؛ کافی بود یه خط‌خطی نامفهوم روی چوب بکشن تا هرکی بهش خیره بشه، ذهن و روحش گیر بیفته و اونا ازش انرژی بگیرن. باتم یه پسر معمولی بود؛ همونی که همیشه تو مدرسه کتک می‌خورد و کسی تحویلش نمی‌گرفت تا وقتی که چند تا پسر جدید وارد کلاس شدن. از همون روز، هیچ‌کس دیگه جرأت قلدری نداشت. اونا هرجا دلشون میخواست میشستن و بقیه مجبور بودن جابجا شن باتم هم آخر جاش افتاد کنارِ تاپ. باتم یواشکی کار یکی از اون پسرا رو دیده بود و فهمیده بود اینا اصلاً آدم معمولی نیستن. برای همین تمام روز توجهی به حرکت انگشتای تاپ روی میز نمیکرد حتی به خودش هم نگاه هم نمیکرد. تاپ از این بی‌توجهی دیوونه شده بود ، اولش از سر رقابت بود اما کم‌کم تبدیل شد به یه وسواس عجیب برای اینکه باتم فقط یه بار نگاش کنه. باتم باهاش وقت میگذروند ، حرف می‌زد ، حتی کمکش می‌کرد… ولی هیچ‌وقت مستقیم تو چشماش نگاه نمیکرد انگار تاپ براش فقط یه دوست خیالی بود. کم‌کم اون حس رقابت تو وجود تاپ تبدیل شد به یه نیاز ، نه نیاز برای سیر شدن و تغذیه‌ کردن روح مردم… یه نیاز شخصی، واقعی و دردناک. اولین باری بود که تاپ خودش محتاج نگاه یه پسر دبیرستانی می‌شد. طبق قوانین، اون و هم‌نوع‌هاش حق نداشتن هیچ‌کس رو مجبور کنن. ولی تاپ دیگه طاقت نداشت. یهو صورت باتم رو به سمت خودش چرخوند و بدون هیچ حرفی یه بوسه کوتاه روی لبش گذاشت ، بوسه‌ای که همه‌ی اون نیاز و کمبودو توش فریاد میزد / #Romance ◆ #Fantasy ♪ / #Gay ㅤ ፥ t.me/PixieeHallow ˖ [💕]

سناریو داریم داغ داغ ..

دوستان به خاطر باگ ربات هیدن ، دونفر ایدی هاشون نیومده .‌ اگر کسی ایدی داده دوباره به بات اختصاصی چنل بفرسه https://t.me/calistashow/797

باری که براش مصاحبه کردیم مایل بودید جوین شید ، خیلی جو صمیمی ای داشتن https://t.me/+4c6cJS_LxaNiNDM0

برنامه رو دوست دارم ، کریتور نلزیه

حقوق این برناممو دوبرابر ازت میگیرم.

مجریشم تعریف کن دیگه

پنج‌مین دیگه برنامه شروع میشه تازه فردا شب شیپ‌پارتی ام داریم جا نمونید 🤩 🤩 t.me/calistashow