cookie

Ми використовуємо файли cookie для покращення вашого досвіду перегляду. Натиснувши «Прийняти все», ви погоджуєтеся на використання файлів cookie.

avatar

قرار نبود عاشق شیم؛

و ناگهان هر آنچه ك شوقش را داشتی برایت پوچ و بی‌معنی می‌شود...🎭 #رمان‌قرارنبودعاشق‌شیم؛ (در حال تایپ...) قلم:ڪاف‍.م‍‌ی‍‌م‍‌ _ پارت گذاری:هر روز 1پارت، ساعت18:00

Більше
Рекламні дописи
498
Підписники
-224 години
+227 днів
+6930 днів

Триває завантаження даних...

Приріст підписників

Триває завантаження даних...

⋟┈────╌𝄞♥️╌────┈⋞ قرار نبود عاشق شیم؛ #𝐩𝐚𝐫𝐭279 _آره دیگه شما هم که قشنگ از زیر کار در میری.... _آره تازه تو رو هم میبرم با خودم.. چشمک پشت بند حرفش زلزله ای تو دلم ایجاد کرد که سعی کردم با خنده کنترلش کنم، به سمتش چرخیدم و خیره به چشمای زلالش نگاه کردم، فکر کنم رود عسلی که تو بهشت وعده داده شده بود چیزی شبیه به چشمای آرشام بود! _به چی فکر میکنی آهوی من؟! صداش من رو از خیالاتم بیرون کشید، خودم رو به طرفش کشیدم و تو بغلش خزیدم،عجیب بود که آرشام جلوی چشمام بود ولی دلم تنگش میشد! _به حس هایی که دارم باهات تجربه میکنم، خیلی غریبن برام آرشام...من رو میترسونن! تو بغلش چلاندم و گفت: _ببین خودت یه چیزی میگی منم میخوام بپرسم هی از زیرش در میری... _هوم دقیقا عین تو...! چونه‌ش رو به سرم تکیه داد و عمیق تو آغوشم گرفت، زمزمه وار گفت: _چه حس هایی داری خاله ریزه؟! _نپرس! تکخند آرشام من رو هم به خنده انداخت و آرشام با صدایی که مو به تن آدمی سیخ میکرد گفت: _وقتی گریبان عدم با دست خلقت می‌درید وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می‌آفرید وقتی زمین ناز تو را در آسمان‌ها می‌کشید وقتی عطش طعم تو را با اشک‌هایم می‌چشید من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلی چیزی نمی‌دانم از این دیوانگی و عاقلی یک‌ آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک‌ لحظه بود آن‌‌دم که چشمانت مرا از عمقِ چشمانم ربود وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد آدم زمینی‌تر شد و عالم به آدم سجده کرد من بودم و چشمانِ تو، نه آتشی و نه گِلی چیزی نمی‌دانم از این دیوانگی و عاقلی من عاشق چشمت شدم، شاید کمی هم بیشتر چیزی از آن‌سوی یقین، شاید کمی هم‌کیش‌تر آغاز و ختم ماجرا لمسِ تماشای تو بود دیگر فقط تصویر من در مردمک‌های تو بود ‌با حسی عجیب و دلی لرزون از بغلش جدا شده خیره به چشماش برای اولین بار با صدایی افسونگر و نازدار خواندم: _چگونه از نگاه تو بدون آه بگذرم؟! مرا چگونه یافتی؟من از تو مبتلا ترم! تو نگاهش چیزی درخشید و بعد بی قراری رو میشد تو جز به جز صورت و حرکاتش دید، کمرم رو به سمت خودش کشید و سر به گوشم نزدیک کرد، همونطور که نفس های داغش رو به گوشم فوت میکرد گفت: _شاعر شدی آهو خانم، از این کارا هم بلد بودی؟! میدونی الان دلم میخواد یه لقمه چپت کنم..لعنتی چطوری انقدر راحت دلبری میکنی؟! ⋟┈────╌𝄞╌────┈⋞ قلم:ڪاف‍.م‍‌ی‍‌م‍‌✨
Показати все...
