pudding patrol
Відкрити в Telegram
in your eyes, i find the calm i never knew i needed. 🥞🧋 t.me/meowdung
Показати більше2 154
Підписники
+2524 години
+337 днів
+5930 день
Архів дописів
⋆ بهشون بگید اینجا خوابگاهشون نیست 😭
مینهو : (یهو محکم ناک اوتش میکنه)
جیسونگ : اوه چاگیا
⋆ بسوزه پدر تجربه هان جیسونگ؟؟
جیسونگ : اشکال نداره لینو هیونگ حتی اگه محکم بزنیش هم خوشش میاد
مینهو : چی میگی؟ 😭
⋆ یکی دیگه از اسرار خوابگاهشون فاش شد
مینهو : میتونی جیسونگ رو محکم بزنی ولی
جیسونگ : چی؟!
مینهو : نه؟
چان : شنیدم شما دوتا زیاد تو خوابگاه مبارزه میکنید
جیسونگ : والا تاجایی که من میدونم بیشتر یه طرفه کتک خوردم.
⋆ بابای ریچارد vs بابای سوندونگدوری
جیسونگ : بابا هیونگ یه ذره بهم آسون بگیر!
⋆ دنبال بهونهست به شکم هیونگش دست بزنه:(
چان : وای واقعا فرق میکنه. برای شما دوتا وقتی زدم یه جورایی مستقیم رفت تو. ولی برای مینهو انگار سد راهش میشه.
جیسونگ : منم امتحان کنم.
⋆ مینهو با کون رفت تو دستهی کاناپه و پخش زمین شده بود ولی جیسونگ باز داشت کمکش میکرد. 😭
جیسونگ : مینهو پشت سرت. پشت سرت!
00:03 یک نفر گفت "جوری که جیسونگ وقتی مینهو دست زد به صورتش، برای یه لحظه نفس نکشید."
⋆ مینهو تمام طول بازی داشت اشتباه میزد.
جیسونگ : منم. بابا منم... اینور نه، اینجا نه. برو اونورو داشته باش. هیونجین بیا اینجا.
مینهو : (به جای هیونجین رفت پیش جیسونگ خواست بگیرتش)
جیسونگ : منم، منم... بابا میگم منم! (زد تو سر مینهو 😭)
هیونجین : این کیه؟
جیسونگ : مینهو هیونگه.
بازی بعدی زامبی شدن همدیگه رو گیر بندازن ولی مینهو چسبیده بود به جیسونگ هی جیسونگو میگرفت (همتیمیش بود😭)
قیافهی جیسونگ خیلی "اوه عزیز دلم اینا چی میگن؟ تو واقعاً همچین خبط و خطایی کردی؟"
⋆ جیسونگ برگاش ریخته بود چون فهمید وقتی وارد سالن شده که در یه اتاقو باز و انتخابش کنه، همه بهش خیانت کردن. 😭
چان : ما وقتی جیسونگ اومد داخل درو قفل کردیم (همه میخندن)
مینهو : ما هم قفلش کردیم. داشتیم درو فشار میدادیم (که نیاد)
امیدوارم هرکس که پستای اینجا رو برای دوستاش میفرسته همین ماه زن گیرش بیاد 💗
