uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

"𝐷𝑂𝑁'𝑡. ᷤ ⷨ ⷪ ᷜᷜ ⷷ𝑂𝐹𝐹𝐼𝐶𝐸𝑅؛"

"𝐷𝑂𝑁'𝑡. ᷤ ⷨ ⷪ ᷜᷜ ⷷ𝑂𝐹𝐹𝐼𝐶𝐸𝑅؛"

Відкрити в Telegram

"غیر از من هر چه بود ؛ وجود مکرر است" 𝑃𝑟𝑖𝑣𝑎𝑡𝑒 : t.me/OFFICER_KIM 𝐴𝑣𝑖𝑛 : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7849183684 𝑴𝒐𝒐𝒏 : http://t.me/HidenChat_Bot?start=6740296066

Показати більше
378
Підписники
-524 години
-57 днів
-3030 днів
Архів дописів
_ ببینم... لابد باز هم چشم انتظاری که چطور با این قیافهٔ نظامی با شکوه بنظر میرسم؟! + مفتخرم به دفعات یاد آوری کنم افسر، هر ط
_ ببینم... لابد باز هم چشم انتظاری که چطور با این قیافهٔ نظامی با شکوه بنظر میرسم؟! + مفتخرم به دفعات یاد آوری کنم افسر، هر طور ک باشید برای خدمت به عزیزانتون برازنده خواهید بود... _ به گمانم پشت این تعریف ها اصل مطلب نشسته سرباز.. اینطور نیست؟! + جسارتاً... به یاد دارم ک گفتید " آبیِ چشم های او اگر تپانچه بودند شما زنده نخواهید ماند."... _ طعنه میزنی؟! + توصیف شما از عشق بسیار زیبا بود، پس به این فکر کردم که چرا دیگه به دنبال دور ترین نزدیکِ خود نمیگردید؟! _ چرا که او آنجاست .. و "آنجا" نمیداند که چقدر خوشبخت است. و نیز اینجا.. و او نمیداند "خانه ها" در غیاب ساکنانشان خواهند مُرد.
"و سپس به قلبش اشاره کرد"

در پَسِ خیالِ تو ام... به خود که مینگرم، میبینم که چطور از تز عاشق تو بودن هر ثانیه لذت میبرم.. اما همین که دست به قلم میشوم
در پَسِ خیالِ تو ام...
به خود که مینگرم، میبینم که چطور از تز عاشق تو بودن هر ثانیه لذت میبرم.. اما همین که دست به قلم میشوم از افسانهٔ چشمانِ آبیِ ات به غمی عمیق یاد میکنم.. به راستی رخنهٔ دردِ لذت وارِ تو هم، جایگاهی ثابت در وجودم برای خود برگزیده.. به رسم عشق، پذیرایِ این شیرینیِ غمدار خواهم بود، پس بدان...! همین که رگه های قلبم را به حصار بی حسی بکشانی، دیگر از سراییدن عاشقانه هایم برای تو اِبایی نخواهم داشت.. بلکه اینبار، همه چیز راجب تو ستودنی خواهد بود چرا ک دیگر..
در پَس خیال تو ام نه خودِ تو...

میخوام تو این رویا بمونم، نجاتم نده Don’t you try to save me (Save me) سعی نکن منو نجات بدی (نجاتم بده) I need a way we (Way we) به یه راه دوتایی نیاز دارم( راه خودمون) I need a way we can dream on (On, on, on) به راهی نیاز دارم که بتونیم توش دائما دوتایی رویاپردازی کنیم ❄️❄️❄️

Where I knew words would fail I laughed for him

به رنگ نیل در پنجهٔ آفتاب، نگرانِ شکوفا شدن نبود و... بر مدار قانونِ طبیعت حتی به دَوَرانِ نور نمیچرخید، بلکه زیباییِ وجودش و
به رنگ نیل در پنجهٔ آفتاب، نگرانِ شکوفا شدن نبود و... بر مدار قانونِ طبیعت حتی به دَوَرانِ نور نمیچرخید، بلکه زیباییِ وجودش وصله به خنده هایم گشوده میشد.. بویِ زندگی میداد و با همنفسیِ باد، شادی را به روانم تزریق میکرد.. به مثال گل های وحشی، باوقار بود و اسیرِ عشقِ خاک، به احدی جسارت چیدن نمیداد.. دست که بُردم، تیغه هایش فرونشستند و گل برگ هایش قاصدک.. درست همانجا که میدانستم کلمات شکست خواهند خوردند
برایش خندیدم...

برایش در نامه‌ای چنین نوشت: اشکالی ندارد اگر دوستم نداری، من می‌توانم به‌جای هردویمان دوستت داشته باشم...
برایش در نامه‌ای چنین نوشت:
اشکالی ندارد اگر دوستم نداری، من می‌توانم به‌جای هردویمان دوستت داشته باشم...