❤‍🔥 10
Repost from N/a
لیستی از برترین‌ رمان های تلگرام تقدیم شما خوبان❤️ 🎃 بدون ازدواج کردن صاحب بچه ای شدم که نمی‌دونستم برای کیه تاوقتی که... 🍎تو یه خانواده متعصب جرم دختری که به حکم عشق زن شده چیه؟ 🫐عاشق برادرشوهرم شدم، فکر میکردم خائن منم؛ اما همش بازی بود... 🍑برام پاپوش دوختن و من افتادم تو زندان! تو زندان زنان اتفاقی برام افتاد که..و 🍍شوهرداشتم اما دلم برای معلم موسیقیم‌ رفت 🥭 شوهرم به خاطر یه زن دیگه منو طلاق می ده اما... 🍉لینک رمان های آنلاین اینجاست 🍋ازدواج دو سلبریتی معروف و پرحاشیه 🥑گنده لات محل عاشق دکتر تازه کار میشه 🍓مردی که پنج سال به ناحق زندان بوده و بعد روبرومیشه با برادرزاده مذهبی دوستش که... 🍐شوهرم با توطئه مادرش بخاطردختر زا بودنم زن دوم گرفت 🍒عاشقانه‌ای پرتلاطم بین زنی تن فروش و مرد مذهبی 🍈شب عروسیم منو به جرم موادمخدر دستیگر کردن درحالیکه 🥕برادرم و دزدیده بودن! و در ازای آزادیش من باید ... 🥥دوست داشتنش ساده نیست 🥝دختری که بعد از قتل دونفر در یک مهمانی سکوت کرده با وکیلی که بخاطر این پرونده عجیب... 🍉دختری ساده که بعد از مرگ پدرمادرش آبروش هدف قرار میگیرد... 🍏دختر روان پزشکی که عاشق یه پسر روانی میشه 🍊لیدا قاتل شوهرشه اما کسی از این راز خبر نداره جز فولاد دوست شوهرش! 🥑صدف زنی بیمار با فهیمدن اینکه شوهرش بقیه بامعشوقه‌اش در ترکیه زندگی میکند... 🍇دختر شیطونی که وارد دنیای مافیای بی‌رحم می‌شود 🍋دختری که باید برای نجات قبلیه‌اش یاد بگیره بجنگه 🥭دختری که سه ازدواج ناموفق داره 🍑برگشتن نیل بعد از شیش سال با دختربچه ای از خون او... 🍏اعدام شدنم به جرم قتل متجاوزم 🫐صیغه دوست برادرم شدم چون او غربت جایی رو نداشتم 🥝پسر خلافکار دختره رو مجبور میکنه باهاش بره دزدی 🍉عشق تا بینهایت 🍋پسری که به خاطر انتقام اونو از پدرش می‌خره 🍎رابطه ممنوعه ارباب زاده مغرور با دختری که خدمتکار عمارتشه 🫐دزد کوچولویی که به دام یه انسان خشن میفته و برای صرف نظر از تنبیحش باید 🍑دوستی یه رقاصِ آروم با یه کشتی‌گیرِ شیطون! 🍒یک بازی ناجوان مردانه تمام زندگیم و باختم .. 🥭چه قندی در دل آب میکند،کسی را داشته باشی،که قسم راست تو باشد 🍇واقعیتی که میگوید عشق کافی نیست! 🍌پسره خواننده اس و الکی بهش تهمت میزنن که خانه فساد داره و... 🥝انتقام گذشته‌ای که هرگز فراموش نمی‌شد. 🍊تجاوز به معشوقه سابق درست شب عروسیش 🍎عاشقانه پر تلاطم دختر عمو پسر عمو و سوختن در یک عشق پنهانی ‌ 🍍عروس خون‌آشامها توسط گرگینه ها دزدیده میشه 🥥عشق یه پسرمسلمون و آقازاده به دختری ارمنی و مسیحی 🍋اون مرد دیوانه‌وار عاشق یه دختر شده ولی نمیدونه اون دختر نزدیکش شده که.... 🍋‍🟩تجاوز بازیگر مشهور کشور به دختر بچه ای که آرزوی بازیگر شدن داشت 🍒مثلث عشقی،دختر مهربون و مذهبی،پسر بامرام و دوست داشتنی.. 🥭ازدواج اجباری با قاتل زنم. 🍇آفاق دختر هفده ساله ای از ایل قشقایی که عروس خون بس می شود. 