uk
Feedback
Bitiversity

Bitiversity

Відкрити в Telegram

آکادمی بیتکوین و کریپتوکارنسی مجتبی دادبام

Показати більше
3 777
Підписники
+424 години
+1947 днів
+69930 день

Триває завантаження даних...

Залучення підписників
червень '26
червень '26
+783
в 1 каналах
травень '26
+574
в 1 каналах
Get PRO
квітень '26
+335
в 0 каналах
Get PRO
березень '26
+9
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+160
в 0 каналах
Get PRO
січень '26
+292
в 0 каналах
Get PRO
грудень '25
+177
в 1 каналах
Get PRO
листопад '25
+35
в 1 каналах
Get PRO
жовтень '25
+69
в 1 каналах
Get PRO
вересень '25
+44
в 1 каналах
Get PRO
серпень '25
+37
в 0 каналах
Get PRO
липень '25
+91
в 1 каналах
Get PRO
червень '25
+50
в 0 каналах
Get PRO
травень '25
+27
в 0 каналах
Get PRO
квітень '25
+14
в 0 каналах
Get PRO
березень '25
+16
в 0 каналах
Get PRO
лютий '25
+38
в 0 каналах
Get PRO
січень '25
+153
в 0 каналах
Get PRO
грудень '24
+289
в 0 каналах
Get PRO
листопад '24
+382
в 1 каналах
Get PRO
жовтень '24
+22
в 0 каналах
Get PRO
вересень '24
+51
в 1 каналах
Get PRO
серпень '24
+51
в 0 каналах
Get PRO
липень '24
+28
в 0 каналах
Get PRO
червень '24
+106
в 0 каналах
Get PRO
травень '24
+59
в 0 каналах
Get PRO
квітень '24
+196
в 1 каналах
Get PRO
березень '24
+951
в 1 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
23 червня+2
22 червня+8
21 червня+5
20 червня+12
19 червня+14
18 червня+29
17 червня+85
16 червня+57
15 червня+49
14 червня+134
13 червня+52
12 червня+52
11 червня+122
10 червня+85
09 червня+3
08 червня+1
07 червня+5
06 червня+11
05 червня+12
04 червня+21
03 червня+10
02 червня+10
01 червня+4
Дописи каналу
موزیکٍ ویدئوی امروز! بنا به درخواستتون🧐

2
در ضمن چون خیلی زیاد سؤال پرسیدین در اینستگرم! سه دوره جدید اعلام کردیم: ۱) برای کریپتو: دوره پروژه شناسی ۲) برای دولوپری بلاکچین: دوره فشرده و پروژه محور زبان برنامه نویسی سالیدیتی ۳) هوش مصنوعی: دوره فشرده و پروژه محور Claude برای پیش ثبت نام به آیدی زیر پیام بدید و موارد زیر رو براشون ارسال بفرمایید: نام و نام خانوادگی شماره تلفن همراه دوره مورد نیازتون T.me/bitiversityacademy
1 033
3
👆🏻👆🏻👆🏻این هم تمامِ موزیک هایی که روی ویدئوهای اینستاگرم ازشون استفاده شده و بنده رو بابت شون کچل فرموده بودین! تقدیم خدمتتون! لطفا! خواهشا! دیگه در کامنت ها ننویسید: موزیکش! چون دیگه معذور خواهم بود 🖐🏻😂
975
4
Benny Rivers Tell Me What We’re Doing.mp3
921
5
01. Benny Rivers - I Won’t Fall Again.mp3
932
