Sʜᴇʀʟᴏᴄᴋ Cᴏʀᴇ🔎✨
Відкрити в Telegram
𝒎𝒂𝒎𝒂'𝒔 𝒃𝒐𝒚🐝 иοямαℓ ιѕ ϐοαяιиg 🎻☕ https://t.me/HarfinoBot?start=sherlockcore
Показати більше228
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
آیرین: *میمیره*
شرلوک: *ناراحت میشه، ویولون میزنه و یه سیگار میکشه*
جان: *یه مدت شرلوکو نادیده میگیره*
شرلوک: *هرروز خدا نزدیکه اوردوز کنه، میخواد خودکشی کنه، لرزش میگیره، استنتاج کردنو یادش میره، کلا غریزه بقاشو از دست میده و با اینکه جان تا سر حد مرگ کتکش بزنه مشکلی نداره*
#fun ???
Sʜᴇʀʟᴏᴄᴋ Cᴏʀᴇ
(توی رستوران)
شرلوک: تو تنهایی؟
مالی: آره:)
شرلوک: *صندلی اضافهی روبروش رو برمیداره میبره* مرسی!
مالی:
#fun
Sʜᴇʀʟᴏᴄᴋ Cᴏʀᴇ
*تو ملاقات با آدمای جدید*
شرلوک: من خیلی آدم خوبیام.
جان: نخیرم، نیستی.
شرلوک: من آدم خوبیام.
جان: دوباره تلاش کن.
شرلوک: من یه آدمم.
جان: جای بحث داره.
شرلوک: من قدبلندم.
جان: بهتر شد.
شرلوک: اون آدم خوبهست، من اون قدبلندم.
جان: خیلی خوبه.
#fun
Sʜᴇʀʟᴏᴄᴋ Cᴏʀᴇ
[سریال شرلوک بیشتر از اینکه سریال "شرلوک" باشه، سریال تلافی و لج بازیه، با ذکر مثال] :
جان: تیر خورده تو شونهم؟ کی گفته اصلا؟ تیر خورده تو پام.
شرلوک: اندرسون ازت بدم میاد؟! اصلا دئودورانتت روی داناوانم هست.
مایکرافت: شرلوک دوست پیدا کرده؟ اصلا میفتم دنبالش میکشونمش یه جای خلوت که بترسه.
داناوان: شرلوک داره بچهها رو پیدا میکنه؟ اصلا خودش بچهها رو دزدیده.
خانم هادسون: جان میگه گی نیست؟ کی گفته؟ اصلا خیلیم گیه.
آیرین: شرلوک با جانه؟ اصلا میرم مخشو میزنم.
شرلوک: جان مخ زدنامو نفهمید؟ اصلا میرم جلوی چشمش میمیرم.
جان: شرلوک مردی؟! اصلا میرم عاشق یه زن میشم.
شرلوک: من مردم تو رفتی عاشق یه زن شدی!؟ اصلا روز خواستگاریت برمیگردم که سکته کنی.
جان: روز خواستگاری من زنده میشی؟! اصلا جدی جدی ازدواج میکنم.
شرلوک: دو روزه نیومدم ازدواج کردی؟! اصلا میرم دوست دختر میگیرم جلوت میبوسمش.
افسر قبلی جان: جان رو صدا ساله ندیدم، هیچ جا هم نمیام... ولی جان داره عروسی میکنه؟ پس میرم میرینم تو عروسیش.
شرلوک: جان داره عروسی میکنه؟! تو عروسی گریه همه رو درمیارم. اصلا بغلش میکنم تا مثل چی پشیمون شه.
خانم هادسون: شرلوک از عروسی بدش میاد؟ جلوش از عروسی دوستم میگم تا عروسی رو ترک نکنه.
شرلوک: خانم هادسون فکر میکنه ترک کردن عروسی بده؟ اصلا عروسی رو زودتر از همه ترک میکنم.
مگنوسن: مری داره زندگیشو میکنه؟ سعی میکنم برینم تو زندگیش.
مری: شرلوک گفت من بهش شلیک نمیکنم؟ اصلا همین الان میزنم وسط سینهش.
شرلوک: من به مری اعتماد کردم بعد مری شلیک کرد تو سینهم؟ اصلا میرینم تو زندگیش.
جان: مری تیر زد به شرلوک و رید به آرامشم؟ اصلا منم سر شرلوک داد میزنم که مری چیکار میکنه تو زندگیم.
شرلوک: مگنوسن میزنه تو صورت جان؟ اصلا میکشمش.
موریارتی: من مردم؟! اصلا تو توهمات شرلوک برمیگردم و یه دورم اونجا پدرشو درمیارم.
شرلوک: امنیت ملی با من کار داره؟ اصلا بیسکوئیت زنجبیلی میخوام.
یوروس: داداشام کم بدبختی دارن؟ اصلا میرم خونهشونو به آتیش میکشم.
