uk
Feedback
Visual Alchemist

Visual Alchemist

Відкрити в Telegram

بیشتر در مورد چیزهایی که دوست دارم و سرم بهشون گرم بوده حرف می‌زنم + نسخه‌ی دیجیتال کارهام که توی پیجم می‌ذارم. https://instagram.com/hoseinghazii_?igshid=MzMyNGUyNmU2YQ== همیشه هم می‌تونین برای صحبت و هر سوالی که داشتین بهم پیام بدین. @hoseinghazi

Показати більше
2 259
Підписники
+1224 години
+27 днів
+5630 днів

Триває завантаження даних...

Залучення підписників
вересень '26
вересень '26
+46
в 0 каналах
серпень '26
+84
в 4 каналах
Get PRO
липень '26
+100
в 3 каналах
Get PRO
червень '26
+150
в 2 каналах
Get PRO
травень '26
+70
в 10 каналах
Get PRO
квітень '26
+11
в 0 каналах
Get PRO
березень '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+18
в 0 каналах
Get PRO
січень '26
+8
в 0 каналах
Get PRO
грудень '25
+45
в 2 каналах
Get PRO
листопад '25
+63
в 1 каналах
Get PRO
жовтень '25
+57
в 5 каналах
Get PRO
вересень '25
+30
в 2 каналах
Get PRO
серпень '25
+76
в 3 каналах
Get PRO
липень '25
+53
в 2 каналах
Get PRO
червень '25
+23
в 1 каналах
Get PRO
травень '25
+54
в 4 каналах
Get PRO
квітень '25
+45
в 9 каналах
Get PRO
березень '25
+50
в 1 каналах
Get PRO
лютий '25
+77
в 1 каналах
Get PRO
січень '25
+131
в 6 каналах
Get PRO
грудень '24
+38
в 4 каналах
Get PRO
листопад '24
+22
в 1 каналах
Get PRO
жовтень '24
+12
в 1 каналах
Get PRO
вересень '24
+1 257
в 4 каналах
Get PRO
серпень '24
+46
в 3 каналах
Get PRO
липень '24
+572
в 2 каналах
Get PRO
червень '24
+1 064
в 3 каналах
Get PRO
травень '24
+32
в 1 каналах
Get PRO
квітень '24
+54
в 4 каналах
Get PRO
березень '24
+94
в 3 каналах
Get PRO
лютий '24
+236
в 1 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
16 вересня+2
15 вересня+12
14 вересня0
13 вересня0
12 вересня+2
11 вересня+1
10 вересня0
09 вересня0
08 вересня0
07 вересня+2
06 вересня+4
05 вересня+3
04 вересня0
03 вересня+1
02 вересня+9
01 вересня+10
Дописи каналу
خوش‌بختانه فیلم کنسرتی که یکم شهریور توی اصفهان اجرا کردیم خوب پیش رفت و الان قراره یک تورِ دور ایران (هر جایی که در توانمون
خوش‌بختانه فیلم کنسرتی که یکم شهریور توی اصفهان اجرا کردیم خوب پیش رفت و الان قراره یک تورِ دور ایران (هر جایی که در توانمون باشه) داشته باشیم. بیست و هشتم این ماه توی سالنِ مرکزی رشت اجرا خواهیم داشت. بی‌صبرانه منتظر دیدن همتون هستم. ارکستر ما "احتمالا" از اولین ارکسترهای مستقل ایرانه که کیفیت و فرصت این رو داره که بتونه تور داشته باشه و مشخصا حمایتتون از ما باعث می‌شه مسیر برای هنرمندهای مستقل دیگه هم باز بشه. از اینجا می‌تونین بلیت بخرین.

