uk
Feedback
My Demented Mind

My Demented Mind

Відкрити в Telegram

〔ذَِهَِنَِ مَِــَِجَِنَِوَِنَِ مَِــَِنَِ〕 〔🎭Entp〕 〔☔Pluviophile〕 〔🇯🇵Weeb & Otako〕 ناشناس http://t.me/HidenChat_Bot?start=288360833

Показати більше
206
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-330 день
Архів дописів
همهٔ جوانی من به شوریدن گذشته، علیه خانواده، جامعه، دانشگاه، خودم. شوریدن علیه ساختارهایی که سعی می‌کردند من را قالب بزنند، شوریدن علیه آدم‌هایی که فکر می‌کردم حقوقم را ضایع می‌کنند، شوریدن علیه چیزهایی که بعد فهمیدم ارزش نداشتند یا حتی مسئلهٔ من نبوده‌اند. اما این شورش تعریف جوانی من بوده. بجنگ یا بمیر. جوانی برای من این‌طور بوده.
📚ویرانه‌های من 👤محمد طلوعی

کوشش اسم رمز جوانی است. و این خیلی غلط‌انداز است. دست‌و‌پاگیر است. دائم به آدم احساس ناکافی بودن می‌دهد، دائم به یاد آدم می‌آورد که باید بیشتر بخواهد، بیشتر جلو برود، بیشتر بجنگد.
📚ویرانه‌های من 👤محمد طلوعی

می‌خواهم بگویم تنهایی برای من دوگانه میان جمع بودن یا جمع نبودن نیست. تنهایی یعنی صرفاً جورِ انتظار کشیدن بین رسیدن لحظه‌ای است که بخواهم به جمع برگردم، اما گاهی این لحظه متوقف و مملو از طول می‌شود. آن‌قدر که اطرافیانم را که به این وضع عادت ندارند، می‌آزارد.
📚ویرانه‌های من 👤محمد طلوعی

تنهایی چیزی بیشتر از حضور یا عدم‌حضور دیگران است. تنهایی، تصمیم‌بردار نیست. تنهایی با هر جور چسباندن خودش را وقف نمی‌دهد. البته این چیزها بیشتر شبیه لفاظی است. کنار هم گذاشتن کلمات خوش‌آهنگ برای زیبا جلوه دادن چیزی که واقعاً مطلوب نیست. چون هیچ‌کس دوست ندارد تنها باشد.
📚ویرانه‌های من 👤محمد طلوعی

زندگی من پُر از رنج بوده، و مال کی نبوده؟ کی بوده که احساس نکرده باشد کمتر از لیاقتش قدر دیده و کمتر از نیازش خوشبخت بوده و زندگی کمتر از آن‌چه باید به او داده؟ رنج اصلی همین است که آدم بیشتر می‌خواهد، از هر چیزی بیشترش را می‌خواهد، و این همگانی‌ترین رنج جهان است.
📚ویرانه‌های من 👤محمد طلوعی

بوطیقای ویرانگی خودم را در یک جمله ساختم: جای آن‌که با ویرانی مبارزه کنم، سعی کنم ویرانه‌ای زیبا باشم.
📚ویرانه‌های من 👤محمد طلوعی

آن‌چه درون آدم می‌گذرد بسیار سریع‌تر از گردش ایام است،‌ از حال بد به حال خوش در یک لحظه اتفاق می‌افتد و خواستن و نخواستن چیزها درون آدمیزاد بی‌نظم جدال می‌کنند.
📚ویرانه‌های من 👤محمد طلوعی

وقتی کتابی بیش از حد به مذاقم خوش میاد، برای به اشتراک گذاشتن بخش‌هایی از متنش توی چنل دچار مشکل میشم. چون همه‌ش از نظر من خوبه.

