چای لب سوز.
Відкрити в Telegram
مامان این خونه𖧧 t.me/BluChtBot?start=60a6a101b1ddac888d43 🇨🇳https://www.instagram.com/natellyl?igsh=OG8zMW5paGlobmto
Показати більше5 072
Підписники
Немає даних24 години
-117 днів
-3330 днів
Архів дописів
5 072
خواب دیدم ،
حالم تو خواب یهو بد میشه ناراحت بودم خیلی یهویی،بعد نمیدونم اون نفر کی بود ولی محکم بغلم کردم و گفت هیچی نیست،انقدر بغلش محکم و امن بود من حتی رفتم اسمشو صدا بزنم یادم نبود ،
حتی چهرشم نتونستم ببینم.
5 072
خیال بباف،نفسای عمیق بکش،کتاب بخون،ذوق کن ،ذوق همون جزئیات،باید هرجور که میشه زنده موند و حاله خودمون رو خوشحال نگهداریم،بریم یه آهنگ بزاریم برقصیم،ساده خوشحال باشیم.
5 072
احتياج دارم دقيقههای متوالی بوسيده شم، توی آغوشی فشرده شم، بیدليل اسم صدا كنم و جانم بشنوم، فاصلهی بين انگشتام با انگشت هایی پر شه، چشم ببندم و پلک هام بوسيده شن، روی پاهايی بشينم و سرم روی شانهای باشه،دستی به پشتم كشيده شه و تاب موهام نوازش شن.احتياج دارم بدون نفس بوسيده شم.
-فرفره.
5 072
دلم میخواد؛
زمستون باشه، صبح از خواب بلند بشی، همه جا سکوت مطلق باشه،پرده اتاق رو بزنی کنار و ببینی همه جا پر از برفه🌨.
5 072
کاش الان لب ساحل مینشستم و از شدت ابری بودن هوا، غمی که تو دلمه لبریز میشد و های های میزدم زیر گریه و برای بهتر شدن حالم چایی میخوردم و اینقدر راه میرفتم که زمان از دستم در بره.
5 072
دستها قشنگن، موقع دم کردن چایی برای خودت،موقع نوازش موهای یار ،موقع بافتن موهات با دستاش،موقع بغل کردن رفیق،موقع پاک کردن اشک رفیق،وقتی کتاب ورق میزنن.
