بازماندهای از یکم دسامبر
Відкрити в Telegram
فراموش کرده بود که انسان در نهایت به همه چیز عادت میکند"
Показати більше149
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-730 днів
Архів дописів
حس میکنم خونه مامان بزرگم شبیه یه نقطه امنه هروقت میام اینجا انگار زندگی بوی بهار نارنج میده:)))
امروز موقع خدافظی دوتا از دوستام صدام کردن و واسم دست تکون دادن
تاحالا انقدر واسه یه دست تکون دادن خوشحال نشده بودم و حالم خوب نشده بودم:))
حس میکنم وسط یه بند نازک تو یه ارتفاع خیلی زیاد از سطح زمین وایسادم
نه میتونم برگردم به مبدا نه میتونم برم به مقصد چون از اینکه پرت شم پایین میترسم فقط وایسادم و منتظر معجزه ام.
