uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

دریا.

دریا.

Відкрити в Telegram

دریا: daryā [=دریاب] (اِ. ) آب زیادی که محوطه وسیعی را فرا گرفته باشد و به اقیانوس راه دارد، بحر. فرهنگ فارسی. برای آن‌وقت‌ها که کسی نمی‌بیند. شعرها سروده‌ی ما نیستند.

Показати більше
243
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
+2430 днів
Архів дописів
ماهِ کنعانیِ من! مسندِ مصر آنِ تو شد وقت آن است که بدرود کنی زندان را

از همان‌جا که رسد درد... [همان‌جاست دوا]

عشق رازی است که تنها به خدا باید گفت چه سخن‌ها که خدا، با منِ تنها دارد

تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده‌ست چه سرانجام خوشی گردش دنیا دارد

بس که دلتنگم اگر گریه کنم می‌گویند: قطره‌ای قصد نشان دادن دریا دارد

در خیال آمدی و آینه‌ی قلب شکست آینه تازه از امروز تماشا دارد

با نسیم سحری دشت پُر از لاله شکفت سرِ سربسته چرا این همه رسوا دارد؟

عقل، بیهوده سر طرح معما دارد بازی عشق مگر شاید و اما دارد؟

با توام، شعله‌ی بادآورده با توام، نرگس بارون‌خورده نیستی اما تموم این شبا روی پاهای تو خوابم برده

با توام، شعله‌ی بادآورده با توام، نرگس بارون‌خورده نیستی اما تموم این شبا روی پاهای تو خوابم برده

حق بده به‌هم بریزم از تو اولین تجربه‌ی مردنمه :) -دریا.

سرم بر شانه‌ات باشد، کمر محصور بازویت نفس در سینه می‌میرد! چه غوغایی کند قلبم...!

وحشی از جرمِ همین کز سر آن کو رفتی گرچه مستوجب صدگونه جفایی، بازآ

رفتی و باز نمی‌آیی و من بی‌تو به جان... جانِ من، این‌همه بی‌رحم چرایی؟ بازآ

کرده‌ای عهد که بازآیی و ما را بکشی! وقت آن است که لطفی بنمایی، بازآ

آه، تا کی ز سفر باز نیایی؟ بازآ اشتیاق تو مرا سوخت، کجایی؟ بازآ

شده نزدیک که هجران تو ما را بکشد گر همان بر سر خونریزی مایی، بازآ

از پس صبــــــر دل ابر به باران برسد تو شوی یار من و هجر به پایان برسد

به رفوگران هجران، برسان سلام ما را که هنوز پارهٔ دل، دوسه‌بخیه کار دارد

وضعیت سختیه رابرت. دوسش ندارم.