𝗖𝘆𝗽𝗵𝗲𝗿 𝗸𝗶𝗹𝗹𝗲𝗿
Відкрити в Telegram
ㅤ 'BTS' paved the way☆°. Unknown: @cypherkillerbbot
Показати більше1 526
Підписники
+224 години
+67 днів
+9030 день
Архів дописів
1 524
+4
فندوم txt ثابت کرد فشاریترین فندومه.
داستان از این قراره که این فندوم نامحترم به ساختمون قدیمی بیگ هیت رفته و روی یادگاری هایی که آرمیا روی دیوارش نوشتن و تاریخ بعضیاشون مال بیشتر ده سال پیشه رنگ پاشیدن و یادگاری های خودشون رو، روی یادگاری های آرمیا نوشتن.
الان خیلی از اون خاطرهها پاک شدن، خاطره آدمایی که به گفته خودشون یه تیکه از قلبشون رو اونجا گذاشتن
1 524
حدس بزنید چرا استری کیدز فنا دست به دامن شایعه واسه جیمین شدن؟؟؟
چون میخوان اینجوری شایعهای که میگه ممبر استری کیدز دخترای اسکورت زیر سن قانونی رو به شوها دعوت میکرده رو کاور کنن.
1 524
+1
فنای نابغه استری کیدز اومدن یه داستان تخیلی نوشتن از اینکه یه آرمی اومده واسه بچه های یه یتیم خونه پیتزا خریده تا تو VMAs به جیمین رای بدن.
جدا از اینکه مشخص شد عکس پیتزاها رو از پینترست دانلود کرده، اصلا اینکه بچههای یه یتیم خونه رو مجبور به انجام کاری کنن غیرقانونیه و زاییده تخیل خودشونه. مسئولین پرورشگاهها این اجازه رو نمیدن.
1 524
جنی تکرار روز های غریبانهات چگونه گذشت وقتی همش کیر میشدی؟
رفته بود ملت رو با اجراش سوپرایز کنه خودش از شدت سکوت جمعیت سوپرایز شد
1 524
ترجمه نامه نامجونی:
سلام، حالتون خوبه؟ الان تابستون داغه. تقریباً دو ماهی میشه که سربازیمو تموم کردم. الان توی لسآنجلس، دور از خونه، دارم با بقیه اعضا زندگی میکنم، کار میکنم و خوش میگذرونم. خیلی تجربهی عجیبیه، یه چیزی تو مایههای اون حس غریب "بون ویاج پیونگچانگ". عجیبه، مگه نه؟ ولی خب حس میکنم دارم مدام یه جایی به سمت جلو حرکت میکنم. اینجا که اومدم، خیلی وقت برای فکر کردن پیدا کردم. هر روز صبح ساعت ده بیدار میشم، ورزش میکنم، غذا میخورم. ساعت یک یا دو میرم سر کار، هشت یا نه شب برمیگردم. بعدش روی تراس خونهای که اجاره کردیم، تنهایی میشینم و به گذشته، حال و آینده فکر میکنم. ولی راستشو بخواین، هیچکدومش رو درست نمیتونم بگیرم یا تعریف کنم. نه میخندم، نه گریه میکنم... فقط هر روز دارم جلو میرم. میگن "منِ واقعی" یه جور توهمه. دانشمندا میگن نتیجهی سیگنالای الکتریکی توی قسمتای مختلف مغزه. بودا میگه جریان و نتیجهی ارتباطاته. یه لحظه فکر کردم شاید تیم ما هم همینطوره. یه چیز ثابت نیستیم، هر روز تغییر میکنیم، هر روز یه چیزی تازهایم. تو ذهن همهی ما "بنگتن" شاید مثل کاغذای رنگی مختلف باشه. خودم دیگه مطمئن نیستم دقیقاً چی هست، یا چی بود. فقط یه چیزو میدونم... حتی نزدیک سی سالگی هم با این رفقا دارم با هم چیزی میسازم. میخوام به همین لحظهی باهم بودن متعهد باشم و بابتش شکرگزار. نمیدونم آلبوم بعدیمون چی میشه، خودمم هنوز دنبالشم. ولی امیدوارم این لحظههایی که با هم اینجا، دور از همه، تجربه کردیم، تبدیل به چیزی زیبا بشه. اینارو دارم روی تراس تابستونی مینویسم. الان رنگِ دلِ تو چه رنگیه؟ خیلی دلم براتون تنگ شده. خیلی وقته ندیدمتون، نه؟ ولی وقتی دوباره ببینمتون، انگار هیچ وقت فاصلهای نبوده. قول میدم. خیلی زود میام پیشتون. تا اون موقع، تمام تلاشم رو میکنم. دوستون دارم. - کیم نامجون
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
