Scātteręd čloûds
Відкрити в Telegram
235
Підписники
-724 години
-467 днів
+5230 днів
Архів дописів
آدم ها به ندرت متوجه میشوند که همیشه با لب هایشان دروغ و با چشمانشان راست میگویند.
شخصی را توی اتاقی که چیزی قایم کرده بینداز و بعد از او بپرس کجا قایمش کرده؛
میگوید نمیداند؛میگوید اشتباه گرفته ای؛اما تقریبا نیم نگاهی سمت محل دقیقش ميندازد ...
-هرچه بود خوشبخت نبود، هرگز احساس خوشبختی نکرده بود. این نابسندگیِ زندگی از چه بود، از چه ناشی میشد اینکه به هرچه تکیه میکرد درجا میگندید؟ اگر بهراستی درجایی انسانی نیرومند و زیبا وجود داشت، انسانی نستوه، سرشار از شور و درعینحال ظرافت، با قلب یک شاعر و چهره یک فرشته، که چنگ به دست داشت و رو به آسمان مدیحههای نکاحی میخواند، اگر وجود داشت چرا "اِما" اتفاقی به او برنمیخورد؟ آه! چه خیال محالی! بهراستیکه هیچچیز ارزش جستجو نداشت؛ همه دروغ بود!
