492
Підписники
Немає даних24 години
-187 днів
-8830 днів
Архів дописів
492
اما کافیست کسی بپرسد «خوبی؟»
آنگاه زمانیست که ترک هایم برهم میپیوندد و به هزار قطعه تقسیم میشوم.
بهتر بگویم ؛ آن همان لحظهای است که پودر میشوم.
492
از درون تو خالی شدهام. پوک و شکننده.
لیکن، پوسته ای به ظاهر محکم را به نمایان میگذارم. پوسته ای که هر کسی ببیند فکر میکند نمیشکند، حتی اندکی ترک هم برنمیدارد.
492
و عادت آدمیزاد اینگونه بود..
"کشتن یکدیگر با کلمات.."
و این حتی از کشتار با تیر و تفنگ هم بیشتر است.
492
٬٬روحی پاره دارم، روحی سوخته
روحی با زخم های بسیار، روحی با آسیب های عمیق ولی همراه با امیدی عظیم؛
492
من جزو اون افرادیم که واقعا بغل دوست دارن؛
بغل کوتاه،
بغل طولانی،
تو بغل نشستن،
تو بغل خوابیدن و...
کلا ماهیت بغل رو دوست دارم``)
492
خب.. گایز..
شرمنده بابت حال و هوای دیلی.. و شرمنده بخاطر رفتارات چند روز اخیرم.. تا جایی که تونستم سعی کردم خوب باشم ولی انگار بعضیا حس کردن که سرد رفتار کردم و...
حقیقتا من تو هفته ی اخیر یکی از دوستای صمیمی و خوبمو از دست دادم و هنوز توی شوک هستم و کمی هم بخاطر شرایط جسمیم واقعاً نمیدونم چطوری هندل کنم..
سو.. اومدم یه معذرت خواهی کرده باشم از همتون.
زودی خوب میشم``)
