uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

بازمانده‌‌ای از یکم دسامبر

بازمانده‌‌ای از یکم دسامبر

Відкрити в Telegram

فراموش کرده بود که انسان در نهایت به همه چیز عادت میکند"

Показати більше
149
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-730 днів
Архів дописів
Голосове повідомлення00:23

این مرد همیشه وقتایی که دارم میشکنم میاد و بهم نشون میده که زندگی هنوزم قشنگیای خودشو داره=)💕.

این مرد همیشه وقتایی که دارم میشکنم میاد و بهم نشون میده که زندگی هنوزم قشنگیایی خودشو داره=)💕.

Repost from N/a
رفقا حقیقتش سالِ پیش به تلاشِ من و چند عزیزِ دیگه متنی برایِ ایام فاطمیه نوشته شد که قرار بود پادکست بشه و بدلایلی نشد؛ اگه کسی اینجا هست که صدایِ خوب یا قلم خوبی داره و تو این زمینه سررشته‌ای داره و می‌تونه کمک کنه بیاد بهم بگه جهتِ همکاری و من متن و بهش بدم🤍.

خب بدبخت لااقل یکم پیشرفت کن که آدم بهت حسودی کنه نه که روز به روز بیشتر مایه خنده‌شو و آبرومونم‌ ببر.

شامپو فیروز عزیز؟
شامپو فیروز عزیز؟

وای بچه ها چقدر غم دارید.😭 الهی بمیرم.

لطفاً وقتی با من بحث میکنید مستقیم حرف بزنید. من تیکه بندازید به خودم نمیگیرم.🫶🏻

کی شنونده حرفاتونه؟ اصلا کسی رو دارید؟! http://t.me/HidenChat_Bot?start=6503197608

شانه­‌ات را دیر آوردی، سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا بیت­های روشن و شعله ورم را باد برد با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز دیر کردی نیمة عاشق ترم را باد برد بال کوبیدم قفس را بشکنم، عمرم گذشت وا نشد، بدتر از آن بال و پرم را باد برد.

شانه‌ات را دیر آوردی سـرم را بـاد برد خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد آه ای گنجشک‌های مضطرب شرمنده‌ام لانه ی بر شاخه های لاغرم را باد برد من بلوطی پیـر بـودم پای یک کـوه بلند نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد از غزلهایم فقط خاکستری مانده بـه جـا بیت های روشن و شعله ورم را باد برد با همین نیمه همین معمولی ساده بساز دیـر کردی نیمـه‌ی عاشق ترم را باد برد بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت وا نشد بدتر از آن بـال و پـرم را بـاد برد.

شانه‌ات را دیر آوردی ســرم را بــاد برد خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد آه ای گنجشک‌های مضطرب شرمنده ام لانه ی بر شاخه هــــای لاغرم را باد برد من بلوطی پیــر بـودم پای یک کـــوه بلند نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد از غزلهایم فقط خاکستری مانده بـه جـا بیت های روشن و شعله ورم را باد برد با همین نیمه همین معمولی ساده بساز دیــــر کردی نیمـه ی عاشق ترم را باد برد بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت وا نشد بدتر از آن بــال و پـرم را بـاد برد.

شانه­‌ات را دیر آوردی، سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا بیت­های روشن و شعله ورم را باد برد با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز دیر کردی نیمة عاشق ترم را باد برد بال کوبیدم قفس را بشکنم، عمرم گذشت وا نشد، بدتر از آن بال و پرم را باد برد.

خون زن چسبیده کف دمپایی‌هاشون.

خون زن چسبیده کف دمپایی‌هاشون.

"شرح حال ما نبرد بود با پوچی/ 1:37

05 Ali Sorena & Bahram - Sangsar.mp312.28 MB

آهنگ های علی سورنا مو به تن آدم سیخ می‌کنه واقعا.

یهو به ذهنم اومد