401
Підписники
-124 години
-47 днів
-1830 днів
Архів дописів
401
”کاش“میتونه یکی از غمگین ترین کلمه های بشریت باشه؛ کاش بودی، کاش نمیذاشتم بری، کاش بغلت میکردم، کاش میدونستم آخرین باریه که بغلت میکنم..
401
اون اتفاقی که فکر میکردم اگه بیفته من میمیرم، افتاد و من چیزیم نشد
اون آدمی که فکر میکردم اگه بره من دیگه بعد اون زندگی نمیکنم، رفت و من همچنان دارم زندگی میکنم
آدمیزاد واقعاً موجود پررو و غیرقابل پیشبینیایه
401
اون دختری که
پاراگرافهای طولانی
مینوشت که
ازدستت نده
و تو
برات مهم نبود،
اگه از دستش بدی
دیگه
مثلشو
هیچجا پیدا نمیکنی.
401
آدما خیلی دیر میرسن،
خیلی دیر محبت میکنن،
خیلی دیر میفهمنت،
خیلی دیر پشیمون میشن
و دقیقا بین همین فاصلههاست که
از چشمت میوفتن و دیگه هیچ وقت
بهشون حسی پیدا نمیکنی.
401
صادقانه نمیتونم تشخیص بدم موو آن کردم یا نه. یه بخشی از وجودم هست که گاهی یادش میفته، خوابش رو میبینه و یا یه حسرت کوچیک که اگه میشد چی میشد همیشه گوشه قلبم هست
ولی انقدر از نبودنش گذشته که زندگی رو بدون اون یاد گرفتم. دیگه با به یاد آوردنش گریه نمیکنم. میتونم بهش حق بدم که چرا انتخاب کرد بره و حتی میتونم درک کنم که چرا رفتنش واسه هردومون بهتر بود. میتونم بپذیرم که دوست داشتنش دلیل به اینکه باید باهاش ادامه میدادم نبوده. و میتونم به خواسته ش احترام بذارم و بخاطر اینکه انتخاب کرد من رو کنار بذاره، ازش متنفر نباشم.
401
عاشق ترک کردن اون دسته از آدماییم که فکر میکنن من همیشه هستم و این باعث میشه هرطور دلشون میخواد باهام رفتار کنن.
401
بله. من آمادگی اینو دارم عزیز ترین افراد زندگیمو زیر سی ثانیه ترک کنم. چتای چند سالمو توی یک چشم بهم زدن پاک کنم. عکسایی که به جونم وصلنم همینطور. من آمادگی اینو دارم در لحظه هرچیزی رو در آن ثانیه آتیش بزنم و پشتم رها کنم و حتی خم به ابروم نیاد. من حتی حاضرم چیزای با ارزشم رو خودم از دست بدم، قبل اینکه از دست برن. زندگی رها کردن و حذف کردن چیزایی که قرار نیست توی دنیای من باشن رو بهتر از هرچیزی به من یاد داده. وابستگی توی من مرده. هیچ رفتنی منو غافلگیر و غمگین نمیکنه.
