uk
Feedback
ریسمــان‌

ریسمــان‌

Відкрити в Telegram

حرکت فکری‌ست که الهی در صدق باشد و نور✨🌱

Показати більше
422
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-230 днів
Архів дописів
گاهی می‌پنداریم که غصه‌ی دیگران را می‌خوریم، اما نگران این هستیم که تنها شویم، او را برای خود نداشته باشیم، بر راهِ ما نرود و
گاهی می‌پنداریم که غصه‌ی دیگران را می‌خوریم، اما نگران این هستیم که تنها شویم، او را برای خود نداشته باشیم، بر راهِ ما نرود و تأیید کنندگان و حامیانمان کم شود. در چنین غصه‌داری، درد هنوز به استخوان نرسیده، دل از او می‌بُریم یا در هر راهی که برود همراهش می‌شویم. ولی غم‌خوارِ حقیقی خودْ به تنهایی زیباست؛ نیازی به تأیید کننده ندارد. در ستایشِ زیبایی مهر می‌ورزد، بر نازیبایی فریاد برمی‌آورد. به قامت ریحانه‌ای جوان در آتش ظلم بر زیبایی می‌سوزد، در تاریکیِ شب چنان آرام دامن از خاک می‌کشد که مبادا نامحرمان با طمعشان خطی زشت بیندازند بر نگاره‌ی سوزانِ وداع با مراوریدهای درخشان وجودش و وصالِ خورشیدِ یگانه کهکشانش. ستاره‌هایی که از دلِ این زیبایی و در چنین غمی می‌سوزند و می‌تابند، چه آنان را ببینند و چه انکارشان کنند، پروانه‌وار در شعله‌ی غمِ عشق، راهِ پرواز در عرش را روشن نگه می‌دارند. و ستاره‌ای از این کهکشان پرتوهایی دارد از همان خورشید اما علی‌رغم فاصله‌ی خیلی دور، خیلی نزدیکِ ما با او، او با تپش قلب‌های زمانه از هر سو می‌تابد تا آخرین در راه‌ماندگان را برساند در طرحِ نو و نورِ جمالی جبروتی. ریسمان

آه از این رنج عمیق و انتظار طولانی💔

رهروِ منزلِ عشقیم و زِ سرحدِّ عَدَم تا به اقلیمِ وجود این همه راه آمده‌ایم سبزه‌ی خطِّ تو دیدیم و زِ بُستانِ بهشت به طلبکاریِ این مهرگیاه آمده‌ایم با چُنین گنج که شد خازنِ او روحِ امین به گدایی به درِ خانه‌ی شاه آمده‌ایم
#حافظ
ریسمان

🎉🤩 ماه تولدم و اولین کتابی که هدیه گرفتم. خیر هست ان شاء الله. ممنونم

بحث از عشق بود و من همان اندک دانشی را که از کتاب‌های روان‌شناسی و فلسفی به یاد داشتم مطرح کردم. گمان می‌کردم گفتگو به سوی نظریات عرفانی برود، اما از همان عشق و هیجانات ساده و در دسترس آغاز شد؛ هیجاناتی چون «تپش ناگهانی قلب، گداختگی، نفس‌کم‌آوردن‌ها...»؛ احساساتی که همیشه سعی کرده‌ام کوچک و نادیده بگیرم. برایم دشوار بود، زیرا از غلبه‌کردن احساسات و سپس فروکش‌کردنشان، و از خطاهایی که ممکن است در اوج هیجان رخ دهد، همیشه ترسیده‌ام. با این حال پذیرفته‌ام که رشد انسان در همین گشودن درهایی‌ست که میل و کششی رازآلود به آن‌ها داریم؛ درهایی که پشتشان اشتیاق، ترس و میل‌های انکارشده‌مان نهفته است و برای شناختِ خود باید با آن‌ها روبه‌رو شویم. اگر نپرسیم «شناختِ خود برای چه؟» میان این درها سرگردان می‌مانیم. در مسیرم بارها دریافته‌ام که دل‌آرام و مقصود نهایی‌ام همان یارِ اول و آخر، خداوند است؛ هرچند می‌دانم میان من و این نگاه فاصله‌هاست و در این فاصله‌ها، دام‌های بسیاری‌ست. با این همه می‌خواهم هر دری—دوستی، کار، ازدواج و...—را با جست‌وجوی همین نیروی عشق بگشایم. امام علی (ع) در پاسخ پیامبر (ص) که سؤال کردند: «همسرت را چگونه یافتی؟» گفتند: «بهترین یاور در راه اطاعت از خداوند.»
بحارالانوار/ ج۴۳/ ص ۱۱۷
امام علی (ع) بعد از شهادت حضرت فاطمه (س) خطاب به ایشان فرمودند: «با چه کسی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو با چه کسی آرامش یابم؟»
رحمانی همدانی/ فاطمة الزهرا بهجة قلب مصطفی/ ص ۵۷۸/ به نقل از مجمع الروایة.
ریسمان

