180
Підписники
-124 години
-107 днів
-2130 днів
Архів дописів
180
یک نفر مدام سیگار میکشد زنی هنگام آشپزی ترانهای غمگین زمزمه میکند دختری به بهانه فیلم اشک میریزد پسری نیمه شب در خیابان پرسه میزند و من بیاختیار اشک ریختم همه دلتنگیم...
180
واقعا چجوری میرید تو کافه و با یه مکبوک و ی لیوان قهوه درس میخونید؟ من تا مدل کفتربازا روی صندلی نشینم، ۶تا جزوه ۳ کتاب، ۸ ورق چکنویس جلوم نباشه هر ده دقیقه نزنم توی سرم و سه لیوان چایی بر ساعت برام فراهم نباشه نمیتونم درس بخونم.
180
من تورو همه جا میبینم. توی مترو ، توی ماه آسمون، توی خیابون. امیدوارم توعم منو توی زیباترین چیز ها ببینی.