2
حالا که بحث وارکرفت و جونِ دوباره گرفتنش شده. با خبرهای دو سه روز اخیر من مطمئنم دیابلو هم سرنوشت مشابهی داره. چندتا جا خوندم که انیمیشنش حتی از آرکین پرخرج‌تر خواهد بود و بازی جدید "عذرخواهی" بابت اون آشغال آخره. خلاصه که حداقل تا ۲۰۳۰ باید منتظر بمونیم برای دیدن همه‌ی این‌ها و نتایجشون، ولی ارزششو داره.
474
3
من حدود چهار ساله به همه می‌گم وارکرفت نه تنها برمی‌گرده، بلکه دوباره یکی از مهم‌ترین فرانچایزهای گیم می‌شه. با این نسخه‌ی Forever که معرفی شد بالاخره توی همون مسیر هستیم. آینده برای وارکرفت بسیار امیدوارکننده شده و این خبر خوبیه. وارکرفت (گیم و کتاب‌ها) بخش دوست‌داشتنی‌ای از اوایل نوجوونی منه که هنوز بهش فکر می‌کنم.
483
4
دیشب بسته الحاقی جدید وارکرفت معرفی شد و من یادم افتاد ی زمانی معنای فانتزی کتابای وارکرفتی بود که ریچارد ای ناک مینوشت. این+1
دیشب بسته الحاقی جدید وارکرفت معرفی شد و من یادم افتاد ی زمانی معنای فانتزی کتابای وارکرفتی بود که ریچارد ای ناک مینوشت. این کتابا به قدری معروف بودن که حتی شایعه شده بود وارکرفت در اصل چرک نویس تالکین بوده و ناک هم شاگرد تالکین بوده. احمقانه شاید به نظر برسه، ولی تقریبا ناک تنها کسی هستش که این شایعه درباره‌اش گفته شد. اینکه بگی کارت چرک نویس تالکینه، افتخار کمی نیست، ولی یه نکته خیلی باحال راجع به این کتابا هست
469
5
دیشب حدود دو ساعت نسخه‌ی early access بازی Far Far West رو بازی کردم، خیلی خوش گذشت بهم. بیشتر شبیه اینه که یک نفر تصمیم گرفت+1
دیشب حدود دو ساعت نسخه‌ی early access بازی Far Far West رو بازی کردم، خیلی خوش گذشت بهم. بیشتر شبیه اینه که یک نفر تصمیم گرفته نسخه‌ی سای‌فای/وسترن از Sea of Thieves رو بسازه و بهش گیم‌پلی هل‌دایورز و دووم رو بده. بازی بی‌نهایت فانه، کل محوریتش هم همین فان بودنه. تقریبا با همه‌چیز میشه "یک کاری" انجام داد؛ حالا این پرید داخلش باشه یا بلند کردنش (مرغه رو نگاه کنین) یا حتی ساز زدن. حدس می‌زنم چند نفره بازی کردنش هم جالب باشه. بازی عیب و ایراد هم داشت، ولی چون هنوز نسخه نهایی نیست می‌شه از کنارشون رد شد. یکسری جاها بالانس نبودنش باعث می‌شد بیشتر از حد سخت یا حتی غیرقابل بازی کردن بشه، مخصوصا توی باس‌فایت‌ها که مکانیک‌های بازی اجازه نمی‌دادن کاری که باید انجام بدی رو درست پیش ببری. ولی در کل پیشنهادش می‌کنم، قطعا نسخه‌ی کاملش که بیاد بیشتر بازی می‌کنم.
609
6
Немає тексту...
660
7
چیز
چیز
599
8
به مناسب تموم شدن نیمه‌ی اول کتاب کوربینی گفتم شاید بد نباشه یکی از بخش‌های مورد علاقم رو به اشتراک بذارم. واقعا کتاب خوبیه، آخرین باری که یک داستان علمی تخیلی اینقدر معذب کرد "سولاریس" از استانیسلاو لم بود و راستش انتظار هم نداشتم که دیگه چیزی بخونم که توی اون حد اذیت کننده باشه. تا اینجای کار خیلی دوستش داشتم، شاید ایده‌ی اصلی جدید نباشه (حتی برای ۲۰۰۶)، ولی جزئیاتِ کنارش و فرمِ داستان به طرز غافلگیرکننده‌ای خاصن. چند سال پیش یک انیمیشن کوتاه از روی این کتاب ساخته شده. مشخصا کتاب ۳۵۰ صفحه‌ای رو نمی‌شه توی یک انیمیشن ۴ دقیقه‌ای جا داد؛ اما تلاششون رو کردن که فضای داستان رو نشون بدن و خیلی هم با کیفیته. اگه دوست داشتین از اینجا ببینین.
