Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку
𝖼𝗂𝖾𝗅 𝗀𝗋𝗂𝗌
Відкрити в Telegram
5 444
Підписники
-2824 години
-697 днів
+36930 днів
189
Перегляди допису
~ 21424 години
~ 41648 годин
3.47%
Коефіцієнт залучення
~ 20
Дописів на день
Завантажуємо дані
Схожі канали
Хмара тегів
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
листопад '26лист '26
листопад '26
+1
в 0 каналах
жовтень '26
+791
в 121 каналах
Get PRO
вересень '26
+483
в 116 каналах
Get PRO
серпень '26
+582
в 40 каналах
Get PRO
липень '26
+872
в 92 каналах
Get PRO
червень '26
+847
в 104 каналах
Get PRO
травень '26
+360
в 6 каналах
Get PRO
квітень '26
+3
в 0 каналах
Get PRO
березень '26
+2
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+258
в 68 каналах
Get PRO
січень '26
+161
в 11 каналах
Get PRO
грудень '25
+719
в 109 каналах
Get PRO
листопад '25
+902
в 200 каналах
Get PRO
жовтень '25
+814
в 138 каналах
Get PRO
вересень '25
+803
в 129 каналах
Get PRO
серпень '25
+1 077
в 125 каналах
Get PRO
липень '25
+1 100
в 149 каналах
Get PRO
червень '25
+885
в 142 каналах
Get PRO
травень '25
+1 019
в 119 каналах
Get PRO
квітень '25
+1 247
в 65 каналах
Get PRO
березень '25
+399
в 98 каналах
Get PRO
лютий '25
+663
в 94 каналах
Get PRO
січень '25
+960
в 86 каналах
Get PRO
грудень '24
+920
в 76 каналах
Get PRO
листопад '24
+894
в 89 каналах
Get PRO
жовтень '24
+1 040
в 108 каналах
Get PRO
вересень '24
+420
в 140 каналах
Get PRO
серпень '24
+1 152
в 151 каналах
Get PRO
липень '24
+915
в 164 каналах
Get PRO
червень '24
+1 260
в 82 каналах
Get PRO
травень '24
+139
в 92 каналах
Get PRO
квітень '24
+220
в 97 каналах
Get PRO
березень '24
+283
в 112 каналах
Get PRO
лютий '24
+292
в 107 каналах
Get PRO
січень '24
+297
в 103 каналах
Get PRO
грудень '23
+414
в 82 каналах
Get PRO
листопад '23
+296
в 29 каналах
Get PRO
жовтень '23
+773
в 47 каналах
| Дата | Залучення підписників | Згадування | Канали | |
| 01 листопада | +1 |
Дописи каналу
| 2 | چه پست جذابی شده | 31 |
| 3 | 𝟏𝟏:𝟓𝟗 PM — 𝕺ctober 31st ⛓
The 𝘸𝘪𝘯𝘦 is poured, the candles are lit, and the castle gates are finally open.🕯🗝
Forget your little human worries tonight; the 𝘸𝘪𝘵𝘤𝘩𝘦𝘴 have their spells ready, the vampires are dressed for the occasion, and the 𝖌𝖍𝖔𝖘𝖙𝖘 have stories to tell.
𝓞ne night. 𝟏𝟎𝟎𝟎 secrets. And a little taste of 𝖉𝖆𝖗𝖐𝖓𝖊𝖘𝖘.
𝕳appy Halloween_ | 29 |
| 4 | ㅤㅤㅤㅤ, 🐦⬛️ㅤ𝑀𝒾𝒹𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉 𝒮𝑒𝒸𝓇𝑒𝓉𝓈 ;🕸 | 30 |
| 5 | sticker.webp | 26 |
| 6 | از آنچه بر سرش آمده بود به هیچکس چیزی نمیگفت. اما گاهی، خاصه در غروب، در ساعتی که آوای ناقوس کلیسا زمانی را به یادش می آورد که احساسی ناشناخته سراپایش را لرزانده و در تپش انداخته بود، در جان جاودانه مجروحش توفانی بر میخواست. آنوقت روحش به لرزه میافتاد و درد عشق باز در دلش شعلهور می شد و سینهاش را به آتش میکشید. غمزده و تنها | 28 |
| 7 | ㅤ ️️️️️ ️️️️️ شاهـزاده امݒراطـوری
درحـال سقـوط ֵ سوڪجین 䶁 | 25 |
| 8 | ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به نامِ تو،
که هنوز آخرین دلیلِ انتظار منی.
عزیزکردهی من؛
نمیدونم وقتی این نامه رو میخونی،
هنوز بارون میباره یا آسمون هم
بالاخره از گریه کردن خسته شده.
نمیدونم ساعت چنده، چند شب
از رفتنت گذشته، یا چند بار اسمت
رو زیر لب صدا زدم و دیوارهای
این اتاق بهجای تو جوابم رو دادن.
