-سَمفــونـیمُـردِگـان
Відкрити в Telegram
189
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-12130 днів
Архів дописів
ایکاشمیتونستم"گریهنکنکهسرنوشتتوراازمنجداکرد"رودرککنم.
چجوریخودشدردازصداشمیباریدولیبهاومیگفتکهتقصیرکارنیست؟
چجوریبااونهمهدردکناراومده؟
یعنیشباباگریهنمیخوابیده؟یعنیتویذهنشپرچرانبوده؟
کاشمیتونستمازشبپرسم!
بپرسمچجوریاینکاروکرده؟!چجوری؟
Repost from -𝘉𝘭𝘶𝘦 𝘉𝘳𝘢𝘪𝘯
کل زندگیم وقتی چیزی رو نیاز داشتم نمیتونستم همون لحظه داشته باشمش
از احساسات مشترک گرفته تا خواسته های بزرگتر و از وقتی یادم میاد داشتم میجنگیدم برای داشتنشون ولی تهش همیشه زمانی بدستشون میارم که دیگه نیازی بهشون ندارم
