•Furry Frames• 🐈⬛🎀✨
Відкрити в Telegram
• کتابها و چیزهای دیگر… ☁️🌈✨ • گربهای که میان قابهای فیلم و صفحات کتاب زندگی میکنه 𐙚 𓃠𓍯 ִֶָ𓂃 ᥫ᭡ @MyLimo_bot 💌☁️💗
Показати більше2 673
Підписники
+1524 години
+927 днів
+40230 день
Архів дописів
آدمها عوض نمیشوند؛ فقط بیشتر شبیه همان کسی میشوند که واقعاً هستند.
بازم یه اقتباس جذاب دیگه از پیرمرد قشنگم🥹👨🏽🦳👑
به دلیل اینکه ترجمه اثر بد بود، تصمیم گرفتم اقتباسی که ازش شده رو ببینم😭💃🏾( با اینکه همیشه معتقدم هیچی جای کتاب رو نمیگیره، اما دلم نمیخواست این داستان رو فقط به خاطر یه ترجمه ضعیف از دست بدم)
خوشبختانه انتخاب بدی هم نبود💅🏽چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم این بود که سریال اصلاً سعی نمیکنه با ترسهای کلیشهای مخاطب رو نگه داره؛ بیشتر روی بازی ذهنی بین شخصیتها و اون تعلیق آرومی که کمکم زیر پوست داستان میره تمرکز داره🧠👀 بردی هم از اون ویلنهایی بود که بیشتر از اینکه بترسونت، آزارت میده و همین جذابش میکنه👹🥲
شاید اگر کتاب رو با یه ترجمه خوب خونده بودم تجربه عمیقتری نصیبم میشد، ولی برای کسی که مثل من نمیخواست قید داستان رو بزنه، این اقتباس کاملاً ارزش دیدن داشت🙃🫰🏽حالا بیشتر از قبل دلم میخواد یه ترجمه درستوحسابی از کتاب پیدا کنم و ببینم کینگ این قصه رو روی کاغذ چطور روایت کرده👀👑🙇🏽♀️
بدون شک فصل اول برای من از بقیه خیلی جذاب تر بود🫠هم شخصیتپردازی قویتری داره، هم تعلیقش بهتره و هم تقابل بیل هاجز و بردی هارتسفیلد در اوج خودش قرار داره🔥از همون قسمت اول آدم رو درگیر میکنه🤌🏾
فصل سوم هم از نظر پرونده جنایی جذابه، اما حس و حالش متفاوته😶🌫️
فکر می کنم که انسان جانور عجیبی است از اینکه به این آسانی مرگ همنوعش را آرزو می کند.
قلعه مالویل
همیشه بدترین مصیبت هایی که به سر آدم می آید از طرف کسان خودش است .
قلعه مالویل
دیگر دنیا چیزی بجز یک گورستان عمومی نبود و من و رفقایم را در این کشتارگاه زنده گذاشته بودند تا مرده ها را به خاک بسپاریم و با بوی آنها عمر به سر آریم.
قلعه مالویل
کتاب قلعه مالویل 🏰💥🎒
𓂃˖ ִִֶֶָָ𓂃 ˖ ִִֶֶָָ𓂃 ˖ ִִֶֶָָ𓂃˖ ִִֶֶָָ𓂃˖ ִֶָ
💥توضیح کلی:
کتاب درباره بقا، قدرت، سیاست، مذهب، کشاورزی، روابط انسانی و ساختن یک جامعه جدیده؛ برای همین بیشتر از اینکه یک رمان آخرالزمانی باشه، یه رمان اجتماعیه که اتفاقاً در دنیایی ویران روایت میشه.
🪐خلاصه:
احساسی که این چند هفته اول بعد از واقعه در شخص من به جا گذاشته است.
چه در داخل زندگی دسته جمعی ما و چه در خارج از آن- همچون پرده ای خاکستری رنگی است که از درد گنگی و خاموش و راکد ماندن و افقی مسدود و تلاش هایی بی ثمر.
