313
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
313
انقدر واس حال خوب بقیه تلاش کردم حال خودم بد شد:)
و جالبیش اینه کسیم حالمونو خوب نکرد:)
313
Repost from N/a
اتفاقا امروز بحثش شد با دوستم که اره راجب مرگ یهویی داشتیم حرف میزدیم و اره اونقدری کار برای انجام دادن هست انقدری رویا برای اتفاق افتادن هست انقد ارزو های ناتموم مونده انقدر اتفاقات مهمی در پیش روی ادمه انقد سرنوشت بزرگی داره انسان که بی حدو مرزه...
ولی اگه بگن که تو تا امشب زنده نیستی با کمال میل میپذیرم این موضوعو و از تمام ادمای خوب و بد زندگیم معذرت خواهی میکنم و باهاشون صحبت میکنم و با رضایت کامل از این دنیا میرم...
313
من یادم نیست چند بار چشام بسته شد و گوشی صاف افتاد رو دماغم بعدم برش داشتم و نوشتم خابم نمیاد ، بعد تو میگی ب زور باهات حرف میزنم؟
313
یه چیزاییو رو همیشه نمیشه گفت مثل:
دلم تنگ شده،باهام حرف می زنی؟
غمگینم،نا امیدم آرومم می کنی؟
دلت تنگ میشه؟بغلم می کنی؟نیاز دارم بهم توجه کنی!
باور کن تکرار یه چیزایی باعث تخریب آدم میشه!
یه چیزایی گفتی نیست!
واجبه،لازمه،باید خودش بفهمه!
313
بزار یه چیزی رو بهت بگم: وقتی واسه اولین بار باهات حرف زدم اصلا فکر نمیکردم یه روزی عزیزترین و مهم ترین آدم زندگیم بشی.
313
میشه گاهی وقتام تو دوسم داشته باشی؟
تو دلتنگم بشی؟من دیگه خسته شدم از اینکه همش من اومدم همش من خواستم همش من..