834
9
تصور کن یک ماشین هستی. بله، می‌دانم. اما تصور کن نوع دیگری از ماشین باشی؛ ماشینی ساخته از فلز و پلاستیک، طراحی‌شده نه به دست انتخاب طبیعیِ کور و تصادفی، بلکه به دست مهندسان و اخترفیزیک‌دان‌هایی که چشمشان را محکم به هدف‌های مشخص دوخته‌اند. تصور کن هدفت نه تکثیر است، نه حتی زنده ماندن، بلکه جمع‌آوری اطلاعات. برای من تصورش آسان است. درواقع نقشی بسیار ساده‌تر از آن چیزی است که معمولاً از من می‌خواهند بازی کنم. در سمت سردترِ مدار نپتون، از میان مغاک سُر می‌خورم. بیشتر وقت‌ها برای هر ناظری در طیف مرئی فقط به‌شکل یک نبودن وجود دارم: سایه‌نمای نامتقارن و متحرکی که جلوی ستاره‌ها را می‌گیرد. اما گاهی، در چرخش آهسته و بی‌پایانم، با رگه‌های کم‌جان نور ستارهٔ بازتاب‌شده برق می‌زنم. اگر در همان لحظه‌ها مرا ببینی، شاید چیزی از ماهیت واقعی‌ام حدس بزنی: موجودی بندبند با پوستی از فویل، پوشیده از مفصل‌ها و دیش‌ها و آنتن‌های دوکی‌شکل. اینجا و آنجا زمزمه‌ای از یخِ انباشته به مفصل یا درزی چسبیده، شاید بقایای منجمد گازی که جایی در حوالی مشتری به آن برخورده‌ام. جاهای دیگر، جسدهای میکروسکوپی باکتری‌های زمینی را حمل می‌کنم که زمانی بی‌خیال روی پوست ایستگاه‌های فضایی یا سطح آرام ماه زندگی می‌کردند... اما در نصف فاصلهٔ کنونی من از خورشید بلوری شده بودند. حالا، به فاصلهٔ یک نفس از صفر مطلق، شاید با لمس یک فوتون خرد شوند. دست‌کم قلبم گرم است. آتش هسته‌ای کوچکی در سینه‌ام می‌سوزد و مرا نسبت به سرمای بیرون بی‌اعتنا می‌کند. اگر حادثه‌ای فاجعه‌بار پیش نیاید تا هزار سال خاموش نمی‌شود؛ و هزار سال به صداهای کم‌جان مرکز کنترل مأموریت گوش می‌دهم و هرچه بگویند انجام می‌دهم. تا امروز گفته‌اند دنباله‌دارها را مطالعه کنم. هر دستوری که در تمام عمرم گرفته‌ام شرحی دقیق و بی‌ابهام از همان دلیل اصلیِ وجودم بوده است. دیدِ کور (BLINDSIGHT) - پیتر واتس
737
10
Olivier Deriviere - Two-Toed Tom - Boss Fight.mp3
707
11
بدون شک بهترین بخش بازی هم Two-Toed Tom بود، یکی از هیولاهای فولکلور مورد علاقمه و واقعا خوش‌حال شدم از دیدنش توی این بازی. م+2
بدون شک بهترین بخش بازی هم Two-Toed Tom بود، یکی از هیولاهای فولکلور مورد علاقمه و واقعا خوش‌حال شدم از دیدنش توی این بازی. موسیقیش هم که ده از ده
816
12