🐈⬛نظر من:
امانوئل کومت همراه چند نفر دیگه هنگام وقوع یک انفجار هستهای داخل زیرزمین قلعه مالویل پناه میگیرن و از معدود بازماندههای حادثه میشن🏭💥 بعد از بیرون اومدن از قلعه، با دنیایی روبهرو میشن که تقریباً هیچ شباهتی به قبل نداره. شهرها نابود شدن، بیشتر مردم از بین رفتن و هیچ قانونی وجود نداره🌎💥
از اونجا به بعد داستان درباره اینه که این گروه چطور سعی میکنن زندگی رو دوباره بسازن💪🏾 باید غذا تولید کنن، امنیت برقرار کنن، با بازماندههای دیگه ارتباط بگیرن و برای هر تصمیمی که میگیرن، مسئولیتش رو بپذیرن🤧
هرچی جلوتر میریم، داستان فقط درباره زنده موندن نیست؛ درباره اینه که آیا میشه دوباره چیزی به اسم جامعه و تمدن ساخت یا نه👀
قبل از شروع کتاب، انتظار داشتم یه داستان پر از تعقیب و گریز، کمبود غذا و نبرد برای بقا بخونم؛ از اون کتابهایی که هر چند صفحه یه اتفاق شوکهکننده میفته. ولی خیلی زود متوجه شدم «قلعه مالویل» اصلاً قرار نیست چنین تجربهای باشه👀🫠 نویسنده عجلهای برای هیجانزده کردن خواننده نداره و تقریباً از همون ابتدا مشخصه که میخواد روی چیزهای دیگهای تمرکز کنه🥲
چیزی که بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد این بود که بعد از نابودی دنیا، بزرگترین مشکل شخصیتها پیدا کردن غذا یا اسلحه نیست؛ بلکه اینه که چطور دوباره کنار هم زندگی کنن🛖 اینکه چه کسی تصمیم بگیره، چه قانونی وجود داشته باشه، آیا باید به غریبهها اعتماد کرد یا نه و اینکه تا کجا میشه برای زنده موندن از باورها و اصولت کوتاه اومد📿 این سؤالها باعث شد کتاب برای من خیلی فراتر از یک داستان آخرالزمانی باشه:))
ریتم داستان نسبتاً آرومه و نویسنده زمان زیادی رو صرف جزئیات زندگی روزمره میکنه🌚 شاید برای بعضیها این موضوع خستهکننده باشه،
ولی من حس کردم همین جزئیات باعث شده دنیای کتاب واقعیتر به نظر برسه🦦 وقتی چند فصل درباره کاشت محصول، تقسیم آذوقه یا تصمیم گرفتن برای آینده میخونی، کمکم احساس میکنی خودت هم عضوی از اون قلعه شدی💘
یکی دیگه از چیزهایی که دوست داشتم این بود که کتاب مدام خواننده رو وادار میکنه به این فکر کنه که اگر تمام چیزهایی که امروز بدیهی به نظر میرسن از بین برن، دوباره از کجا باید شروع کرد⁉️ مدرسه؟ قانون؟ کشاورزی؟ یا اعتماد بین آدمها؟ شاید موقع خوندن این سؤالها خیلی ساده به نظر بیان، ولی بعد از بستن کتاب هنوز ذهنت رو درگیر نگه میدارن🧠⚡️
آخر کتاب برای من بیشتر از اینکه درباره آخرالزمان باشه، درباره شروع دوباره بود🌱اینکه تمدن چقدر شکنندهتر از چیزیه که فکر میکنیم و در عین حال آدمها چقدر توانایی دارن که از دل ویرانی، دوباره چیزی شبیه زندگی بسازن🪵🍃🌝
فکر میکنم تنها نکتهای که ممکنه برای بعضی خوانندهها خوشایند نباشه، همین روند آروم داستانه😬 اگر هدفتون فقط هیجان و اتفاقات پشت سر هم باشه، احتمال داره اوایل کتاب کمی سخت پیش بره🫠 اما اگر از داستانهایی لذت میبرید که بیشتر روی فکر، تصمیم و روند شکل گرفتن اتفاقات تمرکز دارن، به نظرم از خوندنش پشیمون نمیشید🫶🏽✨
برای من «قلعه مالویل» از اون کتابهایی بود که بعد از تموم شدنش بیشتر از زمان خوندنش توی ذهنم موند✨ نه به خاطر انفجار هستهای یا فضای آخرالزمانی، بلکه به خاطر این سؤال که اگر واقعاً همه چیز از نو شروع بشه، ما آدمها چه دنیایی دوباره خواهیم ساخت؛ همون دنیای قبلی، یا این بار متفاوتتر؟
و از اون دسته کتابایی شد که نمیتونم به همه پیشنهادش بدم🥲
من به همراه کتاب، نسخه صوتیش رو هم گوش دادم که خیلی لذت بخش کرده بود داستانو🥹
بهتون پیشنهاد میدم نسخه صوتیشو گوش بدید و کیف کنید🫶🏽🫠
#review : 4/5.5 ⭐️
من از سینمای ۲۰۲۶ توقع بیشتری داشتم، واقعاً🧌
این چی بود؟!
اونم با همچین امتیازی🫤
تازه آخرش هم یه پایان کاملاً سیندرلایی تحویلمون داد؛ انگار فقط میخواستن همهچیز به زور قشنگ تموم بشه😬 هرچی جلوتر رفت، کلیشهایتر و قابل پیشبینیتر شد😒
