𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧
Відкрити в Telegram
یـہ روح گمشـدهم کـہ هیچکس دنبالش نیومـد… پسخودموتو𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧جا گذاشتم، شبیـہ قهوهے سردے کـہ یـہ عمر رو میز مونـد؛ تلخ، تنها، بیصـدا… فـقط نوشتم، چوט دیگـہ خستهم از صـدا زدن ! سولے | 𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧
Показати більше187
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
-2230 днів
Архів дописів
187
اخه میدونی
از بس مرتیکه بیشعوری هستی که فقط کافیه انقد خایمالی کنی و زبون بریزی
تا از دلمون در بیاری
187
داداش خوبه حال منم خودت دیدی
وقتی میام خودمو میگام هیچی نمیگی دیگه چیکار کنم؟؟؟
من تا ندونم چشکلی باهات حرف بزنم یا ارومت کنم؟
مرسی واقعا