جان: مری مرد؟! اصلا تقصیر شرلوکه. مثل چی میزنمش.
شرلوک: جان منو زد؟ تقصیر من بود. انقد مواد میزنم که کم مونده بمیرم.
یوروس: من روانیم؟! اصلا اینجا آدم کشی راه میندازم.
شرلوک: جان بهم محل نمیده؟! اصلا خودمو میندازم زیر دست یه روانی که خفهم کنه.
جان: شرلوک بخاطر زنم خودشو انداخت زیر دست یه روانی؟ پس یکم دیرتر میرم تا بیشتر خفه شه.
#fun
Sʜᴇʀʟᴏᴄᴋ Cᴏʀᴇ
[سریال شرلوک بیشتر از اینکه سریال "شرلوک" باشه، سریال تلافی و لج بازیه، با ذکر مثال] :
جان: تیر خورده تو شونهم؟ کی گفته اصلا؟ تیر خورده تو پام.
شرلوک: اندرسون ازت بدم میاد؟! اصلا دئودورانتت روی داناوانم هست.
مایکرافت: شرلوک دوست پیدا کرده؟ اصلا میفتم دنبالش میکشونمش یه جای خلوت که بترسه.
داناوان: شرلوک داره بچهها رو پیدا میکنه؟ اصلا خودش بچهها رو دزدیده.
خانم هادسون: جان میگه گی نیست؟ کی گفته؟ اصلا خیلیم گیه.
آیرین: شرلوک با جانه؟ اصلا میرم مخشو میزنم.
شرلوک: جان مخ زدنامو نفهمید؟ اصلا میرم جلوی چشمش میمیرم.
جان: شرلوک مردی؟! اصلا میرم عاشق یه زن میشم.
شرلوک: من مردم تو رفتی عاشق یه زن شدی!؟ اصلا روز خواستگاریت برمیگردم که سکته کنی.
جان: روز خواستگاری من زنده میشی؟! اصلا جدی جدی ازدواج میکنم.
شرلوک: دو روزه نیومدم ازدواج کردی؟! اصلا میرم دوست دختر میگیرم جلوت میبوسمش.
افسر قبلی جان: جان رو صدا ساله ندیدم، هیچ جا هم نمیام... ولی جان داره عروسی میکنه؟ پس میرم میرینم تو عروسیش.
شرلوک: جان داره عروسی میکنه؟! تو عروسی گریه همه رو درمیارم. اصلا بغلش میکنم تا مثل چی پشیمون شه.
خانم هادسون: شرلوک از عروسی بدش میاد؟ جلوش از عروسی دوستم میگم تا عروسی رو ترک نکنه.
شرلوک: خانم هادسون فکر میکنه ترک کردن عروسی بده؟ اصلا عروسی رو زودتر از همه ترک میکنم.
مگنوسن: مری داره زندگیشو میکنه؟ سعی میکنم برینم تو زندگیش.
مری: شرلوک گفت من بهش شلیک نمیکنم؟ اصلا همین الان میزنم وسط سینهش.
شرلوک: من به مری اعتماد کردم بعد مری شلیک کرد تو سینهم؟ اصلا میرینم تو زندگیش.
جان: مری تیر زد به شرلوک و رید به آرامشم؟ اصلا منم سر شرلوک داد میزنم که مری چیکار میکنه تو زندگیم.
شرلوک: مگنوسن میزنه تو صورت جان؟ اصلا میکشمش.
موریارتی: من مردم؟! اصلا تو توهمات شرلوک برمیگردم و یه دورم اونجا پدرشو درمیارم.
شرلوک: امنیت ملی با من کار داره؟ اصلا بیسکوئیت زنجبیلی میخوام.
یوروس: داداشام کم بدبختی دارن؟ اصلا میرم خونهشونو به آتیش میکشم.
جان: مری مرد؟! اصلا تقصیر شرلوکه. مثل چی میزنمش.
شرلوک: جان منو زد؟ تقصیر من بود. انقد مواد میزنم که کم مونده بمیرم.
یوروس: من روانیم؟! اصلا اینجا آدم کشی راه میندازم.
شرلوک: جان بهم محل نمیده؟! اصلا خودمو میندازم زیر دست یه روانی که خفهم کنه.
جان: شرلوک بخاطر زنم خودشو انداخت زیر دست یه روانی؟ پس یکم دیرتر میرم تا بیشتر خفه شه.
#fun
Sʜᴇʀʟᴏᴄᴋ Cᴏʀᴇ
چقد خوشگلن
چقد خوشگلن
چقد خوشگلن
چقد خوشگلن
چقد خوشگلن
چقد خوشگلن
چقد خوشگلن
چقد خوشگلن
چقد خوشگلن
#edit
Sʜᴇʀʟᴏᴄᴋ Cᴏʀᴇ