:))))

👌🌱✨:) زیبا #روز_حکمت_و_فلسفه

🌱*

«چه بسا سخنی تیزتر از شمشیر باشد»
حکمت ۳۹۴- #نهج_البلاغه
وجه منفی: با سخنانمان روح و شخصیت دیگران را زخمی کنیم و وجه‌منفی‌تر آنجاست که به جای مراقبت از زبان خود، بیشتر خود را مظلوم بپنداریم و با همان رنجش شکایت و قضاوت کنیم. وجه مثبت: بدون مبارزه، در مذاکره به پیروزی برسیم. البته که گاهی راه‌حل، مبارزه با شمشیر است اما مذاکره هم راه‌ دیگری‌ست. شمشیر حذف می‌کند اما قدرت زبان از آن جهت بیشتر از شمشیر است که بدون حذف، پیروزی را حاصل می‌کند. و پلی را برای بازگشت باقی می‌گذارد. ✨ «و به بندگان من بگو كه با يكديگر به بهترين وجه سخن بگويند، كه شيطان در ميان آنها به فتنه‌گرى است، زيرا شيطان آدمى را دشمنى آشكار است.»
سوره اسراء- #آیه ۵۳
راه‌های کسب هنر تعامل و مذاکره: تمرینِ سکوت، خوب شنیدن، صبر و پرهیز از عجله. ✨ «هیچ فایده و خیری در سخنان سرّی آنها نیست مگر آنکه کسی به صدقه دادن و نیکویی کردن و اصلاح میان مردم امر کند؛ و هر که در طلب رضای خدا چنین کند به زودی به او اجر عظیم کرامت کنیم
سوره نساء- #آیه ۱۱۴
و به نظرم مطالعه یکی دیگر از راه‌های تقویت بیان باشد زیرا با تصاویر ذهنی، الگوهای شخصیتی و رفتاری گوناگونی مواجه می‌شویم. ریسمان

👌:( دقیقا مصداق آیه ۸۵ سوره بقره:
...آیا به بخشی از کتاب [آسمانی] ایمان می‌آورید و به بخشی دیگر کفر می‌ورزید؟...
با اینگونه پیروی از نسخه‌ی الهی نباید انتظار برکات ایمان را در زندگی داشته باشیم.

هر سحر از کاخ کرم چون که فرو می‌نگرم بانگِ لک الحمد رسد از مه و ناهید مرا چون سر زلفش نکشم سر ز هوای رخ او باش که صد صبح دمد زین شب امید مرا
#هوشنگ_ابتهاج
ریسمان

از زیبایی‌های نمازِ بارانِ امروز، «مِن‌»‌های مؤمنانه‌ای بود که شاید همچون من دچار غروری از ایمان بودند؛ گمان می‌کردند زحمتِ نامؤمنان دیگر را خریده‌اند و آمده‌اند تا به جای همه استغفار کنند. اما با اولین کلامِ امام جماعت، بارانِ چشم‌هایمان غبارِ این غرور را شست. ایشان رو به روحانیونِ صفِ اول گفتند: «خواهش می‌کنم به جای بنده امامت نماز را قبول کنید؛ گناهکارتر از همه خودم هستم، چون به احوال خود آگاه‌ترم.» این نگاه برایم بسیار محترم است؛ انسان‌های امنِ زندگی‌ام نیز چنین نگاهی داشته و دارند. جمع، مهربانانه شد و زیباییِ آسمانِ بارانیِ دل‌ها در نگاه‌ها و شانه‌هایی که گرم کنار هم قرار گرفته بودند، منعکس شد. در دنیای ماده و صرفاً عقل، خشکسالی فقط نتیجه‌ی آسیب‌هایی‌ست که به طبیعت وارد شده یا تغییر اقلیمی. عقل قطعاً حکم می‌کند که اسباب بررسی شود و برای رفع موانع تلاش کنیم. امّا من دنیای فراماده را دوست دارم؛ دنیایی که در آن می‌توان فکرهای مشوش و قلب‌های سخت را آرام، لطیف و نیرومند ساخت. در آن، تکّه‌تکّه‌ی اراده‌ها با «الله‌اکبر» قدرتِ جمع شدن و پرواز می‌یابند. ✨
بر نمازها و نماز ميانه مواظبت كنيد، و خاضعانه براى خدا به پا خيزيد.
بقره- #آیه ۲۳۸ مراقبت بر نماز؛ در میانه‌ی تمام سرخوشی‌ها و سرگشتگی‌ها، خدا را مرکزِ توجه قرار دادن و خاضعانه طلبِ اخلاص و سامان‌دادن. ریسمان