6
Benny Rivers - Step by Step in Time.mp3
983
7
noctivm____velvet_poison_original_mix.mp3
994
8
elise_de_lune___souffle.m4a
999
9
smz___no_distance_original_mix_tnvmw_qav7y_cc1409fc.m4a
979
10
AudioCutter_Never_Give_Up_Dark_EDM_Remix_Music_Into_The_Dark_Xzeez.m4a
966
11
Bad Habit - Aethira (youtube).m4a
959
12
Голосове повідомлення
1 481
13
برای همین، وقتی طلا و نقره در یک دوره به سقف‌های تاریخی میرسن، اما شاخص‌های الماس طبیعی از اوج ۲۰۲۲ بیش از ۵۰ درصد عقب میشینن، پیام بازار ساده‌ست: هر چیزی که میدرخشه، ذخیره ارزش نیست. البته این یعنی «الماس مرده»؟ نه. این حرف شتاب‌زده‌ست. الماس طبیعی هنوز بازار خودش رو داره. سنگ‌های خاص هنوز خریدار دارن. جواهرات لوکس هنوز ارزش فرهنگی، مصرفی و احساسی دارن. حتی ممکنه بخشی از بازار طبیعی، بعد از این شوک، خودش رو به‌عنوان کالایی خاص‌تر، کمیاب‌تر و تفکیک‌شده‌تر بازسازی کنه. اما اون افسانه قدیمی که الماس معمولی رو شبیه طلا جا میزد، ضربه سنگینی خورده. الماس آزمایشگاهی، الماس طبیعی رو نابود نکرد؛ اون رو مجبور کرد خودش رو توضیح بده. و این برای هر بازاری خطرناکه. چون هر بازاری که ارزشش روی داستانی بنا شده باشه که کسی نتونه اون رو آزمایش کنه، تا وقتی امنه که ابزار آزمایش از راه نرسیده. اما وقتی نسخه‌ای مشابه، ارزان‌تر، قابل‌تشخیص و قابل‌تولید در مقیاس بالا وارد بازار میشه، داستان دیگر به‌تنهایی کافی نیست. از اینجا به بعد، بازار مجبور میشه فرق بگذاره میان سه چیز: کمیابی واقعی. کمیابی کنترل‌شده. و کمیابی‌ای که فقط خوب تبلیغ شده بود. کمیابی واقعی هنوز میتونه دوام بیاره. کمیابی کنترل‌شده باید دوباره قیمت‌گذاری بشه. اما کمیابی‌ای که فقط روی روایت ایستاده بود، وقتی نسخه ارزان و مشابهش از راه برسه، دیگر مثل قبل نمیفروشه. پس حکم دقیق این نیست که الماس تمام شد. حکم دقیق‌تر اینه: الماس طبیعیِ خاص هنوز زنده‌ست. الماس آزمایشگاهی داره به کالای مصرفی ارزان‌تر تبدیل میشه. اما الماس معمولی‌ای که سال‌ها به‌عنوان «ذخیره ارزش احساسی» فروخته میشد، دیگر نمیتونه پشت همان داستان قدیمی پنهان بشه. الماس‌ها شاید هنوز بدرخشن؛ اما بازاریابی‌ای که آن‌ها رو «همیشگی» کرده بود، دیگر مثل قبل نمی‌درخشه. @bitiversity
1 892
14
#الماس #طلا #بیتکوین قیمت الماس‌های طبیعیِ معمولی، در بعضی شاخص‌های استاندارد و بازارهای عمده‌فروشی، به پایین‌ترین سطح‌های سال‌های اخیر رسیده؛ درست در همان دوره‌ای که طلا و نقره تا سقف‌های تاریخی بالا رفتن. این فقط یک اتفاق ساده در بازار جواهرات نیست. این یک داوری بازاره. چون دو چیزی که سال‌ها با زبان «ذخیره ارزش» به مردم فروخته میشدن، حالا هم‌زمان در دو مسیر مخالف حرکت میکنن. طلا و نقره بالا رفتن؛ اما بخش بزرگی از بازار الماس، مخصوصاً الماس‌های معمولی و تجاری، زیر فشار سنگین رفته. بر اساس بعضی شاخص‌های عمده‌فروشی و سبدهای استاندارد بازار، قیمت الماس طبیعی از سقف سال ۲۰۲۲ خودش بیش از ۵۰ درصد پایین آمده. یک الماس طبیعی یک‌قیراطی که در سال ۲۰۲۲ نزدیک به ۷۰۰۰ دلار قیمت داشت، حالا بیشتر حوالی ۵۰۰۰ دلار در بازار عمده‌فروشی معامله میشه. سمت الماس‌های آزمایشگاهی، سقوط حتی تندتر بوده؛ بسته به اینکه از کدام سال حساب کنی، بعضی شاخص‌ها از افت حدود ۷۴ درصدی از سال ۲۰۲۰ تا سقوط نزدیک به ۹۶ درصدی از سال ۲۰۱۸ حرف میزنن. حتی De Beers، همان شرکتی که عملاً بازار مدرن الماس رو ساخت، طی سه سال حدود ۶.۸ میلیارد دلار کاهش ارزش خورده. مالک معدنی‌اش هم دنبال فروش اون افتاده؛ و مدیرعاملش همین بخش رو یکی از سخت‌ترین قسمت‌های این جدایی توصیف کرده. ظاهر ماجرا ساده‌ست: الماس آزمایشگاهی آمد و قیمت‌ها رو شکست. اما واقعیت دقیق‌تر اینه: الماس آزمایشگاهی فقط رقیب نبود؛ آزمون حقیقت بود. چون الماس آزمایشگاهی فیک نیست. از نظر شیمیایی و فیزیکی، الماسه. میتونه گواهی بگیره، همان درخشش رو داشته باشه، و برای چشم خریدار عادی، همان تجربه بصری رو بسازه. تفاوت اصلی در منشأ، روایت، قیمت، بازار فروش دوباره و جایگاه فرهنگیه؛ نه در اینکه «الماس هست یا نیست». همین‌جا ضربه اصلی وارد شد. بازار ناگهان با یک سؤال ساده روبه‌رو شد: اگه ظاهر همان است، گواهی همان است، تجربه همان است، و قیمت خیلی پایین‌تره، پس من دقیقاً داشتم پول چی رو میدادم؟ جواب تلخه: فقط پول سنگ رو نمیدادی؛ پول داستان رو میدادی. داستان مدرن الماس در سال ۱۹۴۸ با جمله معروف «الماس همیشگی‌ست» تثبیت شد. قبل از اون، الماس چنین جایگاه مقدسی در عشق، ازدواج و تعهد نداشت. De Beers فقط سنگ نفروخت؛ کمیابی رو مدیریت کرد، احساسات رو مهندسی کرد، عرضه رو کنترل کرد، و یک ماده معدنی رو به یکی از موفق‌ترین باورهای تجاری تاریخ تبدیل کرد. ارزش الماس فقط در کربن نبود. در توافقی بود که میگفت این کربن باید گران باشه. و در صنعتی بود که دهه‌ها از اون توافق محافظت میکرد. اما الماس آزمایشگاهی آمد و دقیقاً همان توافق رو زیر سؤال برد. نه چون زیباتر بود. نه چون الزاماً بهتر بود. بلکه چون نشان داد بخشی از کمیابی‌ای که به مردم فروخته شده بود، کمیابی مطلق طبیعی نبود؛ ترکیبی بود از کنترل عرضه، فرهنگ‌سازی، تبلیغات، آیین ازدواج، پرستیژ اجتماعی و نبودِ یک جایگزین ارزانِ قابل‌قبول. بعد مقیاس تولید، ضربه رو کامل کرد. وقتی در بعضی برآوردهای بازار lab-grown گفته میشه چین در یک سال به حدود ۲۲ میلیون قیراط الماس آزمایشگاهی با کیفیت جواهر رسیده و بخش بزرگی از عرضه جهانی رو پوشش داده، داستان «کمیابی» دیگر مثل قبل کار نمیکنه. مخصوصاً