اما در مورد مشکلات بازی... این بازی واقعا توی یک چاله‌ای که خودش کنده میوفته. هیزل (شخصیت اصلی - کسی که داستانش رو بازی می‌کنیم) افتضاحه، یعنی تک‌تک بخش‌ها رو اشتباه انجام دادن. من کاملا درک می‌کنم که این نوع از شخصیت یکی از متداول‌ترین‌هاست؛ کاراکتر قدر نشناسی که با اتفاقاتِ مختلف ادب می‌شه. اما حالا چرا اینقدر بد نوشتنش؟ ما باید این کاراکتر رو حدود ۱۳ ساعتی تحمل کنیم، از اون‌جایی که دهنش رو باز می‌کنه سطحی و بده تا جایی که دهنش رو در آخر می‌بنده. دیالوگ‌هاش بد نوشته شدن، آرک پیشرفتش کند و ضعیفه (هزاربار بلا سرش میاد تا یه چیزی رو بفهمه) و حماقتش اینقدری بالائه که خسته کننده می‌شه. بدتر اینکه هزار بار موجودات و شخصیت‌های مختلف به هیزل می‌گن «تو خیلی باهوش و شجاعی.». من چند بار بازی رو بستم از بس خسته بودم از کات‌سین‌های مسخره‌ای که شخصیت اصلی داشت. مورد دوم هم اینه که گیم‌پلی خیلی خسته کنندس، یعنی توی یک سطحی می‌رسه که سر کمبت من چشممو می‌بستم (از بس خوابم میومد البته) و با زدن دوتا دکمه راحت شکستشون می‌دادم، مشکل این بود که همون دوتا رو باید دستکم ۲ دقیقه می‌زدم تا ضعیف‌ترین چیز رو شکست بدم. بازی نمی‌تونست ریتم درست رو نگه داره، خیلی جاها الکی سعی می‌کرد تعداد ساعت گیم‌پلی بره بالا و تهش هیچی نمی‌شد. تقریبا نصف ماموریت‌های بازی در اصل سایدکوئست‌هایی بودن که زوری اورده بودن توی جریان اصلی بازی. همین باعث می‌شد به مرور کلافه بشم. در کل این دوتا مورد بد بودن، اما اینطوری نبود که بخوام بازی رو نصفه رها کنم. ارزش زمانتون رو داره اما واقعا What If بزرگی پشتشه، به نظرم south midnight می‌تونست استارت یک IP بزرگ توی صنعت گیم باشه، چیزی باشه که از لحاظ هنری و ادبی تحسین بشه. اما خودش خراب کرده و احتمالا از اون بازی‌هایی می‌شه که بیشتر مردم فراموشش می‌کنن.
657
13
از جنگ به بعد من تقریبا فرصت بازی کردن ندارم (کی داره؟ همه دنبال یه لقمه نونن الان) و توی یک ماه اخیر با هزارتا زور و زحمت تو
از جنگ به بعد من تقریبا فرصت بازی کردن ندارم (کی داره؟ همه دنبال یه لقمه نونن الان) و توی یک ماه اخیر با هزارتا زور و زحمت تونستم South of Midnight رو بازی کنم. بهتره اول از بخش‌های خوبش بگم. دنیاسازی این بازی واقعا تمیزه، ترکیب فولکلور و Southern Gothic با یک دنیایی که متمایله به رئالِ جادویی؛ خیلی خوب بود. یعنی من واقعا مایلم که چیزی بیشتر از این بازی توی این دنیا ببینم/بخونم. حس می‌کنم داستان‌های زیادی می‌شه از کنارش بیرون کشید و واقعا ارزشش رو هم داره. موسیقی متنش چطور تمام جوایز رو نگرفته؟ حتی یادم نیست آخرین بار کی یک ساندترکی شنیدم که این از کُر خوب استفاده کرده و به فضای داستان و آرت استایل هم میاد. من همیشه می‌گفتم اولیور دریویره برای بازی‌های AA خیلی خوبه، این بازی بهم ثابت کرد واقعا سطحش از کلِ تیم بالاتر بود. و مهم‌تر از اون دوتا، بازی south midnight خیلی خوشگله! انیمیت‌ها خوبن، نورپردازی بی‌نقصه، توی تکسچر کارشون عالی بوده، نگاه کردن به هر چیزی توی این بازی لذت بخش بود. این چیزیه که چند ساله اخیر خیلی کم دیدم.
