ꜱɪᴍᴏɴ
Відкрити в Telegram
324
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-2230 день
Архів дописів
324
اگر مرا در حال خندیدن، کودکانه رفتار کردن، پرحرفی، بیرون رفتن ولذت بردن از غذا دیدی، بگذار خوشحال باشم. روزی بود که ساعتها در اتاقم تنها مینشستم و از خدا میخواستم مرا شفا دهد؛ چون احساس میکردم دیگر توان ادامه دادن زندگی را ندارم. من جنگهای خاموشی را پشت سر گذاشتهام که بسیاری هرگز ندیدند. اکنون فقط میکوشم دوباره زندگی کنم، آرامش را پیدا کنم و حال دلم را خوب نگه دارم.
324
نمیدونم دقیقاً باید چیکار کنم، ولی میدونم این کاریه که خودم باید انجامش بدم. خیلی چیزا رو فدا کردم که تا اینجا برسم؛ دیگه نمیتونم الان ولش کنم.
324
0:54
(الله)
تو خوت می دونی، من ازت چی می خوام مگه میشه باشی و تنها بمونم محاله بذاری محاله بتونم دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره هنوزم به جز تو کسی رو نداره عوض می کنی زندگیمو تو یادم دادی عاشقیمو تو رو تا ته خاطراتم کشیدم به زیبایی تو کسی رو ندیدم نگو دیگه آب از سر من گذشته مگه جز تو کی سر نوشتو نوشته تحمل نداره نباشی دلی که تو تنها خداشی
324
So take me to the sun
Where the light never fails
And tell me you're the one
That our love's never fading
324
دوباره زندگیمو رپی کردم حالم از بقیه بهتره یه سر و گردن داشتم میمُردم گفتم باید قوی تر شم خداروشکر الآن کنارم قبیلم هست منیجرم میگه صفر ها رو ببین امضا کن کلید ویلا و ماشین هم بگیرش کادو بچینش راهتو ببینن اژدها رو ازدحام جمعیت رو بچاقیم اِند حال و توو هیچ شرایطی نزدم قید کارو حتی وقتی میریزم توو ماست قیمه ها رو با جشن پیروزی میگیریم انتقامو اینا نمیتونن خراب کنن اسم ما رو بذار دشمنا همینطور برن اشتباه رو مار سر راهشونه نمیشناسن پله ها رو