از جمله نگاه‌های مطهرانه‌ی #نادرابراهیمی

هنری که مخدر نیست، روینده است👌🌱:)

«ساحره‌ی سرگردان»، عنوان مناسبی است که «ری برادبری» برای کتابش ـ و شاید شرح‌حال انسان ـ انتخاب کرده است. انسانی که قدرت‌هایی شگفت‌انگیز، به حیرت شعبده، دارد اما همچنان سرگردان است؛ می‌تواند هزاران کتاب با موضوعات و داستان‌های واقعی و خیالی بنویسد و بخواند تا در هر کدام از آن‌ها زندگی کند و کشفی تازه بیابد، اما از نوشتن و خواندن داستان زندگی خویش ناتوان می‌ماند. می‌تواند با قدرت روح و اندیشه‌اش به درون جان دیگران رسوخ کند، اما از درک آنچه تاکنون در روح خود تجربه نکرده، دور بماند. می‌تواند ابزارهای بسیاری برای پر کردن فضای خالی خانه‌اش فراهم آورد، اما همچون صحنه‌ای نمایشی بی‌احساس باشد و حسرت پر کردن خلأهای قلبش را بر دل داشته باشد. می‌تواند تا سیاره‌های دیگر سفر کند، به جست‌وجوی مکانی برای آسایش، اما بدبختی‌هایش را همچون ویروسی با خود به هر کجا ببرد. حتی شاید روزی بتواند برای گرفتن گرما تا مرکز خورشید برود، اما سرمای وجودش همچنان باقی بماند. این #کتاب، داستان فاصله‌ها تا رویا و عشق بود؛ داستان جست‌وجو و تلاش انسان برای پر کردن این فاصله‌ها، حتی اگر به مرگ و نابودی خود و دیگران بینجامد. نادیده گرفتن و ساده پنداشتن آنکه بسیار نزدیک است، ما را آواره‌ی جهان خواهد کرد.
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی
#مولانا ✨
و ما انسان را آفريده‌ايم و مى‌دانيم كه نفس او چه وسوسه‌اى به او مى‌كند، و ما از شاهرگ [او] به او نزديكتريم.
ق-۱۶ ریسمان

هر که به من می‌رسد بوی قفس می‌دهد جز تو که پَر می‌دهی تا بپَرانی مرا
#حبیب‌الله_بخشوده
ریسمان

«ساحره‌ی سرگردان»، عنوان مناسبی است که «ری برادبری» برای کتابش ـ و شاید شرح‌حال انسان ـ انتخاب کرده است. انسانی که قدرت‌هایی شگفت‌انگیز، به حیرت شعبده، دارد اما همچنان سرگردان است؛ می‌تواند هزاران کتاب با موضوعات و داستان‌های واقعی و خیالی بنویسد و بخواند تا در هر کدام از آن‌ها زندگی کند و کشفی تازه بیابد، اما از نوشتن و خواندن داستان زندگی خویش ناتوان می‌ماند. می‌تواند با قدرت روح و اندیشه‌اش به درون جان دیگران رسوخ کند، اما از درک آنچه تاکنون در روح خود تجربه نکرده، دور بماند. می‌تواند ابزارهای بسیاری برای پر کردن فضای خالی خانه‌اش فراهم آورد، اما همچون صحنه‌ای نمایشی بی‌احساس باشد و حسرت پر کردن خلأهای قلبش را بر دل داشته باشد. می‌تواند تا سیاره‌های دیگر سفر کند، به جست‌وجوی مکانی برای آسایش، اما بدبختی‌هایش را همچون ویروسی با خود به هر کجا ببرد. حتی شاید روزی بتواند برای گرفتن گرما تا مرکز خورشید برود، اما سرمای وجودش همچنان باقی بماند. این #کتاب، داستان فاصله‌ها تا رویا و عشق بود؛ داستان جست‌وجو و تلاش انسان برای پر کردن این فاصله‌ها، حتی اگر به مرگ و نابودی خود و دیگران بینجامد. نادیده گرفتن و ساده پنداشتن آنکه بسیار نزدیک است، ما را آواره‌ی جهان خواهد کرد.
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی
#مولانا ✨
و ما انسان را آفريده‌ايم و مى‌دانيم كه نفس او چه وسوسه‌اى به او مى‌كند، و ما از شاهرگ [او] به او نزديكتريم.
ق-۱۶ ریسمان