646
14
از روزی که من دیزاین و تصویرسازی رو شروع کردم، همیشه دلم می‌خواست یک جلد برای ارباب حلقه‌ها طراحی کنم. واقعا بین بزرگ‌ترین آر
از روزی که من دیزاین و تصویرسازی رو شروع کردم، همیشه دلم می‌خواست یک جلد برای ارباب حلقه‌ها طراحی کنم. واقعا بین بزرگ‌ترین آرزوهای کاریم بود. خوش‌بختانه این فرصت برام پیش اومد! نمی‌تونم بگم چه‌قدر بابتش خوشحالم. تمام سعیم رو کردم که جلدها نزدیک به تصوراتِ خودم از کاراکترها بشن، نه چیزی که توی فیلم‌ها بودن. همینطور حسی رو بدن که خودم از ارباب حلقه‌ها گرفتم. کار نسبتا سنگینی بود، فکر کنم یک هفته‌ای اتود زدن و ایده‌های مختلف وقت گرفتن تا بالاخره به "فرودو بگینز" توی ذهنم رسیدم. اون کنار میدجورنی هم برای پرورش ایده‌ها و اضافه کردن جزئیات نهایی کمک کرد، خدا پدر و مادر Ai رو بیامرزه که اینقدر کار ما رو راحت کرده. به هر حال، با شناختی که از چاپخونه دارم، این جلد قراره از چیزی که می‌بینین خوشگل‌تر بشه. پ.ن: اینجا می‌تونین روند پیشرفت کار رو ببینین. XD
4 115
15
من اعتقاد جدی‌ای دارم که آثار مهم ادبی باید هر چند سال یکبار ترجمه‌ی جدیدی داشته باشن. نه اینکه ترجمه‌ی قبلی بد یا غیرقابل اس+1
من اعتقاد جدی‌ای دارم که آثار مهم ادبی باید هر چند سال یکبار ترجمه‌ی جدیدی داشته باشن. نه اینکه ترجمه‌ی قبلی بد یا غیرقابل استفاده باشه، فقط به خاطر اینکه ما بتونیم اون اثر رو با شکل متفاوت و بسته به زمان خودمون هم داشته باشین. خبر خوب، که حدس می‌زنم خیلی‌هاتون شنیده باشین، اینه که نشر آرلین ارباب حلقه‌ها رو استارت زده و جلد اولش هم آمادست. حدس می‌زنم توی پیش‌فروش آخر این ماه بتونین بخرینش. من با مترجم این کتاب قبلا توی کتاب Dungeon Crawler Carl همکاری داشتم (به جز طراحی جلد ویراستاری رو هم انجام دادم)؛ چند فصلی هم از ترجمه‌ی ارباب حلقه‌هاشون خوندم، می‌‌تونم بگم ترجمه‌ی خوب و قابل توجهیه.
