DEVELOPING ✨🤍
Відкрити в Telegram
DEVELOPING | درحالِ تکامل 29 January 2024 🎉 دعوتت میکنم به صرفِ یک فنجون قهوهٔ گرم..☕️ «کنارِ چیزی که هنوز نیست، ولی میتونه باشه.» اینجا یک آلبوم درحال ضبط هست از: نوشتههایی که صدا میشوند و تصاویری که با تو حرف میزنند...🤍✨ صحبت: @BAD_zbvld8999Bot
Показати більше436
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
-930 днів
Архів дописів
مست رویت بودم از اغواگری ها بیشتر
می برند عقل از سرم مو فرفری ها بیشتر
خوش بحال دکمه های اول پیراهنت
من حسودی می کنم بر روسری ها بیشتر
بی حذر رد می شدم از کوچه ات سربشکنم
آی می چسبد به گوشم "افسری ها" بیشتر
باز درگیرند با شهد لب و عطر خوشت
مردم قم در کسادی "قمصری ها" بیشتر
بر دو راه جبهه ی مشروطه خواهی مانده ام
گیلکی ها دلبرند و "آذری ها" بیشتر
شال آبی را به سر کردی و چون تاج کبیر
از خودی ها خورده ایم،از "داوری ها" بیشتر
شعر ما را خواندی و پیغام دادی مرحبا
هی رقابت میکنی با "منبری ها "بیشتر
من که شاعر نیستم اما به لطف روی تو
شعر من را خوانده اند از "عسگری ها "بیشتر
احمد جم 🌱
چیزی بگو
حرفی بزن از فردا
اما نه آنقدر تلخ که دلم بلرزد
و نه آنچنان زیبا
که باورم نشود
معین_دهاز
Repost from .ROYA.
دروغ چرا؛ من از صبر کردن و منتظر موندن خسته شدم. از اینکه هر روز میبینم هیچی اونجوری که من دلم میخواد پیش نمیره خسته شدم. از اینکه مدام منتظر اون روز خوبیام که همه میگن اما هیچوقت نمیرسه خیلی خسته شدم.
«به آدمها به خاطر سهمشان از شادی
حسادت نکنید،
چرا که سهم غمآنها
دیده نمیشود.»
ادهم شرقاوی
Repost from ¦¦-мои кошмарыヅ
فور کن چنلت هانی🐝
اینجا و اسپانسر جوین باش🍯
تا فولدر بزنم +90ممبر به چنلت اضاف کنم💛
شات از جوین شدنت تو اسپانسر همراه با تگ چنلت 👇🏻 (@girl_Only_moood_bot)
گفتی دوستت دارم و من به خیابان رفتم
فضای اتاق برای پرواز کافی نبود .
گروس_عبدالملکیان
چرا یادت نبود که وقتی مرا حامله بودی
کمتر گریه کنی
تا من امروز
به این حافظهی بلند مدّت
مبتلا نباشم
حسین_صفا
Repost from حرفهای نگفته
این پیام +پست مورد علاقه ات رو از اینجا فورکن، که منم یه پست ازتون توی چنلم بذارم تا ویو و جذب بگیرین.🌱🍻
+خودتون اگه خواستید یه پست رو مشخص کنید.✨️
Repost from حرفهای نگفته
دوست داشتنم به چه کار آید
وقتی که زخمهایم در چشم است
دوست داشتنم به چه کارت آید
وقتی که تمام آنچه که از من داری
تمامشان یک پوچی محض است
دوست داشتنم را برای چه خواهی
من دیگر جانی برای تو نخواهم داشت
ما همگی تحفهی یک سفر تلخ بودیم
که عاید هم شدیم و سوختیم
#مهدیه_رضایی