فقط میدونم دستهام دیگه توان
قبل رو ندارن و این کاغذ از اشکهام
سنگینتر شده.
نگاه کن، عزیزم؛
باز هم برات نامه نوشتم.
درست مثل همهی شبهایی
که قول میدادم دیگه منتظرت نمونم
و با طلوع آفتاب، دوباره کنار پنجره
مینشستم. من حتی دروغ گفتن
به خودم رو هم از تو یاد گرفتم.
همه میگن دیگه برنمیگردی.
میگن باید پنجره رو ببندم،
شمع رو خاموش کنم و دیگه
به صدای قدمهایی گوش ندم
که شاید هیچوقت توی این راهرو
نپیچن.
اما تو که اونا رو نمیشناسی، جونِ من.
تو نمیدونی چطور دوستت داشتم؛
چطور از بین هزاران صدای غریبه،
صدای تو رو پیدا میکردم.
چطور با یه جملهی ساده از تو،
همهی شبهای تاریکم روشن میشدن.
چطور هنوز وقتی باد پرده رو تکون میده،
سرم رو بلند میکنم و با خودم میگم:
«خودشه... بالاخره اومد.»
و هر بار، اتاق دوباره خالی میشه.
امشب..
انگشتهام به جوهر آغشته نیستن؛
این رنگ سرخ از یه زخم قدیمی
روی دستخط من مونده.
عجیبه، نه؟
آدم گاهی اونقدر حرف نگفته داره
که حتی کاغذ هم دیگه سفید نمیمونه.
بااینحال، هنوز اسمت رو تمیز مینویسم.
میترسم اگه اسمت رو هم مثل بقیهی
خاطراتمون محو کنم،
دیگه چیزی ازت برام باقی نمونه.
زندگیم...
چراغ اتاق داره خاموش میشه.
نمیدونم از خستگی چشمامه یا
از این شبِ لعنتی که خیال رفتن نداره.
صدای ساعت رو میشنوم و با هر ضربهش،
یه چیزی توی وجودم میپرسه
که آیا این بار واقعاً میای؟
من هنوز اینجام.
با همون پیراهنی که دوست داشتی،
همون فنجون لبپریدهای که برات نگه داشتم
و همون قلبی که انگار یادش رفته
چطور باید جز برای تو بتپه.
اگه یه روز برگشتی و منو ندیدی،
لطفاً فکر نکن که دوست داشتنت
رو فراموش کرده بودم.
بعضی انتظارها از عمر آدم طولانیترن؛
بعضی آدما
حتی وقتی دیگه نمیتونن چیزی بگن،
همهی حرفهاشون رو توی یه نامه جا میذارن.
فقط یه خواهش ازت دارم.
اگه هنوز یه ذره از من توی خاطرت مونده،
وقتی به این اتاق رسیدی،
چند لحظه کنار پنجره وایسا.
شاید باد، بوی آخرین شبهایی
رو که منتظرت بودم، برات بیاره.
شاید روی میز، بین نامههای ناتمام،
آخرین جملهم رو پیدا کنی.
و شاید، فقط شاید،
برای اولین بار بفهمی که یه نفر
توی این دنیا چقدر دلش میخواست
قبل از تموم شدن قصهش،
یه بار دیگه تو رو ببینه.
من ازت خداحافظی نمیکنم.
چون هنوز توی خیالم،
صدای کلیدت رو پشت در میشنوم.
و من،
حتی توی آخرین سطر این نامه،
هنوز منتظر توام.
برگرد، عزیزکردهی من.
این خونه هنوز تو رو یادشه؛
و من هنوز نمیدونم چطور باید
به خونه بگم که دیگه قرار نیست بیای.
از طرف کسی که اسمت
رو حتی توی سکوت هم صدا میزنه..
December 21, 2001🪷
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ | 25 |
| 9 | 🍂
October..
memories, promises, us..
We fell in love in october, you and i..
no more us.. we just lost our special night.
I still live in october every night, and there are no regrets in my heart, cause i love you, and love you, and love you no matter what; even if october is no longer for us. | 26 |
| 10 | به تو، که هنوز هم گوشهای از قلبم زندگی میکنی...
نمیدانم این نامه رو چه زمانی خواهی خواند، یا اصلاً روزی آن را خواهی خواند یا نه. فقط میدانم حرفهایی در دلم مانده که اگر نگویمشان، تا ابد مثل بغضی قدیمی در گلویم خواهند ماند.
میدانی؟ من هیچوقت از دوست داشتنت نترسیدم؛ از روزی ترسیدم که دیگر نتوانم دوستت داشته باشم، نه به این خاطر که احساسم تمام شده باشد، بلکه چون مجبور شوم یاد بگیرم بدون تو زندگی کنم.