1 056
16
امروز کمیک جدید ویچر رو خوندم (برق رفته بود و شارژ آیپد روی یک درصد بود، روی مک هم فقط همین رو داشتم، تقریبا هیچ آپشنی نبود.). مشکل اصلی این کمیک، دقیقا مشکلیه که تمامِ اقتباس‌ها (به جز ویدیو گیم) دارن. متوجه نمی‌شه که چرا ویچر موفقه، چرا مردم دوستش دارن و چی باعث شده اون یک فانتزی متفاوت باشه. ویچر در اصل یک پارودی از چند قرن داستان‌های خیالیه، هر چیزی که اون‌ها دارن رو به شکلی نشون داده که متفاوته و با کنایه بهشون نگاه کرده. اگه اون بخش از ویچر حذف بشه، داستان چیز خاصی نداره و حتی می‌شه گفت بسیار هم حوصله سربره. تقلیلِ ویچر به "یک قهرمان قدرتمند که هر با هیولایی رو می‌کشد" یک ظلمه، چون در اصل یک قهرمان رو داریم که وانمود می‌کنه قدرتمنده، اصلا در حد بیشتر هیولاها نیست. تفاوتش اینه که هوش بالایی داره و با کمک اون خیلی وقت‌ها از درگیری فرار می‌کنه و مشکلاتش رو به روش‌های مختلف حل می‌کنه. ویچر برای من دقیقا همون صحنه از ایندیانا جونزه که مرد عرب با شلاق آماده‌ی جنگیدنه، اما جونز با تفنگ بهش شلیک می‌کنه. خلاقیت و هجوِ پشت داستان جالبش کرده. تمام این‌ها رو گفتم تا تهش بگم این کمیک واقعا خوب نیست چون درک نکرده ویچر چیه و چیکار می‌کنه. طراحی‌ها قشنگن، می‌شه گفت ریتم خوبی داره و برای هفتاد صفحه خوب کار رو جمع کرده. اما ارزش خوندن نداره.
1 011
17
+1
Немає тексту...
828
18
البته باید بگم بدون کمک فاطمه‌ی عزیز @seraphicdiaries این کارها انجام نمی‌شد و حتی یک درصد از ویژوال‌های این کار رو نداشتیم. احتمالا حسینِ ۱۵ ساله خیلی سورپرایز می‌شد اگه می‌دونست ده سال بعد با همسرش نقاشی می‌کشه و اون نقاشی‌ها روی بیلبوردهای بزرگ می‌رن، چند صد هزار نفر می‌بیننشون و خیلی‌ها باهاش عکس یادگاری می‌گیرن.
1 111
19
واقعا ممنونم از همه‌ی کسایی که اومدن، خیلی خوش‌حال شدم از دیدنتون. امیدوارم برای کنسرت بعدی کمتر اذیت بشیم. این با اختلاف سخت
واقعا ممنونم از همه‌ی کسایی که اومدن، خیلی خوش‌حال شدم از دیدنتون. امیدوارم برای کنسرت بعدی کمتر اذیت بشیم. این با اختلاف سخت‌ترین کاری بود که تا الان انجام دادم. خیلی باعث افتخاره که کارِ نهایی توی این دوتا سانس آبرومندانه بود، چون تقریبا همون قضیه‌ی کشتی تسئوس سر این اجرا اومد و یکسری جاها واقعا از خودمون می‌پرسیدیم ارزش این همه سختی رو داره یا نه. به هر حال، به امید روزی که هنر وضعیت مناسب‌تری توی این کشور پیدا کنه. امیدوارم آیندگان بدونن که ما هر چیزی که داشتیم و تونستیم رو برای بهتر شدن وضعیت گذاشتیم وسط.
1 334
20
احتمالا خیلی‌هاتون خبر دارین که من کارگردان کنسرت هستم و اگه خبر ندارین زمانِ خوبیه برای خبردار شدن. چون بالاخره بعد از چند م+1
احتمالا خیلی‌هاتون خبر دارین که من کارگردان کنسرت هستم و اگه خبر ندارین زمانِ خوبیه برای خبردار شدن. چون بالاخره بعد از چند ماه کنسرت جدید داریم! یکشنبه‌ی هفته‌ی دیگه توی سیتی‌سنترِ اصفهان کنسرت داریم. قراره فیلم کنسرت نغمه‌ای از آتش و یخ (Game of Thrones) رو اجرا کنیم. خوش‍حال می‌شم ببینمتون. خرید بلیت
1 955