🍑شش عاشقانه در یک اکیپ دوازده نفره 🍉مجبور شدم معشوقه اون قاچاقچی باشم 🍈عشق دختر مسلمان به پسر ارمنی 🍇عشق بین دو دشمن به خاطر یک نفرین قدرتمند... 🍐وقتی که یک دختر عاشق میشود 🫐من واقعیتم که دردهای بی‌اغراق زندگی، روی دوشم سوارند! 🍌مادرم عروس خونبس بود! ومن دختری بودم که برادرِ هووی مادرم عاشقم شد 🥑برام تله گذاشتن محمد... منو تو دام انداختن... فقط میخوان رسوام کنن محمد.... 🍎ازدواج اجباری دختری روستایی باپسر فرنگ رفته 🍑بزرگترین و فعالترین رمانسرای تلگرام 🥭دختری فراری از رابطه که بخاطر چک و سفته مجبور میشه... 🍓انتقام ناخواسته مهندسِ خشن از همسر رفیق فابریک 🥒پسرخاله ام بهم تجاوز کرد 🍎عشقم بهم خیانت کرد 🥕هر رمانی میخوای با چهار فرمت رایگان دانلود کن و بخون 🍒رابطه‌ای خشن و اجباری مرد مغرور با دختر قربانی تجاوز 🥑بهم دست درازی میکرد و به اجبار و تهدید ازم می‌خواست که... 🍋دختری مذهبی اسیر دست مردی دنیا دیده که دایی کسیه که قراره... 🍊مجبورشدم پرستار مردی بشم که بی رحم بود 🍋‍🟩 دوستش داشتم اما اون بوی عطر زنونه ای رو میداد که من نبودم! 🥝عاشق پسر خونده ی پدر گمشدم شدم که با نقشه اومده بود تو زندگیم 🍇وقتی شوهرم مرد رنگ زندگیم سیاه شد واونجا بود که فهمیدم
Показати все...
کتاب آمال و طومار زهرا ارجمند نیا رو می‌خوای؟ کتاب توبه شکن زهرا قاسم زاده رو می‌خوای؟ کتاب ابریشم نخ کش دریا دلنواز رو می‌خوای؟ کتاب انگور نارس پگاه مرادی رو می‌خوای؟ کتاب شاه بی دل پروانه قدیمی رو‌می‌خوای؟ کتاب زیر سایه درخت توت لیلا نوروزی رو می‌خوای؟ https://t.me/+M6A9w8N1bMszZDdk مفت و مجانی این کتاب های چاپی رو داشته باش😌🤤
Показати все...
Repost from N/a
این لیست پر از رمان های عاشقانه و جذابی است که تنها امروز اعتبار دارد❤️🖤 منبع رمان های چاپی وممنوعه https://t.me/+M6A9w8N1bMszZDdk ❤️ جامانده https://t.me/+EetWHACuYEA0YzA0 🎀 بی گناه https://t.me/+ZJeOfBFX7rpmMWRk 🕊 بن بست واهیلا https://t.me/+wOEbmzMd5INiYjRk 🧊 کافه دارچین https://t.me/+v7ssTInLxvw3OTA0 ☕️ منشورعشق https://t.me/+2yp68a4xG0xlOTc0 🎼 فودوشین https://t.me/+HVwbM-IoSWI2MTU0 🎾 کلبه رمان های عاشقانه https://t.me/+4R6qpgXBinUxOTg0 📚 سونای https://t.me/joinchat/AAAAAFbz0FL1DIxPtEdKxQ 🍷 آشوب https://t.me/+JA_ztMH7bANkMWRk 💝 وصله ناجور دل https://t.me/+nFRZT8EaFUgzMGZk ☕️ سایه ی سرخ https://t.me/joinchat/5lHZcPHRA3wxODg0 🌰 پناهگاه طوفان https://t.me/+g0SD3Ehg6eE0ZDVh 🍕 قهوه با رایحه زن https://t.me/joinchat/VT1nRkXbjMJlNTRk 🎷 منتهی به خیابان عشق https://t.me/+R11OsZffKMoo-Uk4 🎲 سنجاقک آبی https://t.me/+vepQpY2KCoJhOWM8 🧩 یک روز به شیدایی https://t.me/+zifHrlN32FIyYTVk 💔 آناشه https://t.me/+FttMneQYDEU0MmNk 🎭 روزهای سفید https://t.me/+gnJ8IOwmdd45Yjdk 🦋 شب های پاریس ماه نداشت https://t.me/+znZrAk1TDUZhNzk0 🌜 طنین تنهایی https://t.me/+5DRQtVmZeQg2YTBk 💕 ماهرو