𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧
Відкрити в Telegram
یـہ روح گمشـدهم کـہ هیچکس دنبالش نیومـد… پسخودموتو𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧جا گذاشتم، شبیـہ قهوهے سردے کـہ یـہ عمر رو میز مونـد؛ تلخ، تنها، بیصـدا… فـقط نوشتم، چوט دیگـہ خستهم از صـدا زدن ! سولے | 𝙡𝙪𝙣𝙖𝙧
Показати більше187
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
-2230 днів
Архів дописів
187
گاهی آدم نیاز به دیده شدن داره و به نقطه اوجش میرسه و طبیعیه چون چیزی رو داره تجربه میکنه که کسی شاید درکش نکنه مگر اینکه د اون موقعیت بوده باشه درست میشه توی زمان مناسب مکان مناسب دست زمان هست اما شاید اون آدم قبلی نشه اون شخص
187
به چشم همسفر نگاه کن ادما ممکنه هم مسیر تو باشن اما هم مقصد نباشد پس بین راه مسیرشون عوض میشه