تو برای من شبیه آهنگی بودی که حتی پس از خاموش شدنش، ملودیاش در ذهنم ادامه پیدا میکند. شبیه عطری که مدتها پس از رفتن صاحبش در اتاق باقی میماند. شبیه خاطرهای که هرچقدر هم بخواهی فراموشش کنی، با کوچکترین اتفاق دوباره زنده میشود.
من هنوز هم گاهی حرفهایی را که هیچوقت به تو نگفتم، در ذهنم تکرار میکنم. هنوز هم وقتی اتفاق خوبی میافتد، اولین فکرم این است که کاش میتوانستم برایت تعریفش کنم. هنوز هم بعضی شبها دلم برای نسخهای از خودم تنگ میشود که وقتی تو را داشت، باور میکرد شاید دنیا آنقدرها هم جای بدی نباشد.
و چه تلخ است که آدم بتواند کسی را با تمام وجودش دوست داشته باشد، اما نتواند حتی برای یک لحظه هم او را کنار خودش نگه دارد.
من از تو متنفر نیستم. حتی از رفتنت هم نه.
اصلا چگونه میشود که ادم از رفتن معشوقهاش و خودش متنفر شود!؟
فقط گاهی از خودم میپرسم چرا باید کسی که اینهمه دوستش داریم، به کسی تبدیل شود که برای دیدنش باید به خاطراتمان پناه ببریم.
اگر روزی دوباره همدیگر را دیدیم، لطفاً از من نپرس که آیا هنوز دوستت دارم یا نه. شاید لبخند بزنم و بگویم همهچیز گذشته است. شاید حتی آنقدر عادی رفتار کنم که باور کنی دیگر هیچ احساسی به تو ندارم.
اما حقیقت این است که بعضی عشقها تمام نمیشوند؛ فقط یاد میگیریم نامشان را بر زبان نیاوریم.
و اگر روزی در میان شلوغی دنیا، ناگهان یادت افتادم، امیدوارم آن لحظه حالت خوب باشد. امیدوارم کسی کنارت باشد که وقتی سکوت میکنی، غمت را بفهمد؛ وقتی خستهای، از تو نخواهد قوی باشی؛ و وقتی میترسی، کاری کند که احساس تنهایی نکنی.
امیدوارم همان خوشبختیای را پیدا کنی که من زمانی در رؤیاهایم با تو تصورش میکردم.
حتی اگر سهم من از آن خوشبختی، فقط آرزو کردنش برای تو باشد.
و در آخر، میخواهم چیزی را اعتراف کنم که شاید هیچوقت جرئت گفتنش را نداشتم:
من از دست دادنت را پذیرفتم، اما هیچوقت یاد نگرفتم چطور دلتنگت نباشم.
شاید نتوانم جز تو،عاشق و مجنون دیگری باشم؛
اما میخواهم فردی عاشق تر از من باعث لبخند روی لب هایت باشد
اگر در این دنیا دوباره سهم هم نشدیم، امیدوارم اگر زندگی بعدی ای وحود داشت،ما برای هم شویم.
و اگر روزی، در جایی دور از این دنیا، فرصتی برای شروع دوباره وجود داشت...
شاید آنجا، این بار، قصهی ما پایان دیگری داشته باشد.
با تمام عشقی که دیگر جایی برای رفتن ندارد؛
از طرف کسی که دوستت دارد، بیشتر از آنچه هرگز توانست به تو بگوید. | 18 |
| 11 | 𝑆𝐻𝐸 𝐼𝑆 𝑇𝐻𝐸 𝐾𝐼𝑁𝐷 𝑂𝐹 𝐺𝐼𝑅𝐿 𝑊𝐻𝑂 𝐹𝐼𝐺𝐻𝑇𝑆 𝐻𝐸𝑅 𝑂𝑊𝑁 𝐵𝐴𝑇𝑇𝐿𝐸𝑆, 𝐻𝐸𝐴𝐿𝑆 𝐻𝐸𝑅 𝑂𝑊𝑁 𝑊𝑂𝑈𝑁𝐷𝑆, 𝐴𝑁𝐷 𝐾𝐸𝐸𝑃𝑆 𝐺𝑂𝐼𝑁𝐺 𝐸𝑉𝐸𝑁 𝑊𝐻𝐸𝑁 𝐿𝐼𝐹𝐸 𝐺𝐸𝑇𝑆 𝐻𝐴𝑅𝐷 𝑆𝐻𝐸 𝐷𝑂𝐸𝑆𝑁'𝑇 𝑁𝐸𝐸𝐷 𝑇𝑂 𝐵𝐸 𝑆𝐴𝑉𝐸𝐷, 𝐵𝐸𝐴𝐶𝐴𝑈𝑆𝐸 𝑆𝐻𝐸 𝐾𝑁𝑂𝑊𝑆 𝐻𝑂𝑊 𝑇𝑂 𝑆𝑇𝐴𝑁𝐷 𝑂𝑁 𝐻𝐸𝑅 𝑂𝑊𝑁. | 21 |
| 12 | Немає тексту... | 22 |
| 13 | png. 🍼 search
web ៸ 0°J | 22 |
| 14 | ─ 𝐘𝗈𝗎 ꤞ𝗋𝗈𝗐 𝖺𝗆𝗈𝗇ꤞ 𝗍𝗁𝖾 ⊛ 𝐌𝗈𝗇 𝖼𝖺𝗎𝖼𝗁𝖾𝗆𝖺𝗋
" 𝐁𝗅𝖺𝖼𝗄 𝐑𝐎𝐒𝐄𝐒 𝗈𝖿 𝐌𝐘 𝗁𝖾𝖺𝗋𝗍 " | 32 |
| 15 | دۅسـتت داࢪم بآ تـما؎ آسـمانِ ۅجـۅدت، چـہ دࢪ ࢪۅشـنایـےِ لـبخـندت ۅ چـہ دࢪ تـاࢪیکےِ اندۅهت؛ چࢪا کـہ عـشـق، پذیࢪفـتنِ تـما؎ فـصلهـاٮے یڪ انـسـان اسـت.