وقتی همان پولی که قبلاً یک الماس طبیعی یک‌قیراطی میخرید، حالا میتونه یک سنگ آزمایشگاهی بسیار بزرگ‌تر بخرد؛ سنگی که در نگاه اول، برای خیلی از خریدارها تفاوت محسوسی با نمونه طبیعی نداره. اینجا بازار دوپاره میشه. الماس‌های طبیعیِ واقعاً کمیاب، بزرگ، خاص و باکیفیت هنوز میتونن ارزش خودشون رو حفظ کنن. این بخش بیشتر شبیه بازار هنر، کالای لوکس و کلکسیون رفتار میکنه. حتی در بعضی گزارش‌ها دیده میشه که سنگ‌های بالای پنج قیراط فشار کمتری گرفتن یا در بعضی دوره‌ها قیمت‌شون بالا رفته. اما الماس‌های معمولی و تجاری، همان‌هایی که به میلیون‌ها نفر به‌عنوان نماد عشق، تعهد و گاهی حتی سرمایه‌گذاری فروخته میشدن، زیر فشار اصلی قرار گرفتن. چون کمیابی آن‌ها بیش از آنکه کمیابی مطلق باشه، کمیابیِ بسته‌بندی‌شده بود. اینجاست که تفاوت طلا و الماس روشن‌تر میشه. طلا هم داستان داره، اما فقط داستان نیست. بازار جهانی عمیق داره، نقدشوندگی بالا داره، بانک‌های مرکزی میخرنش، هزاران سال نقش پولی داشته، و نمیشه نسخه کاملاً مشابهش رو ظرف چند هفته در کارخانه تولید کرد. طلا فقط یک کالای زیبا نیست؛ بخشی از زیرساخت روانی و مالی جهانه. الماس معمولی چنین جایگاهی نداشت. بازار فروش دوباره‌اش ضعیف‌تر بود، قیمت‌گذاری‌اش شفافیت کمتری داشت، نقدشوندگی‌اش با طلا قابل‌مقایسه نبود، و بخش بزرگی از تقاضایش به آیین ازدواج، تبلیغات، فرهنگ مصرف و حس پرستیژ وابسته بود.
1 499
15
اما حتی اگه آن جهش قیمتی هم بعداً فروکش کنه، درس اصلی باقی میمونه: دنیا دید که AI متمرکز، هرچقدر هم قدرتمند باشه، یک کلید خاموشی داره. و از این به بعد، هر سرمایه‌گذار جدی در حوزه هوش مصنوعی باید از خودش بپرسه: من روی چه چیزی سرمایه‌گذاری کردم؟ روی هوشی که بهترینه؟ یا روی هوشی که خاموش‌کردنش سخت‌تره؟ خبر این بود که یکی از قوی‌ترین مدل‌های AI جهان با یک امضا از دسترس خارج شد. معامله اما جای دیگری بود: بعضی‌ها همان لحظه تصمیم گرفتن به‌جای خریدن هوشی که میشه خاموشش کرد، سراغ روایتی برن که میگه هوش آینده باید پخش‌شده، مقاوم، و بی‌کلید خاموشی باشه. @bitiversity
2 047
16
اما حتی اگه آن جهش قیمتی هم بعداً فروکش کنه، درس اصلی باقی میمونه: دنیا دید که AI متمرکز، هرچقدر هم قدرتمند باشه، یک کلید خاموشی داره. و از این به بعد، هر سرمایه‌گذار جدی در حوزه هوش مصنوعی باید از خودش بپرسه: من روی چه چیزی سرمایه‌گذاری کردم؟ روی هوشی که بهترینه؟ یا روی هوشی که خاموش‌کردنش سخت‌تره؟ خبر این بود که یکی از قوی‌ترین مدل‌های AI جهان با یک امضا از دسترس خارج شد. معامله اما جای دیگری بود: بعضی‌ها همان لحظه تصمیم گرفتن به‌جای خریدن هوشی که میشه خاموشش کرد، سراغ روایتی برن که میگه هوش آینده باید پخش‌شده، مقاوم، و بی‌کلید خاموشی باشه.
