𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐
Закритий канал
𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦 ` @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .
Показати більше2 954
Підписники
Немає даних24 години
-77 днів
-2830 днів
Архів дописів
باتم دختری با موهای تیره و فرفریه که تموم کودکی و تایم از زندگیش رو صرف یادگرفتن تیراندازی کرده بود تا جایی که تونسته بود مدال طلای المپیک و محدوده های مختلف رو کسب کنه.باتم از تیراندازی توی تاریکی لذت میبرد و هیچچیز بیشتر از شنیدن صدای شلیکهاش روحشو ارضا نمیکرد.بعد از آخرین مسابقهش ترجیح داده بود توی مصاحبه ها و مسابقات دیگهای شرکت نکنه چون به اندازه کافی خودش رو ثابت کرده بود و حالا فقط منتظر قرارداد های گنده از باشگاهها بود.تاپ،معاون رئیس باند مافیایی قاچاق اسلحه بود و بخاطر علاقه شدید خودش و پسر نوجوونش به تیراندازی،تمام مسابقات باتم رو دیده بود و به تواناییش شک نداشت.از طرفی میدونست که باند به وجود همچین تیراندازی برای موقعیتهای جدی نیاز داره؛پس تصمیم به دزدیدن باتم میگیره.
شبی که باتم رو از باشگاهش میدزده،بهش پیشنهاد کار کردن توی باند رو میده و در عوض ماهیانه مبلغ قابل توجهی از سود رو به حسابش واریز میکنه.باتم با قبول کردن شرایط،وارد باند میشه و کنار باقی تیراندازها تعلیم میبینه و پیشرفت میکنه و تبدیل به هدف اصلی شلیک گلولههای باندهای رقیب میشه.
با وجود اختلاف سنی قابل توجه بین باتم و تاپ،اونها رابطهی ممنوعهای رو شروع میکنن که سراسر پر از اشتباه بود.تاپ،مردی متاهل با یه پسر همسن باتم و باتم،دخترک سرسخت و لجبازی که تمام چیزی که میخواست،ثروت بود!
تفنگ رو درست روبروی شوگر ددیش گرفت و با پوزخند واضحی زمزمه کرد.
-اوه ددی،تو در امانی،اما فقط وقتی که بلک کارتت توی دستای من باشه!مرد بزرگتر که از حرکت دخترک جسورش لذت برده بود کارتش روتوی هوا برای باتم پرتاب میکنه و زمزمه میکنه.
+پس یه ست زیبا برای امشبم میخری؛فسقلیتخس! t.me/PixieHalllow 〞#Straight
፥ 🎱 ˖ #Mafia ,#Romance
اگه تاپا مایلن بیان پی لینک بدم
سناریو حل معمای قتل و یه جورایی کشمش بین ممبراست
چیز جالبی میشه
فقط تاپ باشید ( فعلا باتم پذیرش نمیکنم )،
سلام و عرض ادب خدمت ممبرای قشنگم که تاحالا تو همه شرایط حمایتمون کردن . ایو چه رسمی شد
داریم رو یه گپ رول برای چنل کنار میکنیم
افرادی که رولشون قویه وارد گپ میشن و تو داستان شرکت میکنن و افرادی که رول ضعیف تری دارن تماشا میکنن تا یاد بگیرن
حتما حتما تو چنل استایل جوین باشین چون نکات مهمی توش ذکر میشه @togetherstyle
و اما روش ثبت و ورود به گپ:یه متن بیو شامل ( سن ، تایپ ، اسم رول ، این که تاپید یا باتم و چند ساله رول میرید ) به پی وی بنده ارسال میکنید @Kiiliiian
تا دقایقی دیگر ، لینک گپ رول چنل در اختیارتون قرار میگیره و افتتاح میشه درواقع
تاپ ، یه مجسمه ساز معروف اما سکرت بود که فقط یه اسم مستعار داشت ، سایه . اون حتی برای اکران و جایگذاری مجسمه هاش توی مجسمه ها حاضر نمیشد و فقط مقامات بالا از هویت اون مرد مطلع بودن اما هیچکس راز اون رو برای ساخت مجسمه ها نمیدونست
مجسمه های اون ، برعکس باقی مجسمه ها توخالی و پوک نبود
اون از استخوان قربانی ها و افرادی که به عنوان آشنایی باهاشون وقت میگذروند استفاده میکرد و حالا یه طعمه جدید پیدا کرده بود . زنی با 29 ساله ، با 14 سال اختلاف سنی ازش . اون توی بارهای معروف میخوند و صداش تنها موزیکی بود که میتونست تاپ رو آروم کنه و جدیدا حتی موقع ساخت و تراش مجسمه هاش از موزیکای اون استفاده میکرد و بالاخره روز موعود رسید ، روزی که بی صبرانه منتظرش بود. حالا باتم با بدن نیمه برهنه جلوش به دیوار بسته شده بود و تاپ مشغول آماده کردن وسایلی بود که بدن باتم رو قالب بگیره
- میتونی وقتی دارم بدنت تراش میدم برام بخونی؟ t.me/PixieHalllow 〞#Straight
፥ ˖ #Drama ,#Killer
اونایی که رول کیدرام دارن یا حتی رولشون یه فیلم یا یه قسمت هم بازی کرده
ببرمتون گپ کیدرام
کیدرام . سیدرام . تیدرام
کره ای تایلندی . چینی فرق نداره
گپ تک رول نیس 🌵
بیایید پی
@Kiiliiian
باتم یه دختر خودخواه و لجباز بود که هرطور شده میخواست به تاپ برسه
تاپ با باتم مهربون بود و دوسش داشت ولی خانواده مذهبی باتم با رابطه همجنس کنار نمیومدن و مدام دخترشونو بازخواست میکردن و باتم همیشه انتظار داشت تا تاپ اوضاع رو درست کنه
تاپ که دید فقط خودش داره تلاش میکنه و فشار های خانواده باتم روشه با پیدا شدن یه موقعیت شغلی بهتر تو یه شهر دیگه باتم و رابطشو رها میکنه و اونو تنها میزاره تا خودشو آزاد کنه
باتم خیلی آسیب دید و حتی دست به خودکشی زد که ناموفق بود ولی این مدل خودنمایی دیگه برای تاپی که خسته شده بود جوابگو نبود
باتم که متوجه اشتباهش شده بود شبونه از خونه فرار میکنه و تو شهری که تاپ کار میکنه موقتا تو یه هتل اتاق اجازه میکنه و رزومه کار شرکت تاپ رو پر میکنه و بعد از دو هفته پیام استخدامش میاد
تاپ با دیدن کارمند جدید که اکسش بود مدام تلاش میکرد از مواجه شدن باهاش دور شه ولی اینبار باتم اومده بود تا برای بدست آوردنش تلاش کنه ، اون دختر اخلاقش کاملا تغییر کرده بود و چون هنوز ذره ای عشق ته دل تاپ مونده بود با دیدن کاراش دوباره قلبش نسبت بهش نرم میشه و اونو از هتل خارج میکنه و به عنوان همخونه پیش خودش میبره
t.me/PixieHalllow 〞#Lesbian
፥ 🌶 ˖ #Drama ,#Couple
