1 728
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
1 728
Repost from N/a
من نمیدونم ولی،من همیشه برای اینکه توی خیابون احساس امنیت بکنم دست مامانمو میگیرم،هروقت از آدم و عالم خسته میشم میرم توی بغل مامانم و مطمعنم که تمامه ناراحتی هام تموم میشه ،هروقت شبا خواب بد میبینم بازم میرم و از مامانم میخوام تا بهم ارامش و بده ،درسته که دارم بزرگ میشم اما همیشه همیشه اون تنها دختر یا زنی ِ میتونه مراقبم باشه ،
اگه یک روز دیدی زمانی که دارم باهات هم قدم میشم انقدر محکم بازوت و گرفتم بدون تو دقیقا جایگاهات با مامانم یکی شده و از همین حالا ازت ممنونم که مراقبم بودی .
من.