تنها مالکیتی که احساس اسارت نمی‌دهد و پناه است، می‌دانم هر چقدر بد باشم نسبتی بالاتر از عدل و انصاف با من دارد و فضلش شامل حالم می‌شود، هر چقدر دور شوم فراموشم نمی‌کند، آغوشش همیشه باز است و مرا بهتر از خودم به یاد دارد، مالکیتِ اوست. زخم‌ها فقط در مسیر رسیدنِ به او نشانِ زیبایی و داغِ تپندگیِ شور هستی‌‌ست. در غیرِ راهِ او، زخم‌ها عفونت می‌کنند، دهان باز می‌کنند و زیبایی‌ها را می‌بلعند. ✨
(صابران) كسانی هستند كه هرگاه مصیبتی به آن‌ها رسد، می‌گویند: ما از آنِ خدا هستیم و به سوی او باز می‌گردیم.
بقره-۱۵۶
ما ز بالاییم و بالا می‌‌رویم ما ز دریاییم و دریا می‌رویم ما از آن جا و از این جا نیستیم ما ز بی‌جاییم و بی‌جا می‌رویم لااله اندر پی الالله است همچو لا ما هم به الا می‌رویم قل تعالوا آیتیست از جذب حق ما به جذبه حق تعالی می‌رویم
#مولانا ریسمان

زدند به پشتم تا راه نفسم از بغضِ فراق باز شود. آمدم بخندم، اما امتداد خنده‌ام مدام به بغض رسید. زدند به پشتم تا راه نفسم از بغض‌های فروخفته و خنده‌های عصیانی باز شود. ضربه‌ها، در آغاز، شکنجه بود؛ بعد، شد همان ضربه‌ی آشنا — ضربه‌ی تولد، تا نفسی تازه در سینه‌ام بدود. و اکنون، آرام‌تر که می‌نگرم، می‌بینم آن ضربه‌ها، دیگر نه درد، که ضربه‌ی دستِ مادرند؛ همان تلنگرهای نرم برای خواباندنِ کودک، برای آرام گرفتنِ جان. آهسته خندیدن، آهسته گریستن و آهسته نفس کشیدن را تمرین می‌کنم. راه‌های باز را بهتر می‌توانم ببینم، و از راه‌های بسته، کمتر می‌ترسم. همه‌چیز در هم آمیخته است — از آن گاه‌های تند و آهسته کاسته شده، و می‌بینم امتدادِ بی‌مکثِ نفسم را، در سفری دیگر؛ پایانی دیگر، و آغازی دیگر...✨✨
أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ﴿۱﴾ آيا براى تو سينه‏ ات را نگشاده‏ ايم وَوَضَعْنَا عَنْكَ وِزْرَكَ ﴿۲﴾ و بار گرانت را از [دوش] تو برنداشتيم
ریسمان

می‌دانیم قطرات بارانی که بر تنمان می‌بارد چندمین قطره است؟، در چه زمانی از آغاز و انتهای بارش بر ما باریده است؟ از کدام ابر است؟ می‌دانیم ۳۷ تریلیون سلول ما در هنگام مرگ، در چه زمانی و در کدام نقطه از زمین به خاک تبدیل می‌شود؟ تنها خداست که از هر چه در هستی وارد و خارج می‌شود آگاه است و قادر به تدبیر می‌باشد. و تمام این آمدن‌ها و رفتن‌ها از سر رحمت و غفرانِ اوست که سبب رویش زیبایی‌هایِ ما شود و بر ضعف‌ها و نقص‌هایمان دستِ مغفرت بکشد تا به عرشِ بلند، سر برآوریم. پس جایی برای نگرانی، اندیشه‌های بسیار، ترس و غرور از آمد و رفت‌هایِ پول، قدرت، علم و آدم‌ها نیست. ستایش و سپاس خدای را! الهی! وارد شدن و خارج شدنمان از مسیر زندگیِ دیگران و هستی، تجلّی‌ای از رحمت و غفرانِ تو باشد! ✨
آنچه در زمين فرو مى‌رود و آنچه از آن بر مى‌آيد و آنچه از آسمان فرو مى‌شود و آنچه در آن بالا مى‌رود [همه را] مى‌داند، و اوست مهربان آمرزنده.
سوره سبأ- #آیه۲ ریسمان