1
17
🔴 یک دولت همین حالا نشان داد که حتی قدرتمندترین هوش مصنوعی عمومی جهان هم میتونه با یک نامه خاموش بشه. ماجرا از Fable 5 شروع شد؛ مدل تازه آنتروپیک که فقط چند روز بعد از عرضه، به‌عنوان یکی از قوی‌ترین مدل‌های AI جهان شناخته میشد. مدلی که در آزمون‌های سخت برنامه‌نویسی از رقبای اصلی خودش جلو زده بود و بازار ازش به‌عنوان یکی از جدی‌ترین مدعیان تاج هوش مصنوعی حرف میزد. اما ناگهان یک دستور صادراتی از طرف آمریکا آمد؛ دسترسی اتباع خارجی به این مدل‌ها محدود شد. مسئله این بود که آنتروپیک نمیتونست میلیون‌ها کاربر زنده در سراسر جهان رو یکی‌یکی بررسی کنه و بفهمه هر کاربر تبعه کجاست. پس ساده‌ترین و شاید تنها راه برای تبعیت از دستور این بود: دسترسی جهانی رو قطع کنه. نتیجه؟ یکی از قوی‌ترین مدل‌های عمومی AI، فقط چند روز بعد از عرضه، در بسیاری از کشورها از دسترس خارج شد. نه به‌خاطر ضعف فنی. نه به‌خاطر شکست محصول. فقط به‌خاطر یک نامه، یک امضا، و یک دستور حکومتی. اما بخش عجیب‌تر ماجرا این نبود. عجیب این بود که پول بعد از این اتفاق کجا رفت. سرمایه‌گذارها نه از کریپتو فرار کردن، نه به سمت طلا رفتن، نه فقط نشستند تماشا کنن. بخشی از پول رفت سمت پروژه‌ای که خیلی‌ها حتی اسمش رو هم نشنیده بودن: Bittensor. قیمت توکن Bittensor در یک روز ۲۳ درصد بالا رفت، در طول هفته ۳۶ درصد رشد کرد، و حدود ۳۰۰ میلیون دلار به ارزش بازارش اضافه شد. در نگاه اول، این عجیب به نظر میرسه؛ چون مدلی که بسته شد متعلق به آنتروپیک بود، نه Bittensor. آنتروپیک یک شرکت بزرگ AI است. Bittensor یک شبکه غیرمتمرکزه. نه مالک همدیگه‌ان، نه محصول مشترک دارن، نه Bittensor نقشی در بسته شدن Fable 5 داشت. پس چرا بازار ناگهان رفت سمت Bittensor؟ چون سرمایه‌گذارها یک چیز ساده رو دیدن: وقتی هوش مصنوعی داخل یک شرکت متمرکز ساخته میشه، همیشه یک نقطه فشار وجود داره. یک دفتر مرکزی. یک مدیرعامل. یک تیم حقوقی. یک آدرس رسمی. یک حساب بانکی. دولت میتونه نامه بفرسته، دستور بده، فشار بیاره، و در نهایت شرکت مجبور میشه سرویس رو خاموش کنه. همین اتفاق برای آنتروپیک افتاد. اما Bittensor خودش رو دقیقاً در نقطه مقابل این مدل تعریف میکنه. ایده‌اش اینه که هوش مصنوعی نباید فقط در دست چند شرکت بزرگ یا چند دولت باشه. شبکه‌اش روی بیش از ۱۲۸ زیرشبکه مستقل پخش شده؛ یعنی نه یک مالک واحد داره، نه یک دفتر مرکزی روشن، نه یک سرور اصلی که بشه با خاموش کردنش کل سیستم رو متوقف کرد. به زبان ساده، آنتروپیک مثل یک برج بزرگه. اگه دولت بخواد، میتونه بره در همان برج رو بزنه: نامه بده، دستور بده، فشار بیاره، و در نهایت