NUMB
Відкрити в Telegram
319
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
319
اولین بارها هیچوقت فراموش نمیشن
اگر تو هر موضوعی اولین بار کسی هستید؛
مواظب باشید شما قراره یک عمر تو خاطرش بمونید!
319
کاش مادرم انقدر دخالت نکنه تو کارام-
خیلی دلم میخواست که منو نمیزاییدی
باعث همه بدبختیام و مرگم تویی پس راحتم بزار.
319
امروز بخاطر اینکه پاهات درد میکردن دیر به دانشگاه رسیده بودی و از شانس بدت اولین کلاست با استاد سختگیر و محبوب دانشگاه بود.
وقتی وارد کلاس شدی،استادت با عصبانیت پرسید:
+چرا دیر اومدی؟
تو با خونسردی جواب دادی:
-چون پاهام درد میکرد دیر رسیدم استاد!
چهره استادت رنگ نگرانی گرفت و گفت:
+نیاز به دکتر داری؟
از کنارش ردشدی و به سمت صندلیت رفتی
-حالم خوبی نیازی ندارم.
استادت سرشو تکون داد و درس و شروع کرد و گه گاهی با نگاه نگرانش حالت رو میپرسید..
وسط کلاس بود،هیچی از درس نمیفهمیدی و از درد پاهات و ماساژ میدادی که استادت رو به بچه ها گفت:
+درس امروز تا همینجا بود،کلاس و زود تموم میکنیم.
این جمله کافی بود تا توی ۲ مین کل کلاس خالی بشه..
استادت با سرعت سمتت اومد و کنارت نشست،درحالی که رون هات رو ماساژ میدادی پرسید:
+بیب میتونی راه بری؟دیشب خیلی بهت سخت گرفتم؟!
319
جوری که کل خاندان از اینکه چرا حرف نمیزنم و تو جمعشون نیستم و سرم تو گوشیه واق واق میکنن<<<<
باز سگ حرمت داره واق واق به اینا نمیخوره بععع بعععع میکنن.