https://t.me/+wBeUk_vb119hNjc0 🍒 مودت نوشکفته https://t.me/+4s9jFl58EpgyYzE0 ✨ شاهزاده یخ زده https://t.me/+KtcFzv-ZFeAxODQ0 🧀 ازطهران‌تاتهران https://t.me/+-ddAMSs9929iOGQ0 🍍 گود من https://t.me/+6kO-xJZMHKpjODc8 🧛 عاشق بی گناه https://t.me/+ZX0tzSCYlTQyNmZk 💄 جاری خواهم ماند https://t.me/+iltXh72SRbs4NDI8 🐙 بیا عشق را معنا کنیم https://t.me/+OCmbm9KmMnBkMTFk 🐠 جدال دو عین https://t.me/+hyLm_LlT8dVhM2Vk 🤡 ترفنج https://t.me/+3Azy9WBF1D83ZTU0 🐝 مودت نوشکفته https://t.me/+Vyde_aMYHJA0NWI0 ✨ ماه عمارت https://t.me/joinchat/AAAAAFaErq53HiQz5KGbPg 🍀 دنیای تاریک https://t.me/+NZJC-Zf4oIA2YjJk 🍓 لیرا https://t.me/+FYXL5jrHy-hmZjE0 🦊 ویرانه های سکوت https://t.me/joinchat/UxeH-D3sAnJO3mDX 🥝 باران عشق وغرور https://t.me/+tzq53_IQjbZjNjRk 🪴 سبوی شکسته https://t.me/+9YhXOZ1bfwg0NzI8 👀 شبیخون‌نیرنگ https://t.me/+zON_gzksXTRhNDY8 ☂ سرنوشت ما https://t.me/+LUgE9CRE6MhkNDlk 🥃 مضطر https://t.me/joinchat/Vp4khXQ1LcEhqe8f ☃️ ارباب هوسباز https://t.me/+Z-asO2bh_NczMTQ0 🔻 قلب‌ها هرگز نمی‌میرند https://t.me/+jHupb8WZil8yMzhk 🌊 تاب رخ‌ او https://t.me/+1IDAUcrDvvBhNGQ0 🌒 سی سالگی https://t.me/+GkymMdrhpaAxNTE0 🎯 قرار نبود عاشق شیم https://t.me/+m3ELnbYGyV8xMTlk 💝 خواب https://t.me/+hG88MA7KVnY2ZWM0 💀 شیطان مظلوم من https://t.me/+kEW8pz0DGhYyY2Vk 🐈 آن سوی چشمان رنگ شبت https://t.me/+i-AULEBzIu9jMjNk 🎁 هایش https://t.me/+xAk9TVbRn5Y3NzQ0 🦋 ازجنس طلا https://t.me/+l7OIXTpNitY2M2E0 🦚 چشمآهو https://t.me/+FscYk1fAp6llYzVk 🌺 جوخه‌ ی‌تقلا https://t.me/+n342BLRGbCYwM2Fk 🧶 برزخ عشق https://t.me/+Oe0BXmaR0L83NGU0 🐦‍🔥 شهربند گرگ سیاه https://t.me/+Ijr5wTMZt0AzMDFk ☠ امیر سپهبد https://t.me/+6yJS8TJ_aeA4Njhk 🐦‍🔥 اسپار https://t.me/joinchat/WjuxpULPKVZhODQ0 🪐 سایه سرگردان https://t.me/+5-ztPJvS8pAxYmFk 🕯 رمانسرای ایرانی https://t.me/+zZSgUDD1yHk0NjQ0 ✨ رمان های آنلاین https://t.me/+UUWMVgclpmc0YzA0 🧶 جال https://t.me/+nrpuydJ_Z3xkNTlk 👓 طلا https://t.me/+kC7FObK-LxphMWY0 💄 منفصل https://t.me/+jBtyLurwbX9mODM0 🌈 اغوا وعشق https://t.me/+d0Klnq7MLTgxNDZk 🌻 به جهنم خواهم رفت https://t.me/+NQ_gl30fwgBkOTRk 🐾 وکیل تسخیری https://t.me/+6mLM_NORp1Q0ZmU8 🌸 فگار https://t.me/+RLIrvzZYN6FlMTA0 👽 کوارا https://t.me/joinchat/rlqEz_ydcDJhNzlk 🪵 دیافراگم https://t.me/+B2CA8Os4wWwwN2Y0 🌹 عروسک آرزو https://t.me/+UC3MwVS_fsCnKscw 💝 شبی در پروجا https://t.me/+ae03USXeFIo3M2Zk 🌵 گلاویژ https://t.me/joinchat/AAAAAFi1bW3U-7ofzA0FbQ 🍂 دل بی‌جان https://t.me/+YYRpeXha_xw0ZDM0 🐝 راز مبهم https://t.me/+-47jRFH3qFJmYTVk ⭕️ اختران https://t.me/+jnB5gd1qIkU0OTI0 ✨ عشق محبوس شده https://t.me/+e39A8sPw6EVkODM0 🍃
Показати все...
