uk
Feedback
آبنبات تمام میشود𐙚

آبنبات تمام میشود𐙚

Відкрити в Telegram

نامیرای‌ِ تاریخ‌ِ تاریک‌ِ معاصر 🩺📖 t.me/HarfChatBot?start=1d5c03252b32

Показати більше
543
Підписники
Немає даних24 години
-87 днів
+8030 днів
Архів дописів
امشب خیلی پرحرف شدم انگار هرچی این مدت حرف نزدم الان باید جبران شه

‌ حرف دلمونو زدی:))

یک روستا در گیلان بعید میدونم.

‌ منم شمالم کجای شمال بود شاید کاری از دستم بربیاد💔

واقعا حس میکنم اینجا هیچ‌وقت درست نمیشه هیچ وقت آدما نخواهند فهمید که حیوونای خیابونی رو نباید دستی کنن و بعد کتک بزنن هیچ وقت یک سری زن‌ها نمیفهمند با کوبیدن هم جنس خودشون که مانتوش کوتاه تره با ارزش تر نمیشن هیچ وقت یک سری مردها نمیفهمند که کمک گرفتن از زن‌هاشون و محدود نکردن زن‌ها چقدر در جامعه تاثیر داره هیچ وقت یک سری پسرها و دخترها نمیفهمند که پول و احساس و موقعیت پارتنرشون باد آورده نیست و نباید سو استفاده کنن هیچ وقت خانواده ایرانی نمیفهمه که هر بزرگتری لایق احترام نیست هیچ وقت آدما نمیفهمند که نباید با شاش شتر به جنگ کرونا رفت هیچ وقت آدما نمیفهمند که از سمت چه اشخاصی بازی میخورن و هزاران هیچ وقت دیگه.

عذر میخوام ولی خیلی مونده بود تو دلم

https://t.me/iAbnbat/12395 الان قلبم بیشتر جر خورد 💔💔💔

یعنی واقعا با فحشم حالم خوب نمیشه

واقعا روزم خراب شد واااااقعا نمیدونستم به کی و کجا و چطور پناه ببرم حس میکردم مغزمو میکوبن.

ببین ما شمال بودیم و یه آقا داشت سگرو میزد (من بیشترگربه پرسن هستم اما آزار فیزیکی بدجور با روانم بازی میکنه) و واقعا سگرو میزد با چوب میزدش و اون سگه اصلا صدایی نمیداد حتی واکنش عجیبی نداشت و وقتی فرار کرد آقاهه بازم دنبالش رفت و میزدش

‌ منم همینطور وقتی زجر حیوونا رو میبینم عذابی که به دست انسان‌ها متحمل میشن زندگی پر رنجی که دارن فقط دلم‌ میخواد بمیرم چون نهایتا میتونم به حیوونای محله خودم کمک کنم و غذا ببرم ولی این واقعیت کثیف کل جهان رو گرفته و فکرمیکنم زندگی واقعاً ارزش اینهمه رنج رو نداشت.

آفرین مقصر جنگم که میدونید کیه دیگه؟ آره منم و ما و شما.

خب الان من چکار کنم دقیقا؟ من حتی برای تا صبح هم نمیتونم برنامه قطعی بریزم.

دقایقی پیش دو موشک به تنگه هرمز شلیک شد درحالی که ترامپ گفته بود مذاکرات خوب پیش رفته

حس میکنم غم و خشم هردو با هم دارن من رو کنترل میکنن.

نمیدونم چطوری شرح بدم واقعا همه‌ی اتفاقات اجتماع توی مغزم رژه میره و وسطش هم چند تا روح شیطانی خبیث مشکلات خودمو پخش میکنن.

نمیدونم مثلا آدما یهو دست به قتل خانوادشون میزنن! آقا قبول دارم که این شخص پتانسیل قتل داشته ولی ما همه قبول داریم اگر وضع این نبود شاید بخاطر چند دنگ زمین یا خونه مادرشو نمیکشت؟

نمیدونم مثلا میری سوپری و خانمه به اندازه یه پنیر که هفته پیش خریده پول داره و الان پنیر گرون شده! نمیدونم چطور باید شرح بدم که اون لحظه آرزوی مرگ کردم.

همه از هم طلبکارن هرکس توقع داره اون یکی باب میل خودش رفتار کنه آدما دست از سر هم برنمیدارن هرجارو نگاه میکنی دارن یکیو جاج میکنن اه اصلا نمیدونم چی و چطور توضیح بدم خیلی ذهنم شلختس واقعا ایرانی بودن رو توصیه نمیکنم مگر اینکه بخواید و بتونید برخلاف قوانین زندگی کنید، وصل باشید و از لقمه حرام لذت ببرید.

مثلا من چنلای خبریو پاک کردم ولی مگه میشه ایرانی باشی و با ادما حرف بزنی اما این چیزارو نشنوی؟ مثلا میگن فلان تاریخ جنگه فلان جارو زدن دوستام اهواز و جنوبن میگن صدا میاد صدای هواپیما میشنوی حس میکنی الان کنارت منفجر میشه مصالح ساختمون میارن خانوادگی فکر میکنید انفجار شده خیلی اوضاع ناجالبیه میدونی؟