𝚳𝖺𝗀𝗇𝛐𝗅𝗂𝖺 𝖲𝛓𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝛐
Закритий канал
𝟤𝟦 . 𝟨 .𝟣𝟦 ` @XRMESXSI ` 𝖢𝖺𝗌𝗍𝗅𝖾'𝗌 𝚱𝗂𝗇𝗀 .
Показати більше2 954
Підписники
Немає даних24 години
-77 днів
-2830 днів
Архів дописів
تاپ موتورسوار حرفه ای و سریع ترین مسئول گروه موتورواری مافیایی بود ، اون توی شهر بدنام بود و کسی جرات نداشت جلوی موتور سیاه و ترسناکش سبز بشه
یک روز رئیس ، بهش دستور داد تا دختر تازه کاری رو به عنوان راننده فرار آموزش بده ولی تاپ از این که رئیس ، رانندگی رو با بچه بازی اشتباه گرفته بود عصبی میشه
باتم از همون اول با بقیه فرق داشت. ظاهرش ساده به نظر میرسید اما پشت اون ظاهر بیپروا، یه ذهن حسابگر و دقیق پنهون بود.
از همون روز اول بینشون تنش ایجاد شد ، تاپ سختگیرانه عمل میکرد و باتم با جسارت جوابشو میداد ، اما چیزی توی نگاه شجاع اون دختر بود که حتی دل تاپ با تمام سردیش ، یک لحظه میلرزید
شب یکی از ماموریت ها وقتی قرار بود مدارکی دزدیده بشه همه چیز خوب پیش رفت تا این که زنگ خطر به صدا دراومد و صدای گلوله ها تو فضا پیچید
باتم که پشت فرمون بود لحظه ای کنترلشو از دست میده و نزدیک بود ماشین تو دایره محاصره بیوفته
تاپ بی درنگ با مهارت موتورسواریش جلوی ماشین میپیچه و گلوله هارو به سمت خودش میکشه و از باتم خواست فرار کنه
باتم بعد دیدن کار اون ، با یه مانور خطرناک جلوی موتور رو میگیره و از ماشین پیاده میشه و به تاپ اطمینان میده که بدون اون جایی نمیره
اون لحظه، بین صدای گلوله و نور چراغهای چشمکزن، نگاهشون قفل شد. برای اولین بار تاپ لبخندی زد ، یک لبخند کوتاه ولی دلچسب و درست همونجا بود که جنگ بینشون، جای خودشو به یه پیوند عجیب داد؛ پیوندی که از دل آدرنالین و آتش مافیا ساخته شد.
t.me/PixieHalllow 〞#Straight
፥ 🎱 ˖ #Mafia ,#Romance
دوستان ، اگه کسی دانشگاه دولتی میره و ترم اول هم نیست ایدیشو بده
یعنی درباره دانشگاه اطلاعات کافی داشته باشید
جتما دولتی باشید
@PixieeUnkbot
دولتی✅
آزاد❌