⋟┈────╌𝄞♥️╌────┈⋞ قرار نبود عاشق شیم؛ #𝐩𝐚𝐫𝐭278 _آرشام اون نمکدون رو بده.. نمکدون روی کابیت کنارم گذاشت و از پشت بغلم کردم، دم گوشم با لجن کلافه و خسته ای گفت: _پس کی تموم میشه آهو؟! _کم مونده دیگه عشقم خسته ای برو استراحت کن تا بیام... بوسه ای روی شونم زد و همونطور که فاصله میگرفت لب زد: _نه دیگه کار را که کرد، آن که تمام کرد..تو مراممون نیست رفیق نمیه راه شدن... با ابروی بالا رفته ظرف شیشه ای توی دستم رو بغلش گذاشتم و گفتم: _باشه عشقم پس بگیر این ظرف سالاد رو تو درست کن..تازه بعدش هم میخوام کیک بپزم.. _گفتی کم مونده که... _عجله کنی تا یک ساعت دیگه تمومه.... باشه ای زمزمه کرد، آخرین مواد کیک رو هم ریختم رو با همزن هم میزدم که چشمم به آرشامی خورد که ماهرانه خیار و کاهو و کلم رو خورد میکرد..نه خوشمان آمد... _بنازم..از این کارا بلد بودی رو نمیکردی؟! دیگه از این به بعد درست کردم سالاد با توعه... با تک خندی سمتم قدم برداشت و گفت: _نه دیگه نداشتیم آهو خانم... _چرا عزیزم یعنی میگی نمیخوای کمک کنی؟! _کمک که چرا ولی... _ولی نداره بگو چشم... با انگشتش کمی از مواد کیک برداشت و روی بینیم زد و گفت: _چشم آهو خانم، امر دیگه؟! _دیگه که..قالب رو بده مواد رو بریزم... _اینم چشم دیگه؟... _دیگه بیا یکم لوسم کن خسته شدم.. با تعجب نگاهم کرد و دقیقه ای بعد شلیک خنده اش توی گوشم پیچید، به سمتم قدم برداشت و از پشت بغلم کرد، بهش تکیه دادم و چشم بستم که گفت: _ای به چشم خوشگل من، من جونمم واست میدم لوس کردنت که جای خودش رو داره...ببین از این چیزا از آدم بخواه بتونه فراهم کنه... ⋟┈────╌𝄞╌────┈⋞ قلم:ڪاف‍.م‍‌ی‍‌م‍‌✨
Показати все...
10❤‍🔥 2
🍃کتاب های چاپی رو مفت و مجانی داشته باش😌🤤 https://t.me/+M6A9w8N1bMszZDdk ❤️‍🔥کلی کتاب چاپی ارزون قیمت اینجاست عزیزان👇 این چنل رو معرفی کردم تا به راحتی با قیمت کم بتونید کتاب های چاپی رو بخرید علاوه بر اون روی کتاب هاشون گردنبند و بوکمارک مکرومه و گیفت هدیه دارن😌 https://t.me/+M6A9w8N1bMszZDdk
Показати все...
.
Показати все...
