𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧
Відкрити в Telegram
یـہ روح گمشـدهم کـہ هیچکس دنبالش نیومـد… پسخودموتو𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧جا گذاشتم، شبیـہ قهوهے سردے کـہ یـہ عمر رو میز مونـد؛ تلخ، تنها، بیصـدا… فـقط نوشتم، چوט دیگـہ خستهم از صـدا زدن ! سولے | 𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧
Показати більше187
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
-2230 днів
Архів дописів
187
دست های تو در دست من است. امید تو با من است. اطمینان تو با من است. چه چیز ممڪن است بتواند مانع پیشرفت من شود؟ ڪوچڪترین لبخند تو مرا از همه بدبختے ها نجات مےدهد.
بیا و اشتی کن💔
