°໒سفر در جانِ لَحظه ها؛ ꒱ °
Відкрити в Telegram
189
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-1730 днів
Архів дописів
دارم به این فکر میکنم شخصیت بخشی تو داستان مفیده؟
معلومه.
با توجه به mbti شخصیت بندی میکنم. مثلا شخصیت لاشی داستان من معمولا entp عه. جالبه؟
اون قدرت ذهنی بالایی داره. و تو شرایط حساس میتونه با یه خنده حلش کنه.
همیشه کسایی که درگیرش میشن یا نقش های اصلی یا intj هستن یا infj ها.
دقیقا همونایی که دنبال این هستن که اون آدم لاشی رو درست کنن. ولی خودشون باید درست بشن. و واقعا تحت تاثیر اون لاشی قرار میگیرن.
و همیشه نقش منفی تایپ من یعنی intp میشه یا entj یا istp و نمیدونم چرا.
و اونی که میمیره isfj میشه در حالی که به یادگار مونده چون به همه کمک میکرد.
و بقیه به همین روال...
یجورایی الهام گرفته از زندگی خودم هم میشه؟ چون اطرافیانم...
رایلی : منو بوسیده بودی؟
مارتین : اوه...نه... بد برداشت نکن. من داشتم بهت تنفس مصنوعی میدادم. تقریبا مرده بودی...
رایلی : ولی لذت بخش بود...
مارتین : ب...به گمونم... (لبخند*)
انتظار نداشته باش
حس خوبی که به آدم ها میدی رو پس بگیری!
اونا قلب تورو ندارن
از این ناراحت نیستم که نشد
از این ناراحتم که چرا کلا هیچی برای من نمیشه...