شرکت رو مجبور کنه سرویسش رو قطع کنه. اما Bittensor بیشتر شبیه یک شهر پخش‌شده‌ست؛ شهری که در هزاران نقطه زندگی میکنه. اینجا یک درِ اصلی وجود نداره که با زدنش همه‌چیز متوقف بشه. نه مدیرعاملی هست که به‌تنهایی کل شبکه رو خاموش کنه، نه یک کلید مرکزی، نه یک نقطه واحد برای فشار. نمیشه ریاضی‌ای رو که هم‌زمان در هزاران نقطه اجرا میشه، با یک احضاریه خاموش کرد. برای همین، ممنوعیت آنتروپیک به‌جای اینکه Bittensor رو تهدید کنه، ناخواسته براش تبلیغ ساخت. انگار دولت آمریکا با همان دستور، به کل بازار یادآوری کرد که AI متمرکز چقدر قابل خاموش شدنه؛ و AI غیرمتمرکز اصلاً چرا به دنیا آمده. این شاید گران‌ترین تبلیغ ناخواسته تاریخ برای هوش مصنوعی غیرمتمرکز بود. Bittensor لازم نبود کار خاصی بکنه. فقط کافی بود بازار یک چیز رو بفهمه: دسترسی به هوش نباید وابسته به چند شرکت بزرگ یا چند دولت باشه. چیزی که تا قبل از این بیشتر شبیه شعار بود، با بسته شدن Fable 5 تبدیل شد به سند. خبر اصلی فقط بسته شدن یک مدل نبود. خبر اصلی این بود که بازار فهمید «باهوش‌ترین بودن» و «خاموش‌نشدنی بودن» یک چیز نیستن. شرکت‌هایی مثل آنتروپیک، OpenAI و گوگل هنوز قوی‌ترین مدل‌های AI جهان رو میسازن. از نظر کیفیت و توانایی، فاصله‌شون با پروژه‌های غیرمتمرکز هنوز زیاده. اما یک مشکل دارن: شرکت‌ان. شرکت هم قانون‌پذیره، آدرس داره، مدیرعامل داره، تیم حقوقی داره، و میشه مجبورش کرد کاری رو انجام بده. پروژه‌های غیرمتمرکز دقیقاً روی همین نقطه دست میذارن. شاید هنوز به اندازه غول‌های AI قدرتمند نباشن، اما میگن: ما رو نمیشه به همان سادگی خاموش کرد. البته باید واقع‌بین بود. اینکه قیمت Bittensor بالا رفت، لزوماً یعنی بازار کاملاً درست فهمیده یا این رشد ادامه‌دار میمونه؟ نه. در کریپتو خیلی از این جهش‌ها چند روز بعد فروکش میکنن. تنها چیزی که فعلاً با قطعیت میشه گفت اینه که زمان‌بندی رشد Bittensor با بسته شدن Fable 5 هم‌زمان بود. بازار همیشه شاهد دقیقی نیست. گاهی فقط یک داستان جذاب پیدا میکنه و روی آن شرط میبنده.
2 005
18
smz___no_distance_original_mix_tnvmw_qav7y_cc1409fc.m4a
3 232
19
🚨 نرخ تورم سالانه آمریکا بر اساس شاخص CPI در ماه مه به ۴.۲ درصد رسید؛ بالاترین سطح از آوریل ۲۰۲۳. تورم هسته (Core CPI) هم به ۲.۹ درصد افزایش پیدا کرد؛ بالاترین سطح از سپتامبر ۲۰۲۵. به زبان ساده‌تر، تورم دوباره در حال اوج گرفتنه. و همچنان بیش از دو برابر هدف ۲ درصدی فدرال رزرو قرار داره @bitiversity
2 785
20
موزیکِ ویدئوی تحلیل طلا که در اینستاگرم گذاشته بود، به دلیل درخواستتون، تقدیم شد! @bitiversity
3 832