Repost from N/a
این لیست پر از رمان های عاشقانه و جذابی است که تنها امروز اعتبار دارد❤️🖤 منبع رمان های چاپی وممنوعه https://t.me/+M6A9w8N1bMszZDdk ❤️ جامانده https://t.me/+EetWHACuYEA0YzA0 🎀 بی گناه https://t.me/+ZJeOfBFX7rpmMWRk 🕊 بن بست واهیلا https://t.me/+wOEbmzMd5INiYjRk 🧊 کافه دارچین https://t.me/+v7ssTInLxvw3OTA0 ☕️ منشورعشق https://t.me/+2yp68a4xG0xlOTc0 🎼 فودوشین https://t.me/+HVwbM-IoSWI2MTU0 🎾 کلبه رمان های عاشقانه https://t.me/+4R6qpgXBinUxOTg0 📚 سونای https://t.me/joinchat/AAAAAFbz0FL1DIxPtEdKxQ 🍷 آشوب https://t.me/+JA_ztMH7bANkMWRk 💝 وصله ناجور دل https://t.me/+nFRZT8EaFUgzMGZk ☕️ سایه ی سرخ https://t.me/joinchat/5lHZcPHRA3wxODg0 🌰 پناهگاه طوفان https://t.me/+g0SD3Ehg6eE0ZDVh 🍕 قهوه با رایحه زن https://t.me/joinchat/VT1nRkXbjMJlNTRk 🎷 منتهی به خیابان عشق https://t.me/+R11OsZffKMoo-Uk4 🎲 سنجاقک آبی https://t.me/+vepQpY2KCoJhOWM8 🧩 یک روز به شیدایی https://t.me/+zifHrlN32FIyYTVk 💔 آناشه https://t.me/+FttMneQYDEU0MmNk 🎭 روزهای سفید https://t.me/+gnJ8IOwmdd45Yjdk 🦋 شب های پاریس ماه نداشت https://t.me/+znZrAk1TDUZhNzk0 🌜 طنین تنهایی https://t.me/+5DRQtVmZeQg2YTBk 💕 ماهرو https://t.me/+wBeUk_vb119hNjc0 🍒 مودت نوشکفته https://t.me/+4s9jFl58EpgyYzE0 ✨ شاهزاده یخ زده https://t.me/+KtcFzv-ZFeAxODQ0 🧀 ازطهران‌تاتهران https://t.me/+-ddAMSs9929iOGQ0 🍍 گود من https://t.me/+6kO-xJZMHKpjODc8 🧛 عاشق بی گناه https://t.me/+ZX0tzSCYlTQyNmZk 💄 جاری خواهم ماند https://t.me/+iltXh72SRbs4NDI8 🐙 بیا عشق را معنا کنیم https://t.me/+OCmbm9KmMnBkMTFk 🐠 جدال دو عین https://t.me/+hyLm_LlT8dVhM2Vk 🤡 ترفنج https://t.me/+3Azy9WBF1D83ZTU0 🐝 مودت نوشکفته https://t.me/+Vyde_aMYHJA0NWI0 ✨ ماه عمارت https://t.me/joinchat/AAAAAFaErq53HiQz5KGbPg 🍀 دنیای تاریک https://t.me/+NZJC-Zf4oIA2YjJk 🍓 لیرا https://t.me/+FYXL5jrHy-hmZjE0 🦊 ویرانه های سکوت https://t.me/joinchat/UxeH-D3sAnJO3mDX 🥝 باران عشق وغرور https://t.me/+tzq53_IQjbZjNjRk 🪴 سبوی شکسته https://t.me/+9YhXOZ1bfwg0NzI8 👀 شبیخون‌نیرنگ https://t.me/+zON_gzksXTRhNDY8 ☂ سرنوشت ما https://t.me/+LUgE9CRE6MhkNDlk 🥃 مضطر https://t.me/joinchat/Vp4khXQ1LcEhqe8f ☃️ ارباب هوسباز https://t.me/+Z-asO2bh_NczMTQ0 🔻 قلب‌ها هرگز نمی‌میرند https://t.me/+jHupb8WZil8yMzhk 🌊 تاب رخ‌ او https://t.me/+1IDAUcrDvvBhNGQ0 🌒 سی سالگی https://t.me/+GkymMdrhpaAxNTE0 🎯 قرار نبود عاشق شیم https://t.me/+m3ELnbYGyV8xMTlk 💝 خواب https://t.me/+hG88MA7KVnY2ZWM0 💀 شیطان مظلوم من https://t.me/+kEW8pz0DGhYyY2Vk 🐈 آن سوی چشمان رنگ شبت https://t.me/+i-AULEBzIu9jMjNk 🎁 هایش https://t.me/+xAk9TVbRn5Y3NzQ0 🦋 ازجنس طلا https://t.me/+l7OIXTpNitY2M2E0 🦚 چشمآهو https://t.me/+FscYk1fAp6llYzVk 🌺 جوخه‌ ی‌تقلا https://t.me/+n342BLRGbCYwM2Fk 🧶 برزخ عشق https://t.me/+Oe0BXmaR0L83NGU0 🐦‍🔥 شهربند گرگ سیاه https://t.me/+Ijr5wTMZt0AzMDFk ☠ امیر سپهبد https://t.me/+6yJS8TJ_aeA4Njhk 🐦‍🔥 اسپار https://t.me/joinchat/WjuxpULPKVZhODQ0 🪐 سایه سرگردان https://t.me/+5-ztPJvS8pAxYmFk 🕯 رمانسرای ایرانی https://t.me/+zZSgUDD1yHk0NjQ0 ✨ رمان های آنلاین https://t.me/+UUWMVgclpmc0YzA0 🧶 جال https://t.me/+nrpuydJ_Z3xkNTlk 👓 طلا https://t.me/+kC7FObK-LxphMWY0 💄 منفصل https://t.me/+jBtyLurwbX9mODM0 🌈 اغوا وعشق https://t.me/+d0Klnq7MLTgxNDZk 🌻 به جهنم خواهم رفت https://t.me/+NQ_gl30fwgBkOTRk 🐾 وکیل تسخیری https://t.me/+6mLM_NORp1Q0ZmU8 🌸 فگار https://t.me/+RLIrvzZYN6FlMTA0 👽 کوارا https://t.me/joinchat/rlqEz_ydcDJhNzlk 🪵 دیافراگم https://t.me/+B2CA8Os4wWwwN2Y0 🌹 عروسک آرزو https://t.me/+UC3MwVS_fsCnKscw 💝 شبی در پروجا https://t.me/+ae03USXeFIo3M2Zk 🌵 گلاویژ https://t.me/joinchat/AAAAAFi1bW3U-7ofzA0FbQ 🍂 دل بی‌جان https://t.me/+YYRpeXha_xw0ZDM0 🐝 راز مبهم https://t.me/+-47jRFH3qFJmYTVk ⭕️ اختران https://t.me/+jnB5gd1qIkU0OTI0 ✨ عشق محبوس شده https://t.me/+e39A8sPw6EVkODM0 🍃
Показати все...
⋟┈────╌𝄞♥️╌────┈⋞ قرار نبود عاشق شیم؛ #𝐩𝐚𝐫𝐭277 کلافه چشمم رو تو کاسه چرخوندم و گفتم: _باشه دعوت می‌کنیم...ولی فکر نکن نفهمیدم که حرف رو پیچوندی... خنده دندون نماش تکون سختی به قلب بی قرار تو سینم داد و من رو بی طاقت تر کرد، او اما آروم چشم گرفت و مشغول سشوار کشیدن به موهام شد! حرکت نرم دستاش بین موهام آرامش خاصی بهم میداد، از اون آرامش هایی که تو رو به خواب راحت می‌برد! تازه می‌فهمیدم چقدر زیر نظر گرفتن آرشام برام لذت بخشه! با تموم شدن کارش لبخندی زد و گفت: _خب اینم از این..حالا پاشو بیا بغلم... با خنده نگاهش کردم و با کمال میل بلند شدم و سمتش رفتم اما ناغافل دست زیر پام انداخت و من رو روی دست هاش بلندم کرده به طرف بیرون رفت! _خب بگو ببینم خانم سرآشپز دوست دارین برای ناهار امروز چی بپزین؟ دست هام رو دور گردنش سفت کردم سرم رو به گونه‌اش تکیه دادم، آهسته گفتم: _هر چی آقای دکتر دوست داشته باشن...البته که این دکتر قرار بود بهم بگن چیا دوست دارن ولی نگفتن ولی بماند.... مکث کردم و سعی کردم ری اکشنش رو زیر نظر بگیرم، چین خوردن کنار چشم هاش نشون از این میداد که از حرصی شدن من لذت میبره، به نیم رخش زل زدم و ادامه دادم: _ ولی میدونی چیه آرشام؟ _چیه؟ _این آقای دکتر من رو دست کم گرفته، حالا مثلا من نمیدونم غذای مورد علاقش ته چین مرغ زعفرونیه و کیک مورد علاقش با طعم وانیل که یک لایه میوه ترجیحا توت فرنگی وسط کیک چیده شده ، اصلا هم نمیدونم که الان داره فاتحه برای آروشا میخونه.... از حرکت ایستاد و متعجب من رو نگاه کرد، نگاه متعجب و جا خورده‌اش هیجان زده‌ام کرد که با دستپاچگی نخودی خندیدم و گفتم: _آروشا نگفته آقای دکتر..طی تحقیقاتم اینا رو فهمیدم... چون بغلش بودم ضربان بالای قلبش رو درست سمت راست سینم حس میکردم و قلب منم ناخودآگاه ضربانش شدت می‌گرفت، نگاه داغش باعث خجالتم شد که با شرم گفتم: _نمیخوای من رو زمین بزاری؟ بر خلاف فکرم من رو سمت آشپزخونه برد و روی کابینت نشوند، دستاش رو کنارم ستون کرد و از فاصله ای که به زور به پنج انگشت میرسید با چشم های براق خیره چشمام شد و گفت: _یعنی باور کنم انقدر برای آهو خانم مهم شدم که نشسته و به من توجه کرده که چی دوست دارم؟! _شک نکن! پشت بند حرفم خندیدم و مقابل چشم های براق و بهت زده آرشام لب هام رو روی لبهاش گذاشتم و آغازگر یک بوسه شدم، بوسه ای توام با عشق و علاقه! ⋟┈────╌𝄞╌────┈⋞ قلم:ڪاف‍.م‍‌ی‍‌م‍‌✨
Показати все...
