uk
Feedback
-سَمفــونـی‌مُـردِگـان

-سَمفــونـی‌مُـردِگـان

Відкрити в Telegram
189
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-12130 днів
Архів дописів
توحواست‌به‌همه‌چیزبود‌،به‌هرچیزی‌‌که‌به‌خودت‌ربط‌پیدامیکرد:)

Repost from ­­­­­­
حواست به همه چیز بود به دروغ‌های خواهرت درست زمانی که من به تو از خودم میگفتم، تا باورم کنی حواست به همه چیز بود به ناله‌های مادرت راجب فرزند بد‌ و عیاشت حواست به همه چیز بود از صدای ویزویز ماشینت دردش را پیدا میکردی حتی وقتی حرفی نمی‌زد. حس میکردم مرا نمی‌بینی یا خودت را به ندیدن میزنی بخاطر همین آرزو میکردم چیز دیگری باشم در جایی دیگر.

بغلت‌بودجای‌خوابم‌وقتی‌خونه‌نداشتم

پیش بقیه گفتم تورو دوست ندارم

توروتنهاگذاشتم‌هرچی‌پوله‌درارم

باید بری قرص بالا اگه نباشم

بگوتوام‌تنگ‌شده‌دلت‌برامن:)

نه تو کونش فدات برم

سرش تو ممه هاشه؟

منوتوروزی‌درآغوش‌غریبه‌ای،سخت‌به‌یادهم‌خواهیم‌بود.

واقعاحیف‌ارزشی‌بهت‌دادم.

Відеоповідомлення00:19