152
Підписники
Немає даних24 години
-47 днів
-1030 днів
Архів дописів
152
بعضی اوقات دوست دارم کلا ساکت
بمونم و هیچی نگم، چون هیچ
کلمهای نمیتونه چیزی که تو قلبم
و ذهنم میگذره رو توضیح بده.
152
شمع گریه میکرد از اینکه داره میسوزه، اما نمیدونست کسی که داره اون رو میسوزونه نخِ درونشه.
152
کسی نخواهد دانست که،
زیرِ هجومِ افکار،چگونه هر تکهام به گوشهای از این اتاق افتاد و صبح بی آنکه همراهی داشته باشم، خود را با زجر جمع کردم و ادامه دادم
🌚🦋✨