1 215
Підписники
-224 години
-87 днів
-930 днів
Архів дописів
1 214
+1
درود دوستان وقت بخیر.
بيسکوئيت احتمالاً با بلعیدن تکهای از عروسکش دچار مشکل گوارشی شده. چهار روزه دفع نداشته و اشتهاش هم بهشدت کم شده.
برای تشخیص و درمان فوری، به معاینه دامپزشکی و احتمالاً تصویربرداری و درمان تخصصی نیاز داره.
متأسفانه بهتنهایی توان پرداخت هزینههای درمانش رو ندارم.
اگر امکان کمک مالی دارید، حتی مبالغ کوچک هم میتونن کمک بزرگی باشن.
اگر امکان کمک مالی ندارید، لطفاً این پیام رو بازنشر کنید تا به دست افراد بیشتری برسه.
ممنون که کمک میکنید فرصت درمان و زندگی رو ازش نگیریم. 🖤
معصومه رحیمی امیرهنده 6219861465396314
1 214
Repost from Observations Of A Neo-Harronist⋆ ੈ🍎
بفرمایید بفرمایید ویدئو جدید🚪🌟
https://youtu.be/bMWt5nxoSCQ?si=QyE14IeYvrUv62hR
1 214
I saw myself sitting in the crotch of this fig tree, starving to death, just because I couldn't make up my mind which of the figs I would choose. I wanted each and every one of them, but choosing one meant losing all the rest, and, as I sat there, unable to decide, the figs began to wrinkle and go black, and, one by one, they plopped to the ground at my feet.
- Sylvia Plath
1 214
Repost from Observations Of A Neo-Harronist⋆ ੈ🍎
ویدئو جدید تقدیم شما!🚪🫴🏻
https://youtu.be/8LJTwCIkJDk?si=aVwrHqS7FLWPBWvv
1 214
در باب آخرین روز از تابستون، نورا این آهنگ رو فرستاد و گفت:
دلیل اینکه این آهنگرو فرستادم بخاطر اینه که حس زنده بودن میده بهم.
حس یه سفر جادهای تو منطقه کوهستانی رو میده که تو نقطه اوج از یه نقطه بلند میپری تو آب و به جای رنگ طلایی، نورهای نقرهای و کمرنگ به چشمت میخوره و احساس میکنی اونها هم مثل خیلی از آدمها زیبا هستن ولی فقط وقتی دیده میشن که آدمها بهشون دقت کنن.
1 214
The hollow heart I carry now is no good for my soul
Take me back to the place where I used to be
Before I lived a lifetime.
1 214
We can meet again somewhere
Somewhere far away from here.
We never learn, we been here before
Why are we always stuck and running from
The bullets?
The bullets.
1 214
Repost from le vent nous portera
جنگ پايان خواهد يافت
و رهبران با هم گرم خواهند گرفت
و باقى ميماند آن مادر پيرى كه چشم به راه فرزند شهيدش است
و آن دختر جوانى كه منتظر معشوق خويش است
و فرزندانى كه به انتظار پدر قهرمانشان نشستهاند
نمیدانم چه كسى وطن را فروخت
اما ديدم چه كسى
بهاى آن را پرداخت.
محمود درویش
1 214
Repost from Humint.
بعد از وصل شدن اینترنت، دو کانال شکل گرفت:
نامها را بخاطر بسپار و نامشان را صدا بزن.
امروز کانال اول بیش از هفتاد و پنچ هزار عضو دارد، اما کانال دوم هنوز به چهارده هزار نفر هم نرسیده. این اختلاف، یک واقعیت تلخ و تکاندهنده را نشان میدهد.
جاویدنامهای ما بینهایت عزیزند، ارزشمندند و یادشان همیشه با ماست. ما داغدارشان هستیم و خشم و اندوهمان از ظلمی که به آنها شد، خاموش نمیشود.
اما در کنار این سوگ، یک مسئولیت فوری و حیاتی داریم: زندگان.
کسانی که ربوده شدهاند، کسانی که زیر شکنجهاند، کسانی که هر لحظه در خطر اعداماند. اگر امروز صدای آنها نباشیم، فردا فقط به جمع جاویدنامها اضافه میشوند.
در این مقطع، پرداختن مداوم به زندهها اهمیت حیاتی دارد. اینکه هر روز، هر بار، چندبار نامشان تکرار شود، دیده شوند، فراموش نشوند. این تفاوت توجه میان کشتهشدگان و ربودهشدگان واقعاً آزاردهنده است.
من هر دو کانال را اینجا به اشتراک گذاشتم، اما نمیشود از اهمیت کانال «نامشان را صدا بزن» گذشت. این کانال صدای زندههاست؛ صدای کسانی که هنوز میشود نجاتشان داد.
