uk
Feedback
چای ‌لب سوز.

چای ‌لب سوز.

Відкрити в Telegram
5 072
Підписники
Немає даних24 години
-117 днів
-3330 днів
Архів дописів
برای من عشق حقیقی، پیداکردن کسی است که خانه‌ی تو باشد،پیش او امنی، نقاب نداری، از گفتگو و سکوت با او لذت می‌بری، و دلت می‌خواهد به همه‌ی دنیا نشانش بدهی و بگویی این خورشید شخصی من است، حتی وقتی در آسمان نگاهم نیست، قلبم را آرام و گرم نگه می‌دارد.

برای آنکه چیزی از خود به تو بفهمانم،جز چشم‌هایم چیزی ندارم.

photo content

در درونم نور کوچکی احساس می‌کنم،چیزی شعله‌ور نبود،بیشتر شبیه یک شمع کوچک که به طور مداوم نور می‌دهد.

+5

photo content

«یه وقتا هم نگذشت شد بغض و اندوه» *خونه مادرجون.

از خودم پرسیدم +حس میکنی داری بهتر می‌شی؟ می‌خواستم بهتر بشم،از تاریکی به روشنایی،از ضعف به قدرت،از درب و داغون به سالم،«همینو میخواستم» ،راستش حس میکنم خیلی آسیب پذیرم،«انگاری یکبار شکستم و دوباره تکه‌هام رو با چسب به هم چسبوندم.»

⋆˙⊹。⋆ بیش از هر چیزی به خلوت نیاز داشت،اما گاهی دلش کسی از جنس خود را می‌خواست که دستش را بگیرد و با خود به گوشه قلبش ببرد و
+1
⋆˙⊹。⋆ بیش از هر چیزی به خلوت نیاز داشت،اما گاهی دلش کسی از جنس خود را می‌خواست که دستش را بگیرد و با خود به گوشه قلبش ببرد و کلکسیون خیالات زیبای درونش را به او نشان دهد.

بارون خوبی در حال باریدنه ،کاش تا آخر شب ادامه داشته باشه که بتونم‌کنار پنجره به تماشا بنشینم با استکان چاییم.

برای من که زمان درستش نکرد،«همه چیز دست خودم هست».

+2
₊ ࣪𓏲✿#Music [ @Ohayoll ⁺ ⟡

🕯♡ ˖˚🌧˖˚✧📖🎧

حس میکنم همچون پری کوچک غمگینی هستم که در اقیانوسی مسکن دارد.

اونجا که شاملو میگه من ریشه های تو را دریافته ام،بنظرم عمیق ترین نوع از ارتباط همین می‌تونه باشه و خیلی شگفت انگیزه رسیدن به این مرحله از شناخت آدمی゚✧.

photo content

آدم ممکنه شادیشو به خیلیا بگه ولی غمش رو نه، غمِ آدم محرم می‌خواد قربونت.

photo content

تو بازم اون آدمِ خوشحال که بودی خواهی شد نگران نباش.