11❤‍🔥 4
⋟┈────╌𝄞♥️╌────┈⋞ قرار نبود عاشق شیم؛ #𝐩𝐚𝐫𝐭276 از حموم که بیرون اومدم حس بهتری نسبت به قبل داشتم، یه جور حس سبک شدن و رهایی البته که کمی گریه کرده بودم هم بی تاثیر نبود! با سریع ترین حالت ممکن لباس هام رو با یه تاپ بندی و شلوار عوض کردم که لحظه آخر در باز شد، متعجب و شاکی رو به آرشامی که این کار رو کرده بود گفتم: _این چه کاریه آرشام باید قبل اومدن در میزدی شاید تو وضعیت مناسبی نبودم و لباس تنم نبود.... ابرو های آرشام بالا پرید و کم کم آثاری از خنده روی صورتش نمایان شد، به طرفم قدم برداشتم و منی که دست به با حرص نگاهش میکردم رو به آغوش کشید، با صدایی که رگه های خنده داشت گفت: _خب... مثلا لباس تن شما نباشه چی میشه؟! با چشم های گرد شده نگاهش کردم و گفتم: _واقعا میپرسی؟! اگر لباس تنم نب... با خنده های کنترل شده ای دم گوشم گفت: _آهو.. عشقم مثل اینکه دیشب رو فراموش کردی؟! اگر بخوای یادآوری میکنم ها.... با فهمیدن منظورش از خجالت سرم رو پایین انداختم و سعی هایی نه چندان موفقیت آمیز کردم خودم رو از حصار دست هاش آزاد کنم... با صدای خفه در اثر شرم گفتم: _میشه ولم کنی..سرما میخورم برم موهام رو خشک کنم... _یکم دیگه اینجا باش خودم موهات رو خشک میکنم خشک میکنم... چند دقیقه ای تو بغلش موندم و بعد سرم رو بلند کرد و مو هام رو با عقب فرستاده خیره به چشمام گفت: _چقدر دلم واسه دوباره خیره شدن به عمق این چشم ها تنگ شده بود..تو نمیدونی آهو ولی چشمات یه جادویی داره که میتونه هر مردی رو به زانو در بیاره اما...اگه جز من روی یه مرد دیگه بخوای اجراش کنی میکشمت... با حرفش خنده بلندم سکوت اتاق رو شکست و با همون خنده گفتم: _یعنی عاشقتم بخدا..نمیشه دو دقیقه فقط عاشق باشی باید یه حرکت خشنی توش باشه دیگه.... _من انحصارطلبم آهو..مخصوصا نسبت به تویی که جونم به جونت وصله.. ذوق و شوقی غيرقابل وصف خیره به عسلی درخشان چشماش شدم، قلبم تپش گرفته بود و تنم و از حرارت میسوخت اما باز با پررویی به چشمایی که دلتنگش بودم خیره شدم، فکر نمیکردم بعد شنیدن اون حرف ها آرشام بخواد را این مهربونی باهام رفتار کنه ولی کرد... با یادآوری موضوعی گفتم: _راستی آرشام قضیه مجنون بودنت چیه؟! نگاه آرشام تو صورتم چرخی خورد و بعد گفت: _موهات خیسه سرما میخوری بیا بریم خشکش کنم... گفت و بی اون که منتظر ری اکشنی از من باشه من رو به سمت میز توالت هدایت کرد! معترض رو به آرشام گفتم: _این دومین باریه که در میری ها گفته باشم... _میگم آهو بنظرت بهتر نیست فردا یه مهمونی بگیریم و خانواده ها رو دعوت کنیم؟! ⋟┈────╌𝄞╌────┈⋞ قلم:ڪاف‍.م‍‌ی‍‌م‍‌✨
Показати все...
❤‍🔥 12 1
Оберіть інший тариф

На вашому тарифі доступна аналітика тільки для 5 каналів. Щоб отримати більше — оберіть інший тариф.