منِ سینگل‌به‌گور نصفه‌شب در حال قدم زدن با این آهنگ زیر بارون و وایب کردن:

همه بارونو دوست دارن من اما نم موهاتو توی گوشم بگو آروم تمام آرزوهاتو 00:49

فاش می‌گویم و از گفتهٔ خود دلشادم بندهٔ عشقم و از هر دو جهان آزادم طایرِ گلشنِ قُدسم چه دهم شرحِ فِراق؟ که در این دامگَهِ حادثه چون افتادم من مَلَک بودم و فردوسِ بَرین جایَم بود آدم آورد در این دِیر خراب‌آبادم کوکبِ بختِ مرا هیچ مُنَجِّم نَشِناخت یا رب از مادرِ گیتی به چه طالع زادم؟ تا شدم حلقه به گوشِ درِ میخانهٔ عشق هر دَم آید غمی از نو به مبارکبادم #حافظ

بیا با هم بشینیم کنج یه شب ﺑﺸﻴﻨﻴﻢ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﺘﺎره ﺑﺸﻤﺮﻳﻢ ﻧﺸﻮن ﺷﻬﺮ همیشه روشنو ﺑﻪ دلی ﻛﻪ ﻏﻢ ﻧﺪاره ﺑﺴﭙﺮﻳﻢ اﮔﻪ ﻣﻴﺨﻮای واسهٔ ﻫﻢ بمونیم بیا تو عطر گلا لونه کنیم بیا رو لبای غمگین وفا صدای گریه رو وارونه کنیم بیا از پلهٔ نور بالا بریم موی خورشید خانومو شونه کنیم بیا با هم بشینیم گوشهٔ عشق رفتن تنهایی رو نگاه کنیم

آخرین چیزی که انتظار شنیدنش رو داشتم، سرود «ای ایران، ایران» با صدای محمود کریمی تو صداوسیما بود.

راستی من پیج اینستام رو دی‌اکتیو کردم چون حس می‌کردم زیادی داره وقتم رو می‌گیره. از دوستان اگه کسی دید غیب شدم فکر نکنه بلاکه.

چیزی که می‌بینی= چیزهای مشترک بین حقایق عینی و چیزهایی که عقایدت رو تایید می‌کنن. نتیجه: آنچه ما فکر می‌کنیم «واقعیت» است، اغ
چیزی که می‌بینی= چیزهای مشترک بین حقایق عینی و چیزهایی که عقایدت رو تایید می‌کنن. نتیجه: آنچه ما فکر می‌کنیم «واقعیت» است، اغلب فقط بخشی از واقعیت است که با باورهای ما سازگار است.

ظاهراً مانند اقیانوس آرامم ولی از درون آمادهٔ طوفان سختی می‌شوم قایق بشکسته و محتاج آغوشم ولی من شناور روی موج موی لَختی می‌شوم #عرفان_امیری

راز خوشبختی من خفته در قلب من است تو کجا می‌گردی؟ قلب من این وطن است! خاک مادرزادی، خانهٔ اجدادی این وطن ارثیهٔ پشت در پشت من است هیچ ابرقدرتکی، مرد تسخیرش نیست زن اگر تهمینه، مرد اگر تهمتن است... گریه‌ها کرده وطن‌، تاب آورده وطن مامِ پردرد وطن، مادری شیرزن است! قلب من، خانهٔ من، خانهٔ زخم به تن خسته‌ام از جانی که گرفتار تن است من به مرگ آگاهم، مرگ را می‌خواهم هم‌وطن‌ها راهم... دشمن آتش زدن است! 00:00

از اینکه آهنگ «علاج» چاوشی به نفع ج.ا مصادره به مطلوب شده خیلی فشار می‌خورم. چاوشی آدم مذهبی‌ایه ولی قطعا ماله‌کش اینا نیست. فشار بیشتر جاییه که بعضی عرزشی‌های نجس هم‌وطن‌کش از کوچیک تا بزرگ دارن بابت این آهنگ از محسن چاوشی تشکر می‌کنن! کاش مثل «مام وطن» و «سلام به صلح» شعری رو انتخاب می‌کردی که فقط وطن‌پرستی توش نماد باشه. چند بار دیگه باید از انتخاب‌ شعرهای عجیب‌وغریب ضربه بخوری تا آدم بشی آقا محسن؟

کم‌کم به لحظات ملکوتی «می‌خواد این یه ماه رو امام حسینی باشه» در وصف اشرار، اراذل، نزول‌خورها، دزد‌ها، خفتگیرها، سجاده‌آبکش‌ها و دیگر نخاله‌های جامعه نزدیک می‌شیم.