آسمان، چه در تاریکی شب و چه در روشنایی روز، از آمدن هیچ پدیدهای در امان نیست؛ گاهی در دل شب برف میبارد و گاهی در روشنای روز، باران میگیرد و رنگینکمانی پدیدار میشود. آدمها نیز چنیناند؛ گاهی در روشنترین لبخندهایشان، غمی پنهان دارند و گاهی در تاریکترین روزهایشان، امیدی کوچک زنده نگه میدارند. مگر میشود کسی را تنها بهخاطر روزهای تاریکش دوست نداشت، وقتی میدانی همان آدم، روزی روشنترین لحظههای زندگیات را ساخته است؟ من تو را نه فقط در آرامش چشمانت، که در طوفان خشم و اندوهت نیز دوست دارم؛ چراکه برای من، دوست داشتن یعنی پذیرفتن تمام آسمانِ وجودت، حتی آن روزهایی که نه آفتابی در آن پیداست و نه رنگینکمانی. | 22 |
| 16 | Немає тексту... | 26 |
| 17 | red raspberry ⎯ ケーキ
quiet giant ៸ 💌 site | 27 |
| 18 | ⨾ وقتى او بميرد؛ او را از ميان غبار جهان برداريد؛ چنان كه نسيم برگ آخر پاييز را از زمين بر مىچيند. بگذاريد روحش در باد حل شود و در نور ذوب گردد. و او را به ستارههاى كوچک تبديل كنيد؛ ستارگانى كه هر یک، نفس جاودان مهربانى و حضور اويند. بگذاريد در قامت نور بر آسمان بتابد و چهرهی شب را بيارايد؛ آنگاه آسمان ديگر تنها آسمان نخواهد بود؛ بلكه لبخند اوست كه در تاريكى میدرخشد. و جهانيان سر در گريبان حيرت، عاشق شب خواهند شد؛ شبى كه به جاى سردى، گرماى لبخند پر مهرش را در خود دارد. آن زمان خورشيد با همهى سوز و شكوهش رنگ مىبازد؛ چرا كه درخشش او در تاريكى از هزار طلوع دروغين روز زيباتر است. و آدميان خواهند فهميد كه جاودانگى در نور خالص عشق است؛ نه در گرماى خستهی خورشيد. وقتى او بميرد پايان نخواهد بود؛ تنها شكلى ديگر از حضور آغاز مىشود؛ حضورى درخشان در دل بینهايت شب؛ جايى كه مرگ نيز در برابر نورش سر تعظيم فرود میآورد. | 32 |
| 19 | 🪙 𝖠𝗅𝗅 𝗍𝗁𝖾𝗒 𝖽𝗈 𝗂𝗌 𝗍𝖺𝗅𝗄 𝖠𝗅𝗅 𝖨 𝗁𝖾𝖺𝗋 𝗂𝗌 𝖻𝗅𝖺𝗁
ᯓ 𝖲𝖮 𝖲𝖧𝖴𝖳 𝖴𝖯 ! 💷 | 33 |
| 20 | ㅤ+1🕷ㅤЖизнь не прекрасна, люди живут в мучениях, но человеческое сердце не имеет смысла ни для жизни, ни для Вселенной. Оно бьется только для одного человека, и в теле того, кого уже нет в живых, оно принадлежит этому человеку.
Не оставляй своё сердце в одиночестве. ’ | 33 |
Контент доступний для користувачів 18+
Авторизувавшись на сервісі, ви підтверджуєте, що вам виповнилося 18 років.
