𝖠𝗎𝗋𝖺
Відкрити в Telegram
3 010
Підписники
-1124 години
-267 днів
+1 38930 день
Архів дописів
قهوهاش را که تمام کرد گفت : چطور دیگران را انقدر خوب دلداری میدهی؟
خندیدم و گفتم : حرف هایی را میزنم که دوست داشتم دیگران به من بگویند .
"من بهت زنگ زدم"
میدونم ، زنگ خوردنش رو نگاه میکردم تا قطع شه
امشب قمر در عقرب نیست ، احتمالا یک اعضای بدنی چیزی در عقربه .
با وجود اینکه از مرگ نمی ترسید نسبت به آن بی تفاوت نبود ، متوجه شد که از آن بیزار است .
عادلانه نبود او بمیرد در حالی که اصلا زندگی نکرده بود .
فرق آدم ها توی جبران کردنشونه ، وگرنه اشتباه رو که همه میکنن .
اینجا به جای شگفتی های AI با شگفتی های IR مواجهایم .
برای تو ، من یک فصل بودم
و برای من ، تو تمام کتاب .
من رو از خودم بپرس ، من برای همه یکی نیستم .
به عنوان کسی که هر دفعه کار رو در میاره زیادی نگرانی .
آن هایی که به جزییات کوچیکی در مورد من که خودم متوجهشان نیستم ، توجه دارند ، قلب مرا لمس میکنند .
اگه برگردیم به روز اول آشناییمون و من همه کار هایی که باهام کردی رو برات تعریف کنم ، بدون اینکه بگم اون تو بودی ، خودت هم از اون آدم متنفر میشدی .
اگه برگردیم به روز اول آشناییمون و من همه کار هایی که باهام کردی رو برات تعریف کنم ، بدون اینکه بگم اون تو بودی ، خودت هم از اون آدم متنفر میشدی .
یاد گرفتم در پایان یک علاقه ، ما کسی را از دست نمیدهیم . خودمان از دست میرویم ، آن خود دلبسته ی خوشحالِ سرسختِ امیدوار .
اگر سخن میان من و تو پایان یافت و راه های وصال قطع شدند و جدا و غریبه گشتیم ، از نو با من آشنا شو .
تو واقعی نیستی. نمیشود تمام آنچه آرزو میکردم در یک آدم جمع شده باشد. کی قرار است که اعتراف کنی که رویا هستی تا من برای تا همیشه خوابیدن دعا کنم؟
چه اشکالی دارد اگر بحث را ببازم و خندهاش را صاحب شوم؟
اگه آرامشم رو اینترنت بین المللی در نظر بگیریم ، آدم ها رسایی هستن .
