NUMB
Відкрити в Telegram
319
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
319
اونجایی که خونه خالی میشه و فقط خودت توی خونه ای و میای رو مود اینکه تنهام،این تنهایی،تنهایی ایه که دور و برت شلوغ نیست و بجز خودت کسی توی اتاقت یا خونت یا هرجایی نیست و میگی تنهام و خب این خوبه..چون وقتی دورت شلوغ میشه دیگه تنها نیستی..
ولی احساس تنهایی میدونی چیه؟
احساس تنهایی کردن اینجوریه که دور و برت کلی آدم هست،جایی که هستی شلوغه و همه دارن میرقصن،حرف میزنن و میخندن...
ولی تو اون وسط حس تنهایی میکنی،حس میکنی هیچکس نیست که بفهمتت٫با اینکه کلی از دوستات و کلی آدم دور و برت هست بازم احساس تنهایی میکنی،بازم میگی تنهام و کسی دوسم نداره بازم ناامید میشی..
و این اصلا خوب نیست و اینو نمیشه به راحتی درستش کرد..
اگر تنهایی نهایت استفاده رو از تنهاییت ببر..
ولی اگر احساس تنهایی میکنی،یجورایی زندگیت برات پوچ و بی اهمیت شده.!
319
هرچقدر هم سنگدل باشی،هرچقدر هم بگی دوسش نداری و هرچقدر هم بخوای بی اهمیت باشی و برات مهم نباشه؛
بازم وقت هایی هست که دلتنگش بشی..
319
وقتایی که ناراحتم و حالم خوب نیست(تقربن هرروز)،چشام پر از اشک میشه و بغض خفم میکنه ولی نمیدونم چرا نمیتونمگریه کنم انگار خدا همین یه چیزی رو که میشد باهاش آروم شم رو همازمگرفت
همون هنگامکه گریم نمیاد قفسه سینم شروع میکنه مچاله شدن،درد گرفتن و ضربان قلب لعنتی درحال تند و تند تر شدنه و نفسم به سختی میاد
توی همین لحظه ازم میپرسن:خوبی؟و درجواب میگی خوبم،چرا میگی خوبی؟چرا وقتی حالت خوب نیست نمیری با یکی حرف بزنی؟چرا وقتی میبینی داری درد میکشی نمیری دکتر؟
چون درک نمیشم،چون حرفی برای گفتن ندارم،چون اگر برم دکتر مادر پدرم کلی سرم غر میزنن
بعضی وقتا میبینی یچی و از ته قلبت میخوای؟بعد بهش فک میکنی میبینی من هیچجوری نمیتونم اینو الان داشته باشم و قلبت جوری مچاله میشه که انگار همچی برات بی حس شده،انقدر این حس و تجربه کردم که الان میگم بی حسم،میگم هیچ احساس و هیچ حسی ندارم
"و در آخر جوری رفتار میکنی که انگار خوبی و هیچ چیزی نیست"
319
ولی هروقت دلت گرفت نگاهتو
به اسمون بدوز..
اون ماه رو ببین و باهاش حرف بزن
همون لحظه فکر کن من پیشتم و
سرت روی شونه هامه..
اون ماه جای منو میگیره.!
