uk
Feedback
Dont trust🚩

Dont trust🚩

Відкрити в Telegram
969
Підписники
Немає даних24 години
-9907 днів
-1 09130 днів

Триває завантаження даних...

Залучення підписників
червень '25
червень '250
в 0 каналах
травень '25
+3
в 0 каналах
Get PRO
квітень '25
+2 112
в 0 каналах
Get PRO
березень '250
в 0 каналах
Get PRO
лютий '250
в 0 каналах
Get PRO
січень '250
в 0 каналах
Get PRO
грудень '240
в 0 каналах
Get PRO
листопад '24
+1
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '24
+2
в 0 каналах
Get PRO
вересень '24
+1 449
в 0 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
10 червня0
09 червня0
08 червня0
07 червня0
06 червня0
05 червня0
04 червня0
03 червня0
02 червня0
01 червня0
Дописи каналу
meow
meow

2
Немає тексту...
132
3
اگر می‌توانستم از آسمان و سقف اتاقم عذرخواهی میکردم بابت همه‌ی شب هایی که به آنها خیره شدم و چیزهایی را به یاد آوردم که باید فراموش میکردم..
108
4
Немає тексту...
175
5
Немає тексту...
78
6
لبخند میزد‌ چون اسان تر از توضیح دادن غم هایش بود.
206
7
در قلبی اما دور از تن
209
8
Vinak – Khat.mp3
209
9
🎀🌿
🎀🌿
241
10
“اتاق ۲۱. جایی که هیچ‌کس نمی‌خاهد به ان نزدیک شود. نه به خاطر ترس از انچه که در انجا می‌گذرد، بلکه به خاطر انچه که در دل یک نفر در ان اتاق به خاب رفته است. دیوونه‌ای که روزها در ذهنش با دنیای بیرون مبارزه می‌کند، و شب‌ها در سکوت اتاقش، با خود می‌جنگد. او، قاتل است. نه به این خاطر که از خون لذت می‌برد، بلکه به خاطر این که در دنیای خودش، تنها راهی که برای ارامش می‌بیند، کشتن است. کشتن کسانی که شاید در نگاه او، هرکدام نماد چیزی بودند که دیگر نمی‌خاست در این دنیای سردو بی‌رحم باشد. شروع این داستان هیچ‌وقت واضح نبود. در اغاز، او فقط یک انسان معمولی بود. کسی که شاید روزهایی پر از درد داشت، اما هیچ‌کس نمی‌دانست که ان درد، کم‌کم به زخم‌های عمیق تبدیل میشوند فقط به دنبال فرار بود. فرار از خودش، فرار از دردهایی که هر روز در دلش پنهان می‌شد. «اما در اتاق ۲۱ فرار به جایی نمی‌رسید. تمام روزها،شب‌ها،و لحظه‌ها در ذهن او،شبیه یک فیلم ترسناک تکراری بودند. هیچ‌چیز از انچه که در اطرافش می‌گذشت برایش حقیقی نبود. جهان بیرون فقط یک تئاتر بی‌روح بود، و او تنها تماشاگر، ان هم درون قفسه‌ای بسته و تنگ. او به کسانی که در این دنیای خاکی زندگی می‌کردند، نگاه می‌کرد، اما احساس می‌کرد هیچ‌کدام از انها درک نمی‌کنند چه چیزی در دلش می‌گذرد. در یک شب تاریک، وقتی هیچ‌کس صدای قدم‌های او را نمی‌شنید،دوازدهمین قربانی خود را پیدا کرد. دستی که در تاریکی به جان کسی می‌افتد، نه از روی شقاوت، بلکه از روی وحشتی عمیق و ناشناخته. قتلی که به نظر بی‌مفهوم می‌اید اما برای او راهی بود برای رهایی از کابوس‌های بی‌پایانی که هر شب به سراغش می‌امدند.
229
11
😮‍💨
😮‍💨
220
12
Tel | byiliyaw – byiliyaw(remix).mp3
109
13
Немає тексту...
198
14
Немає тексту...
196
15
یادم کن آنقدر که فراموش کرده ای
203
16
Arta Behesh Begid.mp3
237
17
با هیچ جمعی حس نزدیکی نمی‌کنم انگار هیچ بحثی به من مربوط نیست. دور ایستاده‌ام، و از دور همه چیز کوچک٫ارام٫ و بیهوده به نظر می‌رسد.
291
18
🧡
🧡
454
19
بی تربیت
436
20
🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
426