189
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-1030 день
Архів дописів
یادش نداده بودند که وقتی غمگین است حرف بزند و چیزی بگوید،
همیشه گوشهای تنها و ساکت میماند و احساساتش را میکشت.
من هیچوقت درمورد زندگیم با کسی حرف نمیزنم چون تا اون لحظه ای که به زبونش نیاوردم اونقدری عمیق نمیدونمش، اما دقیقا وقتی که میام حرف بزنم تبدیل به اقیانوس میشه و منو میکشه تو خودش..
و متوجه میشم که چقدر آسیب دیدم
متوجه میشم اصلا سطحی نیست.
من هیچوقت درمورد زندگیم با کسی حرف نمیزنم چون تا اون لحظه ای که به زبونش نیاوردم اونقدری عمیق نمیدونمش، اما دقیقا وقتی که میام حرف بزنم تبدیل به اقیانوس میشه و منو میکشه تو خودش..
و متوجه میشم که چقدر آسیب دیدم
متوجه میشم سطحی نیست.
Repost from N/a
صدام کنین ومپایر چون با نور روز میخوابم و با تاریکی شب بیدار میشم
تو خیلی ناز قشنگی من خیلی دوست دارم میخوام اینم بدونی که تو فوق العاده ای خوشگللل❤️
