uk
Feedback
𝐄𝐦𝐩𝐭𝐲

𝐄𝐦𝐩𝐭𝐲

Відкрити в Telegram

اومدنت منو خوشحال میکنه،ولی رفتنت ب کیرمم نیست...!

Показати більше
606
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-1430 день
Архів дописів
خفشون کن خندیدن😭

😐😐

sticker.webp0.05 KB

خندهههههههه؟

Farewell.

علاوه بر اینکه با هر کسی معاشرت نمیکنم،با ادمی هم ک با هر کسی معاشرت میکنه،معاشرت نمیکنم...!

خایه دار و جنتلمن اونایی بودن ک جلو گلوله وایسادن نه اونی ک رو برج خاستگاری میکنه...!

تو هر چی شانس نیاورده باشم تو حس شیشم غوغا کردم،اگه ب روت نمیارم دلیلش اینکه ارامش روان نداشتم برام مهم تره...!🥱

<💆🏻‍♀️🌚>

Story

Відеоповідомлення00:21

بی توجهی اگر عمدا باشد،توجه محسوب میشود...!

شما چجور آیینی دارید؟ با نامِ حیدر، تیغ بر جانِ جوانان می‌کشید و با همان نام، بر خاکِ کربلا مرثیه می‌خوانید. خدانور را تشنه به خاک می‌سپارید و برای عطشِ کودکی در تاریخ، آسمان را به گریه می‌نشانید. خانه‌ای را بی‌پدر و مادر می‌کنید و کودکی را سه روز در سکوتِ دیوارها رها، آنگاه از رحمت و دادگری سخن می‌گویید؛ گویی واژه‌ها، توانِ شرم ندارند. چه روزگارِ عجیبی‌ست؛ برای خونِ تازه، ترازوی شک و انکار دارید، اما برای روایتِ کهنه، ترازوی ایمان و یقین. آمارِ کشتهٔ امروز را گردِ فراموشی می‌پاشید، اما حکایتِ دیروز را با طلا می‌نویسید. این‌جا حقیقت، نه در چشمِ دیده، که در گردوغبارِ باور سنجیده می‌شود. و ترازوهایتان… چه بی‌قرار از عدالت‌اند؛ در یک سو مادری ایستاده که هنوز بوی فرزندش از پیراهنِ خانه نرفته، در سوی دیگر، اندوهی که قرن‌ها از آن گذشته و از فرطِ دوری، دیگر حتی دردش هم رام شده است؛ و همیشه کفهٔ دورتر، سنگین‌تر. و چه سوگِ باشکوهی ساخته‌اید؛ که بانگِ گریه‌اش از منبر تا آسمان می‌رود، اما نالهٔ انسانِ امروز در کوچه‌های همین زمین گم می‌شود. گویی اشک، تنها زمانی مقدس است که صاحبش غایب باشد. چه آیینِ عجیبی؛ برای تشنهٔ تاریخ، دریا می‌سازید و برای تشنهٔ زمانه، سکوت. برای مظلومِ دوردست، سینه می‌زنید و برای مظلومِ نزدیک، شانه بالا می‌اندازید. و حقیقت، میان این همه نمایشِ اندوه، بی‌پناه مانده است. حسین و تاسوعا و عاشورایتان نیز برای خودتان؛ ما از این همه سوگِ نمایشی، تنها یک چیز می‌خواهیم: زندگی. زندگی‌ای که در آن مادر، به جای سنگِ مزار، دستِ فرزندش را بگیرد؛ زندگی‌ای که در آن کودک، پشتِ در، به انتظارِ مرگِ پدر و مادر نایستد؛ زندگی‌ای که در آن عدالت، از منبر پایین بیاید و روی زمین قدم بزند. (و آنان که می‌گویند «همراه حسینم»، اما هم‌زمان کشته‌های امروز را نیز با اندوه می‌نگرند، برایم شگفت‌اند؛ گویی حقیقت را در دو جامِ جدا می‌نوشند. هرجا بادِ منفعت بوزد، همان‌جا قبله می‌سازند؛ و اندیشه‌شان، نه بر پایهٔ فهم، که بر پایهٔ ترس و سود، مسیر عوض می‌کند.)

sticker.webp0.26 KB

لینک ناشناس بیا از دلت در بیارم بزارم کونت...!😂

مشتی کونتو کجا سوزوندم ک زیر پست بچم میای ایموجی خنده میزاری؟😂

فراموش نمیکنیم...!
فراموش نمیکنیم...!

🍓
🍓